Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93253
تعداد مشاهدات : 2181

تقسیمات ادیان و نقش آن در مطالعات ادیانی

دسته بندی ادیان

این مقاله به تقسیمات ادیان جهان، از ادیان خاموش و باستانی تا ادیان جدید اشاره کرده و در نموداری همه تنوعات ادیان و ربط و نسبت آنها را ته تصویر کشیده است. همچنین این نوشتار کوتاه نقش چنین دسته بندی هایی در مطالعات ادیان را بازگو می کند.

تقسيمات اديان، و نقش آن در مطالعات ادياني

علی موحدیان عطار

مطالعات ادیان در ضمن شناخت و معرفی ادیان جهان به دسته بندی آنها نیز می پردازد. در اين شاخه از علوم انساني، بنا بر مقاصد و رويکردهاي مختلف، اديان را به گونه هاي متفاوتي دسته بندي مي کنند. بنا بر يک دسته بندي، ابتدا اديان به دين ابتدايي و اديان نظام يافته يا پيشرفته تقسيم مي پذيرد. دينِ ابتدايي مجموعه اي از باورها، و رسم هاست که براي تنظيم زندگيِ مادي و معنويِ انسان بدوي به وجود آمده است. ويژگي دين بدوي، متناسب با انسان بدوي، عبارت از کارکردگرايي، متافيزيکِ سبک، و الهياتي بسيط است. دين بدوي درعينِ داشتنِ شکل هاي منطقه اي و قبيله ايِ متفاوت، جوهرة بسيط و مشترکي دارد، که آن را از اديان نظام يافته متمايز مي کند.

   در وهلة بعد، اديانِ نظام يافته به دو دسته مي شود: 1) اديان زنده، 2) اديان خاموش يا قديم يا باستاني.   اديان زنده آن گروه اند که هم اکنون به صورت پويا وفعال به حيات خود ادامه مي دهند. اما، اديان خاموش يا قديم يا باستاني آنهايي اند که اگرچه به سان دين ابتدايي، ساده و بدون نظام منديِ الهياتي و دينيِ پيچيده نبوده اند، اما ديگر حياتِ پويايي نداشته و به عنوان ديني مستقل و متمايز وجود خارجي ندارند؛ به عبارت عيني تر، در جهان امروز داراي پيرواني متمايز از ديگر اديان نيستند، هرچند ممکن است تأثيرات ديني و فرهنگيِ آنها هنوز باقي باشد. نمونة مشهور اين اديان، دين مردم يونان و روم و مصر باستان، و آيين مهرپرستي (ميترائيزم)، و نيز آيين هاي مزدک و ماني است.

   اديان زنده را به يک ملاحظه به دو دسته کرده اند: الف) اديان نهادينه يا همان اديان تاريخي (Historical Religions)؛ ب) اديان غيرنهادينه يا غير تاريخي. اديان نهادينه يا تاريخي همان هايي اند که در تاريخ جهان به مثابة دين به ثبت رسيده و، به عبارتي، ذاکرة تاريخيِ بشر ديرزماني است که آنها را به عنوان دين مي شناسد. شمارِ اين گروه اديان محدود و مشخص است. اگر با اندکي تسامح از غربِ جغرافياييِ جهان آغاز کنيم ، اديان نهادينه عبارتند از: مسيحيت، يهوديت، اسلام، آيين زرتشتي، هندو، جينه، سيک، بودا، کنفوسيوس، تائو، شين تو. در عين حال، براي مقاصد مختلف، همين يازده دين را به شيوه هاي گوناگوني دسته بندي کرده اند.

   يک شيوة معمول و پرکاربرد در دسته بنديِ اديان زندة تاريخي، تقسيم آنها بر پاية خاستگاه جغرافيايي ـ فرهنگيِ آنهاست. بر اين پايه، اين اديان به دو دسته قسمت مي پذيرد: الف) اديان غربي يا سامي، و يا ابراهيمي، شاملِ يهوديت، مسيحيت، و اسلام؛ ب) اديان شرقي.[1] اديان شرقي نيز بر اساس همين ملاکِ دوگانه به دو دسته مي شود: الف) اديان آريايي، شاملِ آيين هاي زرتشتي، هندو، بودا، جينه و سيک[2]؛ ب) اديان غير آريايي يا اديان متعلق به فرهنگ نژاد زرد، شاملِ آيين هاي کنفوسيوس، دائو، و شين تو.

   اما، اديان غير نهادينه يا غير تاريخي آنهايي اند که اگرچه در زمانة حاضر حضور دارند، و اگرچه ممکن است تاريخي ولو نه چندان کوتاه بر آنها گذشته باشد، اما به سانِ اديان تاريخي و نهادينه، تاريخ عموميِ جهان از آنها به عنوان اديان بشر ياد نمي کند. اين گروه اديان را به دو دسته مي توان کرد: الف) اديان بومي (Native Religions يا Indigenous Religions) يا منطقه اي (Local)، مانند اديان بوميِ آفريقا و استراليا، اديان سرخ پوستي، اديان آمريکاي شمالي، و ... اين اديان با  سنّت هاي خاص قبيله اي و قومي در پيوندند، و از اين رو کمتر استعداد عبور از مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي را دارند.  ب) اديان جديد (New Religions).

   اديان جديد نيز به دو دسته تقسيم پذير اند: الف) جنبش هاي نوپديد ديني (New Religious Movements)، و ب) اديان نسل جديد (New-Age Religions). جنبش هاي نوپديد ديني آنهايي اند لااقل بر بُنِ يکي از اديان تاريخي يا نهادينه پديد آمده باشند. به بياني، مي توان اين اصطلاح را تعبيري دين شناسانه براي همان چيزي دانست که پيروان اديان تاريخي و نهادينه آنها را «فرقة ضالّه» مي شناسند ولي مي توان ويژگي هاي دين مستقل و جديدي را در آنها يافت. به طبع، اينها خود به دو دسته مي شوند: آنهايي که بر بُن اديان غربي (يهوديت، مسيحيت، و اسلام) قرار دارند، مانند شاهدانِ يهوه (Yahveh Witnesses)، کليساي اتحاد (Unification Church)، قديسان روز هفتم (The Seventh-Day Saints)، ارتش رهايي بخش (The Salvation Army)، بهائيت[3]، و يا شيطان پرستي (Satanism)؛ سوبود (subod)، المهاجرون، جماعه التبليغ، قاديانيه؛ و آنهايي که بر بسترِ اديان شرقي باليده اند، مانند اِکِنکار (Eckankar)، اُشو (Osho)، تي. اِم (Transcendental Meditation)، ساي بابا (Sai Baba)، کريشنا مورتي (Kśna Murti)، هيوِنز گِيت (s GateHeaven)، ...

   و اما، اديان عصر جديد آنهايي اند که به جاي تکيه بر بنيادِ اديان تاريخي يا نهادينه، بر عناصر عامِ ديني و معنوي، يا به عبارتي، عناصر متافيزيکيِ فراـ ديني تکيه دارند. از اين جمله است، خودِ «عصر جديد» (در اصطلاح خاص)، معنويتِ زندگي (Spirituality Of Life)، پِيگانيزم (Paganism)، يوفو (Unvisible Flying Objects)، جنبش استعداد بشري (Human Potential Movement)و ...

                                                          

 



1. اطلاق "غربي" و "شرقي" بر اين اديان، اگر به لحاظ جغرافيايي باشد، با تسامح صورت مي گيرد؛ زيرا، خاستگاه جغرافيايي و اولية  يهوديت، مسيحيت و اسلام نيز در شرق و  خاور ميانه است. و اگر به لحاظ فرهنگي يا نوع معنويت و سنخِ انديشة ديني نيز باشد، باز هم عاري از تسامح نيست؛ چرا که، ميان معنويت و انديشة ديني اسلامي، مثلاً، با معنويت و انديشة دينيِ مسيحيِ امروزي تفاوت بسيار است، اگرچه شباهت هم کم نيست. از طرفي، در اديان شرقي نيز آيين زرتشتي و آيين سيک، هر کدام به جهاتي با اديان غربي قرابت هايي دارد. اما اگر ما ملاک اين دسته بندي را همان ملاک جغرافيايي در نظر گرفته، و اديان نهادينه و تاريخي را به لحاظ خاستگاه و دامنة گسترش در طيفي به هم پيوسته ملاحظه کنيم، آن گاه اگر وسط اين طيف را مرز شرق و غرب بگيريم، چنين تسامحي چندان بي وجه نخواهد بود. به هر روي، اکنون اين کاربرد معمول است و به کار هم مي آيد.

2. البته اين حقيقت را در بارة آيين سيک نبايد ناديده گرفت که اين دين بر بنياد دو دينِ هندو و اسلام به وجود آمده است، که يکي در حوزة اديان آريايي، و ديگري از زمرة اديان سامي است. با اين وصف، آيين سيک با معيارِ نهضت هاي جديد ديني، که تعريف آن را کمي بعد مي خوانيم، تناسب بيشتري دارد تا اديان تاريخي. اما، شايد به سببِ چند قرن پيشينة تاريخي اي که دارد، دين شناسان آن را در شمارِ اديان تاريخي مي آورند.

1. اين نکته نيز در بارة بهائيت گفتني است که، در منابع اديان شناسيِ اخير، بهائيت را در زمرة اديان تاريخي و نهادينه معرفي مي کنند. اما اگر ملاک بالا را در تمايز اديان تاريخي از اديان جديد بپذيريم، بهائيت جاي مناسب خود را در زمرة اديان جديد، و در زيرگروه جنبش هاي نوپديد ديني مي يابد. هرچند اين نکته را نيز نبايد ناديده گرفت که بهائيتِ جديدْ خود را نه انشعابي از اسلام، و نه حتي يک دين معرفي مي کند، بلکه با تأکيد و اصرار خود را «ايمان» (Bahāii Faith) مي خواند تا در چارچوب اديان نهادينه محدود نشود.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :