Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96867
تعداد بازدید : 2279

اصلی ساده برای تشخیص صواب از خطا

در یاداشت پیش رو به یک اصل ساده اما کارآمد در تشخیص صواب از خطا و درست از نادرست اشاره کرده ام. این اصل را از فحوای روایتی از امام رضا (علیه السلام) استفاده کرده ام که البته خود آن روایت ارزش بیشتری برای خواندن دارد.

یک راه ساده برای تشخیص صواب از خطا

علی موحدیان عطار

گاهی می شود که در تشخیص یک حکم و یا مصداق یک آن، تردیدها و ابهام هایی رخ می دهد. در مواردی، که شاید به سبب منازعات یا اختلافات فقهی و یا ابهاماتی که ممکن است در تشحیص مصداق یک حکم وجود داشته باشد، نتوانیم به روشنی به وظیفه خود پی ببریم، یک راه حل ساده، ارجاع آن به یک پرسش یا مسئله با دو جواب یا راه حل غیر قابل جمع است. در این صورت، انسان بهتر می تواند دریافت وجدانی خود از حقیقت را شناسایی کند و میان آن دو یکی را حق ودیگری را باطل اعلام کند.

در  کتاب قرب الاسناد حدیثی از حضرت رضا (علیه السلام) نقل کرده است که از آن می توان به عنوان یک اصل کلی در تشخیص برخی مبهم یا مورد منازعه استفاده کرد. مطابق این روایت، ريان بن صلت گفته که به حضرت رضا (عليه السّلام) عرض كردم هشام ابن ابراهيم عباسى از شما نقل مي كرد كه گوش دادن غنا را اجازه فرموده‏ايد. فرمود: دروغ گفته است آن فاسق! چنين نيست؛ از من در باره شنيدن غنا پرسيد، گفتم مردى خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيد و از شنيدن غنا سؤال كرد. [آن حضرت] فرمود: بگو ببينم اگر خداوند بين حق و باطل جمع نمايد (یعنی بگوید غنا از یکی از این دو حال بیرون نیست: یا باطل است و یا حق) غنا جزء كداميك از اين دو است؟ آن مرد گفت: جزء باطل خواهد بود. آن جناب به او فرمود: همین كافى است؛ خود را محكوم نمودى (یعنی تو خودت حکم را بیان کردی). من به او اين حرف را زدم. (زندگانى حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام: ترجمه جلد 49 بحار الأنوار، ص: 239)

چنان که شاید دریافته باشید، این روایت می تواند به ما چیزی فراتر از حکم غنا را بفهماند. از این حدیث شریف می توان برداشت کرد که در مواردی که شما در حکم چیزی یا در تشخیص مصداق حکمی، دچار تردید می شوید، با تاویل بردن آن به یک پرسش یا مسئله دووجهی، که فقط یکی از دو پاسخ یا دو راه حل را می توان در باره آن صادق دانست، می توانید حکم بسیاری از امور را دریابید.

البته باید تاکید کنم که مراد این نیست که این روش را می توان مانند یک قاعده کلی فقهی برای تشخیص همه احکام مورد استفاده قرار داد، بلکه می خواهم بگویم در مواردی که ممکن است حکمی در عین وضوح، مورد تردید و بحث و جدل قرار گیرد، می توان با حذف همه احتمالات موهوم و منحصر کردن امر بین حق و باطل، وجدان خود را به آستانه درک حقیقت رساند و راه شک و تردیدها و توجیه های واهی را بست.

از قضا این نوع معضل های دینی کم نیست. موارد زیاد هست که با وجود بحث های فقهی دامنه دار و چه بسا با وجود روشن بودن حکم، اما هنوز تشخیص وظیفه شان برای بسیاری به روشنی معلوم نیست یا اگر هست، مجال برای طفره رفتن و یا تردید کردن در انجام وظیفه باقی است . اگر بخواهم جز مورد غنا برای این موضوع مثال دیگری بیاورم، می توانم به مسئله نگاه کردن به تصاویر برهنگی و اصطلاحا »پورن» اشاره کنم. بسیاری از فقها نگاه کردن به تصویر یا هر موضوعی را با قصد لذت بردن و با وجود ترس از درافتادن به گناه، حرام می دانند. اما همین شرایط تودرتو و عدم صراحت و یا برخی تفاوت های جزئی که در فتاوی هست، سبب می شود که چه بسا کسانی در مواردی به تردید افتاده و مصادیقی از مشاهده این گونه تصاویر را، قابل بحث بدانند و مثلا در تحقق قصد لذت در همه موارد تردید کنند و یا در ترس از افتادن به فساد در همه موارد تشکیک ورزند و ...

حالا اگر در چنین وضعیتی از اصل بالا استفاده کنیم، با اندکی صداقت با خود، می توانیم به وظیفه و درست و نادرستِ کار پی ببریم؛ کافی است از خود بپرسیم اگر دیدن این تصاویر از دو حال خارج نباشد، یا حق باشد و یا باطل و به عبارت دیگر، یا درست باشد یا غلط، یا صواب باشد یا خطا، آن گاه خود ما اگر بخواهیم قضاوت کنیم، آن را جزء کدام یک از این دو خواهیم دانست؟ نیازی به یادآوری نیست که در اینجا فرض این است که نمی توانیم صورت سومی مطرح کنیم و یا سخن از فرض های مختلف بگوییم. در چنین وضعیتی اگر صداقت داشته باشیم، یقینا خواهیم گفت که دیدن پورنوگرافی مصداق حق و صواب و کار درست نیست که در این صورت ناچار منطقا باید مصداق باطل و خطا و کار نادرست باشد.

مثال دیگری هم می توان آورد که شاید آن هم برای برخی موضوعیت داشته باشد؛ فرض کنیم در باره حکم پوشیدن مانتوهای تنگ و چسبان که بدن نماست، یا به تن کردن ساپورت با مانتوی کوتاه در منظر عموم، تردید داریم و مطالبی هم که در استفتائات گفته شده یا به لحاظ بیان حکم ابهام داشته و به صراحت تکلیف را معلوم نکرده باشد، و یا به لحاظ تعین مصداقی ایهام داشته و به ما کمکی در تشخیص وظیفه مان نکند. در چنین وضعیتی نیز می توان از اصل بالا کمک گرفت. کافی است از خود بپرسیم، اگر حکم و وظیفه و یا کار درست در مورد پوشیدن چنین لباسی در جامعه و در منظر نامحرمان، از دو حال بیرون نباشد: یا حق و یا باطل، ما در صورتی که نتوانیم فرض یا شرط دیگری را مطرح کنیم، در این باره چه قضاوتی خواهیم کرد و این نوع پوشش را به کدام طرف ملحق می کنیم، حق یا باطل، صواب یا خطا، درست یا نادرست؟ بدیهی است که هیچ فرد منصفی، اگر فقط بخواهد با یک کلمه پاسخ دهد، نخواهد گفت که چنین پوششی مصداق حق و صواب است.

چنان که ملاحظه می کنید، در کاربستِ این روش، دو مؤلفه ضروری است: یکی کنار نهادن فرض ها و شرط های دیگر و محدود کردن جواب، به یکی از دو گزینه؛ و دوم، صداقت و انصاف و التزام به وجدان حق شناس. بدیهی است این اصل برای کسانی قابل طرح است که می خواهند درست زندگی کنند اما گاهی در باره درست و نادرست و صواب و خطا و حق و باطل دچار ابهام و تردید می شوند.

نکته آخری که در باره این حدیث شریف می توانم بگویم اینکه امام رضا و امام باقر (علیهما السلام) در آن گفت وگو از یک حقیقت روان شناسانه استفاده برده اند و آن اینکه انسان ها در بسیاری از موارد به طور وجدانی می دانند حق چیست و باطل کدام، درست چیست و غلط کدام، صواب چیست و خطا کدام، اما بنا به کشش ها و دواعی و عواطف و هیجانات و خواسته هایی که دارند، از هرآنچه که بتواند به نحوی شانه آنها را از زیر بار حق و صواب و کار درست خالی کند و به خواسته شان برساند، استفاده می کنند. این البته مختص به انسان های بی دین نیست، بلکه در بسیار از موارد دینداران هستند که با پرسیدن و تشکیک کردن و سفسطه و انواع روش های ابهام آفرین می کوشند تا توجیهی شرعی برای تصمیمات و اعمال خطا یا نادرست و یا باطل خود فراهم آورند. در چنین مواردی بهترین روش همین محدود کردن امکان فرض تراشی و سفسطه بافی و قرار دادن خود یا طرف مقابل بر سر تصمیم و انتخاب وجدانی است.

 

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :