Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93256
تعداد بازدید : 1789

مفهوم کتاب و حکمت در قرآن

کتاب و حکمت

در قرآن مجید دو مفهوم کتاب و حکمت را بارها در کنار هم یاد کرده است. این کوتاه نوشته به بیان مراد از این دو مفهوم قرآنی می پردازد و در این باره به نظر می رسد کتاب عبارت از احکام شرعی است که جنبه مولوی دارند و حدود الاهی محسوب می شوند. اما حکمت حقایق عقلی و به ویژه حقایق مربوط به عقل عملی و زندگی اند، که اگرچه امر به آنها ارشادی است، اما عمل کردن به آنها خیر کثیر در بر داشته و عمل نکردن به آنها موجب خسران فراوان است.

تفاوت کتاب و حکمت

علی موحدیان عطار

در قرآن سخن از کتاب و حکمت رانده است و این دو را در کنار هم ذکر فرموده است:

رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (بقره، 129)

كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (بقره، 151)

وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (بقره، 231)

وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ (آل عمران، 48)

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ (آل عمران، 164)

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً (نساء، 54)

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيماً (نساء، 113)

إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتي‏ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني‏ فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني‏ وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني‏ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْني‏ وَ إِذْ كَفَفْتُ بَني‏ إِسْرائيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ (مائده، 110)

هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ (جمعه، 2)

چنان که آشکار است، سه موضوع تعلیم کتاب، تعلیم حکمت و تزکیه محور رسالت انبیا معرفی شده است. و همچنین، در چهار مورد تعلیم کتاب و حکمت را با تزکیه ذکر فرموده است، و از چهار مورد، در سه مورد تزکیه را مقدم بر تعلیم ذکر کرده است. در پس نتیجه می گیریم که: 1. کتاب غیر از حکمت است؛ 2. حکمت نیز مانند کتاب تعلیمی است؛ 3. تعلیم و تزکیه ملازمند و در کنار هم به هدف مطلوب می رسانند؛ 4. تزکیه جز در برخی موارد، مقدم بر تعلیم کتاب و حکمت است.

اما، به راستی تفاوت کتاب و حکمت چیست؟ و به تعبیری مراد از کتاب، کدام و مراد از حکمت کدام است؟ بنا بر برخی شواهد قرآنی و روایی به نظر می رسد کتاب عبارت از احکام شرعی است که جنبه مولوی دارند و حدود الاهی محسوب می شوند. اما حکمت حقایق عقلی و به ویژه حقایق مربوط به عقل عملی و زندگی اند، که اگرچه امر به آنها ارشادی است، اما عمل کردن به آنها خیر کثیر در بر داشته و عمل نکردن به آنها موجب خسران فراوان است. برخی دلایل بر این برداشت از قرآن و روایات عبارت است از:

1.     در قرآن لقمان را به مثابه کسی که حکمت به وی عطا شده معرفی کرده، و حقایق و توصیه هایی را از زبان وی نقل می کند. توصیه هایی مانند اینکه در زمین با تواضع راه بروید و صدای خود را بلند نکنید، و ... و می دانیم که به هیچ یک از اینها فتوای وجوب تعلق نگرفته و شاید به همین سبب هم بوده است که اصولا این گونه توصیه ها را در دایره بحث تکالیف و علم فقه وارد نمی کنند.

2.     و اما در روایات نیز بر این برداشت شواهدی هست؛ از جمله بنا بر روایتی از امام کاظم (علیه السلام) حکمت همانا عقل و فهم است: «... وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَه، قَالَ الْفَهْمَ وَ الْعَقْل‏ ...» (کافی، 1، 16) از این بیان می فهمیم که حکمت آن چیزهایی است که انسان خود به فهم و عقلش می فهمد، و اگر قرآن و یا پیامبر نیز آن را بیان می کند، جنبه مولوی نداشته بلکه ارشاد به همان حکم عقل است.

این را نیز بد نیست ذکر کنم که متاسفانه در سنت آموزش دینی ما حکمت ها و توصیه هایی از این دست را به دلیل اینکه در فقه به آنها نپرداخته و یا به روایات بیانگر آنها عمل نکرده و فتوا نداده اند، کنار می نهند. از مصادیق بارز و بسیار زیانبار این حقیقت، توصیه های حکیمانه ای است که از نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) در باره حقوق و وضایف زوجین رسیده است، که اگر در جامعه بیان و مطابق آن عمل می شد، به یقین آمار طلاق این قدر بالا نبود. اما متاسفانه، نه فقط عمل نمی شود، بلکه سانسور هم می شود تا اصلا به گوش مردم نرسد.

 

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :