Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 97588
تعداد بازدید : 2243

انتساب افعال به خدا

از ماست که بر ماست!

در قرآن و در تعالیم اولیای دین این را به ما آموزش داده اند که هر نیکی به ما برسد از خداست و هر بدی از خودمان. اما شاید برای ما این این پرسش مطرح شود که مگر همه افعال به اراده و ایجاد خداوند نیست؛ پس چگونه است که نیکی را باید به خدا نسبت دهیم، اما بدی را به خودمان؟ یادداشت زیر پاسخی تمثیلی است به این پرسش.

 در باب انتساب افعال به خدا

از کتاب جبر و اختیار، اثر آقا جمال خونساری

از آموزه های اسلامی یکی این است که هر آنچه برای انسان از خوبی هست یا هر خوبی که از انسان سر می زند، یا هر خوبی که به انسان می رسد، از خداست و هرچه از بدی در انسان هست یا از او سر می زند یا به او می رسد، از خود اوست. خداوند متعال در قرآن مجید در این خصوص می فرماید: «... و ما اصابک من حسنة فمن الله وما اصابک من سیّئة فمن نفسک» آنچه از نیکی به تو می رسد از سوی خداست و آنچه از بدی به تو می رسد, از سوی خودت است. (نساء، ۷۹)

و در همین باره از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: «خداوند می فرماید: فرزند آدم! با خواست و اراده و توانایی من به سامان دهی امور می پردازی و کارهایی را که برعهده داری و باید انجام دهی، انجام می دهی، سرپیچی می کنی و دامن به گناه می آلایی. من تو را شنوا، بینا و توانا قرار دادم. آنچه نیکی از تو سرمی زند، از سوی من است و آنچه گناه از تو سر می زند، از توست؛ زیرا من به نیکی های تو، از تو سزاوارترم، و تو به گناهان از من سزاوارتری؛ و همه بدین خاطر است که من مورد سؤال از آنچه انجام می دهم نیستم، اما انسان ها همه در برابر آنچه می کنند، باید پاسخگو باشند.» (مجلسی، بحارالأنوار، 56، 5)

این موضوع که خوبی های ما یا اتفاقات خوبی که برای ما می افتد، منتسب به خدا و بدی هامان منتسب به خود ماست، علاوه بر آیه کریمه و این روایت شریفه در جاهای دیگر از منابع اسلامی نیز مطرح شده است. اما، پرسشی که ممکن است در برخورد با این موضوع در ذهن ما نقش ببندد این است که چگونه است با وجود اینکه هر دو فعل خوب و بد از ما و با اختیار ما سر می زند، یکی منتسب به خدا و دیگری منتسب به خود ما باشد؟ یا حتی ممکن است این طور بپرسیم که مگر نه اینکه همه افعال و همه حوادث، به خواست و اراده و ایجاد خداوند محقق می شود، پس چگونه است که باید خوبی ها را به خدا و بدی ها را به خودمان منتسب کنیم؟

پاسخ این پرسش را به گونه های مختلف پاسخ داده اند اما مرحوم آقا جمال خونساری این موضوع را با مثالی توضیح می دهد که شاید از هر جوابی گویاتر باشد. وی می گوید:

هنگامی که آفتاب بر دیواری بتابد، یک سوی دیوار نور دارد و یک سوی آن سایه. با آنکه هر دو از خورشید پدید آمده و هر دو به دیوار بستگی دارند، لکن خورشید، دهنده نور است [و دیوار ایجادکننده سایه. پس آنچه را باید به خورشید نسبت داد، نور است] نه سایه؛ اگر هم سایه را به خورشید نسبت دهند، در حقیقت، نسبت دادن سایه به خورشید بالعرض است. از این رو، خورشید می تواند به دیوار بگوید: روشنی تو از من است و من بدان سزاوارترم، لکن سایه از توست و تو نسبت به آن از من سزاوارتری. حاصل سخن اینکه، منتسب بودن را باید از اثرگذاری و پدید آوری جدا کرد. (با اندکی ویرایش، به نقل از یعقوبی، ابوالقاسم، سرنوشت و سرشت از دیدگاه آقا جمال خوانساری، مجله حوزه، آذر و دی و بهمن و اسفند 1377، شماره 89 و 90)

به این گونه، در توضیح مسئله بالا می توان گفت، آنچه از خدا به ما می رسد، وجود ما و حول و قوه و اختیار برای انجام کارهاست، که عین نور و خیر است؛ اما ما ممکن است با اختیاری که داریم همچون سایه ای مانعی بر سر راه تحقق خیر در خود و در عالم شویم. پس درست است که بگوییم هر خیری به ما می رسد و یا از ما سر می زند، از خدا؛ و هر شری یا هر محرومیتی از ماست.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :