چهارشنبه 27 تير 1397 - 6 ذيقعده 1439 - 2018 ژولاي 18
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93840
تعداد مشاهدات : 1731

معرفی کتاب

کتاب مفهوم عرفان

کتاب مفهوم عرفان، رساله دکتری نگارنده این سطور است که در سال ۱۳۸۳ در تربیت مدرس دانشگاه قم با راهنمایی آقای دکتر قاسم کاکایی دفاع شد و سپس در انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ارزیابی و توسط همین انتشارات به چاپ رسید. کتاب مفهوم عرفان به زودی توانست جایگاه مناسب خود در حوزه فلسفه عرفان را به دست آورد و به عنوان کتابی پر ارجاع در رشته های مربوط بدل شود. این اثر همچنین عنوان شایسته تقدیر کتاب سال حوزه و کتاب فصل جمهوری اسلامی را به دست آورده است.



خلاصه ای از کتاب مفهوم عرفان

ايضاح مفهومي عرفان و تبيين ويژگى هاي جوهرى آن ضرورتى است علمي و حتّا كاربردى كه اين جستار براى تحقق آن طرحى تازه در انداخته است. به چشم نگارنده، عرفان و عرفان شناسى از ناحيه فهم هاي جزئى نگر و فروكاهشى دچار آسيب است. از طرفى فهم تاريخى بشر از عرفان دربردارندة حقايق ارزنده اي است كه چون با تحليل درست به كار گرفته شود مي تواند ساختار مفهوم فراگير عرفان و فروع و اصول آن را آشكار كند. بر اين پايه، در اين جستار مدلى پازلى براى كشف و تبيين مفهوم فراگير عرفان و جوهره آن طرح ريزى شده است. اين مدل، همراه با مباحث روش شناختى و ديگر مباحث ضرورى در مقدمه مطرح گشته است.

اين جستار بجز مقدمه، سه فصل و يك خاتمه دارد. در فصل نخست، بنا به اين كه نام هاي مختلفى كه براى عرفان وضع كرده اند و نيز كاربردهاى مفهومي و مصداقى عرفان، در بردارندة حقايق مهمي دربارة مفهوم 'عرفان` است، به جستجوى دلالت هاي اين نام ها و كاربردها بر ابعاد و مؤلفه هاي مختلف مفهوم 'عرفان` پرداخته است. در فصل دوم همين نوع دلالت ها را در تعريف ها، توصيف ها و تمايزگذارى هايى كه از عرفان كرداند طلب كرده و به اين روش داده هاي مهمي را براى تكميل پازل مفهومي عرفان و تميز ابعاد جوهرىِ آن از وجوه عارضى و فرعى اش فراهم آورده است. فصل سوم، در واقع كوششى است براى بهره گيرى از محصول دو فصل نخست. در اين فصل ابتدا جغرافياى مفهومي عرفان  را با ابعاد و مؤلفه كلىِ آن ترسيم كرده و عرفان را شامل دو بُعد اصلى و نُه مؤلفه كلى دانسته، و سپس ابعاد و مؤلفه هاي جزئى تر هر يك را تبيين كرده است. در بخش بعد با رويكردى پديدار شناسانه كوشيده است هسته ماهوى مفهوم عرفان را از عناصر فرعى و عارضى اش باز شناسد، و از اين راه جوهره عرفان را عبارت از 'معرفت شهودى به واقعيت باطنى و وحدانى هستى` يافته است. در نهايت نظريه هاي موجود يا مفروض در باب 'عيار عرفان بودن` را طرح و نقد كرده و از آن ميان معيارى را با عنوان 'نظريه تفكيكى` پيشنهاد و توجيه نموده است. و در خاتمه دو تعريف براى عرفان ارائه كرده، يكى پديدار شناسانه و ديگرى تعريفى جامع نگر.

به اين ترتيب، تصويرى كه اين جستار پس از تكميل پازل مفهومي عرفان به دست مي دهد به منشور بلورين چندوجهى مي ماند كه در قاعده آن بينش و گرايش نظرى به واقعيت باطنى و وحدانى هستى، همراه با آموزه هاي بنيادين عرفانى قرار گرفته، و در بدنه چند وجهىِ آن، از يك طرف كه مي نگرى فرآيند سير و سلوكِ عارف را، از ديگر جانب، آموزه هاي عرفانىِ نظرى و عملى را، و از سوى دگر، احوال و تجارب ميانى يا طريقىِ عرفان را مي يابيم. اما در چكاد اين منشور تجربه غايىِ عرفانى با چهار بُعدِ معرفتى، معرفت شناختى، وجودى ـ انفسى، و بعد عاطفى جاى دارد. در اين تمثيل، مؤلفه هايى مانند علم عرفان نظرى و عملى، نحله ها، مكتب ها، و طريقت هاي عرفانى، و نيز ادبيات، فرهنگ و هنر عرفانى، به مثابه شعاع ها و جلوه هاي رنگارنگ نور است.


علاوه بر این، در پشت جلد این کتاب می خوانید:

کارو بارِ اين جستار، ايضاح مفهوم عرفان است، و این يعني بازشناختن و به تفصيل درآوردنِ مفهومي كه اجمالاً مي شناسيم و فراوان به كار مي بريم، اما چون بر سرِ تبيين آن مي نشينيم، هر يك به بُعدى از ابعاد و جزئى از اجزاى آن مي پردازيم، چنان كه گاه همة عرفان را به همان جزء که خود در نظر داریم فرومي كاهيم. اين حقيقت چون كه با تنوع و گوناگونىِ حيرت آورِ عرفان قرين شده است، معرکه اي پديد آورده كه در آن معرکه امكان مفاهمة عالمانه در اين باره به كم ترين حد رسيده است، چندان كه بيشتر كسانى كه يار عرفان گشته اند پندار خويش از عرفان را مي ستايند، و غالب آنانى كه از در نقار با عرفان آمده اند با گمان خود مي جنگند.

اين جستار خواهد كوشيد تا به روشى كه شايد چندان هم كه مي نمايد ابداعى نباشد، از راه تأويل و تركيب فهم بشرى از عرفان، به مفهوم فراگير و نيز به جوهرة اصيل آن راه يابد، و آن فهم مبهم و مجمل را در ساختارى نظام مند از ابهام به ایضاح و از اجمال به تفصيل درآورد.

فايدة عملى چنين كوششى، بجز در عرصه هاي نظرىِ صرف، كمك به رفع منازعات و سوءتفاهم هايى است كه در ميان كثيرى از ما در باب عارف و عرفان درمي گيرد در حالى كه هيچ عيار و ميزان عالمانه اي نيست كه رافع خصومت و مانع بدفهمي شود. بديهى است چنين معيارى فقط در حق كسانى توفيق خواهد داشت كه سر در گروِ حق و حقيقت دارند و بس.

پس آن نمی که اين جستار شاید به درياي مطالعات عرفان افزوده باشد، در اصل عبارت است از: ارائة تصويري نسبتاً روشن تر از جغرافياي عرفان و ساختار مفهومي آن. اما فوايد فرعي تري نيز براي آن مي توان تشخیص داد، شامل:

·    ارائة روشي با عنوان ‘روش پازلي’ براي بازشناخت مفاهيمي که خاستگاهي در نفس انسان دارند، مانند عرفان، دين، خدا و هنر،

·      روشنگري هايي در باب عرفان شناسي و تلقي هاي فروکاهشي و سوء برداشت ها در بارة عرفان،

·    ارائة معياري نو براي شناسايي عرفان از غير عرفان، معياري با انعطاف و فراگيري بيشتر که مي تواند طيفي از عرفان هاي اصيل و اصلي تا شبه عرفان ها را از هم متمايز نمايد،

·      ارئة دو تعريف بالنسبه کامل تر از عرفان،

·      و فوايدي ديگر

از قلم نویسنده

 

 


ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :