شنبه 27 مرداد 1397 - 7 ذيحجه 1439 - 2018 آگوست 18
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95226
تعداد مشاهدات : 1964

دستورالعملی از آیه الله میرجهانی

دستورالعملی جامع برای سعادت

آنچه پیش رو دارید دستورالعملی جامع از یکی از علمای بزرگ اصفهان است که عمری را در راه خدا با تعبد و پیروی از اولیای دین سپری کرد. او در این دستور العمل هرآنچه را که یک متدین واقعی باید بداند و عمل کند آورده است.

دستور العملی جامع از مرحوم میرجهانی

مرحوم آیه الله میرجهانی در یک دستور العمل  جامع که برگرفته از آیات و روایات بوده و می توان گفت چکیده و فهرستی از همه آن چیزی است که در تعالیم قرآنی و روایی برای زندگی مومنانه وجود دارد، گفته اند:

اينجانب محمد حسن ميرجهانى براى تذكر به برادران دينى خود وكسانى كه مى‏خواهند مؤمن باشند و طالب تزكيه نفس‏اند، به حكم(فذكر ان نفعت الذكرى) تذكر می دهم. اميد است آنانى كه حقيقتا از خدا مى‏ترسند، متذكر شوند و براى‏آراسته شدن به حليه تذكر و تزكيه تارك صفات و اعمال زيرگردند:

1-      ترك كفر نمايند.2 - شريك براى خدا قرار ندهند در عبادت.3 - فاسق و عاصى خدا نباشند.4 - تابع خواهش دل خود نباشند.5 - براى ريا و نمايش كار خير نكنند.6 - متكبر نباشند.7 - كينه يكديگر را نداشته باشند.8 - معجب به نفس خود نباشند.9 - حسود نباشند.10 - خلق را به سبب مصيبتى كه برايشان وارد شده، سرزنش نكنند.11 - با خلق خدا دشمنى نكنند مگر براى خدا.12 - در كارى كه حد ايشان نيست، وارد نشوند و بى‏باكى نكنند.13 - گمان بد به خدا نبرند.14 - از فال بد زدن اجتناب كنند كه دليل شرعى ندارد.15 - بخيل نباشند.16 - تنگى به خود ندهند.17 - در زندگى اسراف نكنند.18 - مال را در مصرفى كه خدا نخواسته مصرف نكنند.19 - محبت مال حرام را نداشته باشند.20 - در عبادات كسل نباشند.21 - بطالت نداشته باشند.22 - بى‏تامل در كارى وارد نشوند.23 - ترشرویى نكنند.24 - دل سنگ نباشند.25 - بى‏حيا نباشند.26 - جزع و فزع نكنند.27 - كفران نعمت نكنند.28 - تندخو نباشند.29 - از بغض و دشمنى به علما و حمله به شرع اجتناب نمايند.30 - جرى بر خدا نباشند.31 - خود را ايمن از عذاب و سخط خدا ندانند.32 - از ضرر مالى تاسف نخورند.33 - در امر دين ضعيف نباشند.34 - عياش نباشند.35 - خفيف(يعنى سبك) نباشند.36 - معاند نباشند.37 - در حق مكابره نكنند.38 - انكار حق نكنند.39 - تمرد از حق نكنند.40 - شرور نباشند.41 - اهل طمع نباشند.42 - خمود و دل مرده نباشند.43 - اصرار بر گناه و لو صغيره باشد، نداشته باشند.44 - غضب بيجا نكنند.45 - براى غير دين حميت نكشند.46 - مايوس از رحمت‏خدا نباشند.47، 48 و49 - از محبت ظلمه و فسقه و كفره و دوستى با ايشان‏اجتناب كنند.50 - از بغض اشخاص صالح اجتناب كنند.51 - از نمامى و خبرچينى اجتناب كنند.52 - سر مردم را فاش نكنند.53 - كسى را سخريه نكنند.54 - زخم زبان به كسى نزنند.55 - مردم را سبك نكنند.56 - مردم را حقير نشمارند.57، 58 و59 - از لعن و سب و شتم در غير مواردى كه شرع استثناء كرده، اجتناب كنند.60 - آنچه را كه قبيح است، به اسم صريح ذكر نكنيد.61 - طعن در نسب مردم نزنيد مگر براى مصلحت‏شرعيه.62 - طعن در كلام غير نزنيد مگر براى اظهار حق.63 - بى‏جهت‏با كسى دعوا و نزاع نكنيد.64 - خوض در باطل نكنيد.65 - نفاق زبانى با كسى نكنند.66 - بين متخصامين به دو زبان سخن نگويند.67 - شفاعت‏بدكاران را نكنند.68 - پشتيبانى و كمك از باطل نكنند.69 و 70 - امر به منكر و نهى از معروف نكنند.71 - در سخن گفتن درشتى نكنند.72 - سؤال و تفحص از عيب هاى مردم نكنند.73 - دعاى خير براى بقاى ظالم نكنند.74 - ميل و ركون به ظالم پيدا نكنند.75 - كمك ظالم نكنند حتى در امور مباحه بلكه در امور مستحبه.76 - در مساجد متكلم به كلام دنيا نشوند.77 - اسم شكنى از مردم نكنند و به لقب زشت آنها را نخوانند.78 - برخبر فاسق پيش از تجسس در راست و دروغ بودن آن ترتيب اثر ندهند.79 - از قسم خوردن زياد اجتناب كنند و لو قسم راست‏باشد.80 - رد عذر برادر دينى ننمايند، بلكه مطلقا قبول كنند چه عذر او راست‏ باشد يا دروغ.81 - متشابهات قرآن را تفسير به راى نكنند براى فتنه‏ جوئى.82 - قطع كلام غير ننمايند مگر براى مصلحت‏ شرعيه.83 - تابع رد كلام متبوع خود ننمايند و مخالفت او نكنند مگر اين كه كلام متبوع مخالف شرع باشد و متابعت او طاعت مخلوق و معصيت‏ خالق باشد.84 - درگوشى در مجلسى كه ثالثى باشد، سخن نگويند مگر امر به صدقه يا معروفه يا اصلاح بين دو نفر.85 - با زن جوان نامحرم سخن نگويند مگر براى ضرورت شرعى.86 - اهل معصيت را به طريق معصيت دلالت نكنند.87 - فاحشه را شهرت ندهند.88 - شيوع فواحش و منكرات را در ميان مؤمنين و مسلمين دوست نداشته باشند.89 - مزاح و شوخى كه منجر به خصومت و دشمنى و بدى شود يا در شرع ممنوع باشد، نكنند.90 - حرف بى‏معنى و بيهوده نگويند.91 - افساد بين آقا و نوكر يا زن و شوهر نكنند.92 - كتمان شهادت نكنند.93 - شهادت دروغ و ناحق ندهند.94 - نسبت زنا به زن هاى عفيفه ندهند.95 - بدگوئى از مردگان نكنند.96 - به حكام خوب، بد نگويند.97 - ترك دعا به مصلحت‏سلطان نكنند.98 - كتمان علم نكنند مخصوصا وقتى كه بدعتى در دين ظاهر شود.99 - به خدا و رسول و امام نسبت دروغ ندهند.100 - كلامى نگويند كه مفسده آن بزرگ و موجب ضرر بشود.101 - ملازم فحش نباشند كه مردم از شر زبان او بترسند.102 - اگر گدا باشند، در سؤال سماجت نكنند.103 - اگر صدقه به كسى بدهند، منت‏بر او نگذارند.104 - خود را به غير از پدر خود نسبت ندهند.105 - ترك امر به معروف و نهى از منكر نكنند تا آنجا كه مى‏توانند.106 - غيبت كسى را نكنند.107 - نقض عهد ننمايند.108 - خلف وعده نكنند.109 - خيانت‏به كسى نكنند.110 - مكر و خدعه نكنند.111 - در ميان مردم فتنه نكنند.112 - زنا نكنند.113 - لواط نكنند.114 - با حيوان وطى نكنند.115 - با زن خود وطى در دبر نكنند كه اين چهار موجب كم شدن نسل و ضايع شدن نسب و حكمت الهى است.116 - مس زن اجنبى نكنند و با زن نامحرم خلوت نكنند كه اين داعى زناست و شيطان سومى است.117 - مثل اين دو كار را با بچه ساده هم نكنند.118 - حسن زن نامحرم و بچه خوشگل را تعريف نكنند چه به شعر و چه غير آن.119 - مساحقه ننمايند.120 - از زن يهودى و نصرانى اجتناب كنند.121 - در حال حيض و نفاس بلكه استحاضه با زنان خود مقاربت نكنند.122 - زن از سفرى كه مامون از حفظ خود نباشد، اجتناب كند.123 - زنان شبيه مردان و مردان شبيه زنان نشوند.124 - مردان و زنان جلوگيرى از نسل نكنند(با عدم عذر) چه باعث تعطيل حكمت‏خدا و تقليل نسل است و رهبانيت در اسلام نيست.125 - مردان و زنان اسرار خود را فاش نكنند.126 - زن مسلمان با زينت از خانه بيرون نرود.127 - مرد و زن ديوث و قواد نشوند.128 - از شرب كليه مسكرات اجتناب كنند.129 - هيچ رقم و هيچگونه آلت قمارى استفاده نكنند و قماربازى نكنند.130 - در كيل و وزن و ذرع كم‏فروشى نكنند.131 - مديونى كه قدرت دارد دين خود را بپردازد در دادن دين خود تاخير و مسامحه نكند.132 - مال را در محرمات انفاق نكنند.133 - اذيت‏به همسايه نكنند.134 - دزدى نكنند.135 - مال مردم را غصب نكنند.136 - ربا نخورند.137 - در شركت‏به يكديگر خيانت نكنند.138 - امانت و عاريه را مطلقا بى‏اذن صاحبش استعمال نكنند.139 - مردم را از اشياى مباحه برايشان عموما و خصوصا منع نكنند.140 - تصرف در شارع خاص بى‏اذن صاحب آن ننمايند.141 - تصرف در شارع عام كه باعث اذيت كردن به عابرين باشد، ننمايند.142 - خيانت در امانت نكنند.143 - در عمل نقاشى صورت‏كشى نكنند.144 - در معابد صورت و شبيه نگذارند اگرچه صورت خوبان باشد.145 - پرخورى نكنند به‏طورى كه موجب ضرر باشد.146 - اگر زنهاى متعدد داشته باشند، از روى ظلم و ستم يكى را بر ديگرى ترجيح ندهند.147 - از مسلمانان زياده بر سه روز هجرت و مفارقت نكنند.148 - مرد اولاد و عيال خود را ضايع نكند.149 - كسى را بى‏مجوز شرعى نزنند.150 - كسى را با اسلحه بدون مجوز شرعى نكشند.151 - جادوگرى نكنند.152 - جادوگرى به كسى تعليم ندهند.153 - جادوگرى تعليم نگيرند.154 - كهانت و تنجيم ننمايند و با اهل آن رفت و آمد نكنند(اهل علم نجوم و كاهن).155 - بدون تاءويل شرعى يا تاءويلى كه بطلان آن واضح است، بر امام مسلمين خروج نكنند.156 - اگر با برادر دينى دست‏بيعت دادند، بيعت‏خود را نشكنند.157 - شخص جائر و ظالم و فاسق را امارت حكومت و وزرات ندهند و او را متولى امور مسلمين يا امرى از امور آنها ننمايند.158 - صالح را عزل نكنند و غير صالح را به جاى او نصب نكنند.159 - از شاه گرفته تا كدخداى ده و كلانتر محله براى خود حاجب و دربان قرار ندهد و خود را مخفى ننماييد و آماده خدمت‏به خلق باشد زيرا تاخير در احقاق حق و رفع ظلم جايز نيست.160 - امرا و قضات بر مسلمان ظلم نكنند.161 - حاكم شرع يا حاكم عرف از احدى قبول هديه نكند.162 - قاضى يافت‏خاصه و مهمانى مخصوص از احد متخاصمين قبول نكند.163 - قاضى رشوه از محق و مبطل نگيرد.164 - در صورتى كه صاحب قدرت است طرف مظلوم را بگيرد.165 - مسلمان واسطه رشوه نشود چه از جانب محق چه از جانب مبطل فرموده:«لعن الله الراشى و المرتشى و الماشى‏».166 - مسلمان هتك مسلمان نكند.167 - دنبال زن هاى مسلمين نرود.168 - از روزنه ديوار و سوراخ خانه در خانه ديگرى بدون اذن صاحبخانه نگاه نكنند.169 - فالگوش براى شنيدن حرفهاى ديگران نايستند.170 - ترك جهاد در زمان امام(ع) ننمايند.171 - كسى را كه شرع امان داده، نكشند و ظلم و ستم بر او نكنند.172 - بعد از تعليم گرفتن تيراندازى ترك آن نكنند.173 - با وجود قلت علم، متولى امر قضاوت نشوند.174 - به باطل خصومت نكنند.175 - خصومت‏به حق در صورتى كه طرف مقابل تمكين داشته باشد(در مقام محبت) نكنند.176 - مطلقا دروغ نگويد مگر در موردى كه استثناء باشد.177 - بى‏جهت و سبب مردم را اذيت نكنند.178 - قسمت كننده در تقسيم و قيمت كننده در تقويم جور و خيانت ننمايند.179 - با فساق هم‏نشينى نكنند و در مجالس ايشان حاضر نشوند مگر براى ضرورت شرعى.180 - زير درختهاى بارده كه ميوه داشته باشد، يا نداشته باشد، تغوط ننمايند.181 - رو به قبله و پشت‏به قبله بول و غائط نكنند و رعايت كنند كه رو به آفتاب و ماه و پشت‏به آنها و رو به باد و در زمين سخت نيز مرتكب نشوند و بر شطوط و انهار نيز تغوط ننمايند.182 - ترك توبه از معاصى ننمايند.183 - ظروف طلا و نقره نسازند و در آنها اكل و شرب نكنند.184 - مردان لباس ابريشمى و زرباف نپوشند و به طلا زينت نكنند و انگشتر طلا در انگشت ننمايند.185 - انگور و كشمش را براى شراب و مسكر خريد و فروش نكنند.186 - چوب را براى بت و آلت لهو و لعب و غير آن مثل نرد و شطرنج و تار و تنبور و كمانچه و امثال اينها خريد و فروش نكنند.187 - اينهائى كه ذكر شد، ساختن آنها را كسب خود قرار ندهند.188 - كشتى و خانه و حيوانات و وسائل نقليه را به اجاره ظلمه و حمل مسكرات و آلات لهو و لعب و حمل و سكناى زنان فاحشه و فروختن مسكرات ندهند.189 - نزد غير مجتهد جامع‏الشرائط مرافعه و مخاصمه نبرند و راضى به حكم ديگر نشوند.190 - اعانت‏به اهل معصيت نكنند.191 - مال يتيم را بناحق نخورند و تصرف در آن بناحق نكنند.192 - قطع رحم نكنند.193 - خود را عاق پدر و مادر و با ايشان بد سلوكى نكنند.194 - در مال وقف تصرف غير مشروع ننمايند.195 - خيانت در وصيت ميت نكنند.196 - گمان بد در حق كسى نبرند.197 - چيزهائى كه در شريعت اسلام نجس و حرام است، خريد و فروش نكنند.198 - در نمايش هایى كه بر خلاف دستور اسلام است، حاضر نشوند.199 - با اهل بدعت و شكوك و شبهات مجالست و معاشرت و دوستى و مواصلت نكنند.

استقصاء تمام منهيات در اينجا ميسور نيست و به همين قدر اكتفا مى‏ شود. انشاءالله با تاييدات خداوند و توجهات خاندان حضرت محمد و آل محمد(صلوات‏الله عليهم اجمعين) در نظر دارم كتابى در اين باب با ادله مستخرجه از قرآن مجيد و احاديث صحيحه به زبان امروزى تاليف و تصنيف و از خود در صفحه روزگار به يادگار گذارم تا براى خود تذكره و براى برادران تبصره باشد. افسوس كه نان، پخته خامان دارند. (انما اشكوا بثى و حزنى الى الله). اگر كسى گويد كه ما در ميان مسلمانان كسى را نمى‏بينم كه داراى اين صفات باشد، جواب گويم اين از تقصير مسلمانان است نه از قصور شرع. مسلمان محمدى حقيقى لابد بايد داراى اين صفات و مانند اينها باشد چه بيانى دارد در اين باب حافظ شيرازى:

گر مسلمانى همين است كه حافظ دارد                واى اگر از پس امروز بود فردایى

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :