Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 81847
تعداد بازدید : 2297

گفتگو با دکتر علی موحدیان عطار در باره مطالعات موعودی

گفتگو با دکتر علی موحدیان عطار

اشاره علی موحدیان عطار, پس از اخذ دیپلم, در زادگاه خود, اصفهان، در سال 1361 به دروس و علوم حوزوی روی آورد. در کنار دروس سطح و خارج حوزه، در تربیت مدرس دانشگاه قم نیز پذیرفته شد. و کارشناسی ارشد و سپس دکترای خود را از همین دانشگاه اخذ نمود. پایان نامة کارشناسی ارشد را, در موضوع «آسیب شناسی ایمان مذهبی از دیدگاه قرآن و روایات» و پایان نامة دکتری را, در موضوع «مفهوم عرفان و ویژگی های جوهری آن», دفاع کرد. وی از سال 1375 تاکنون در مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب, در رشتة ادیان هند، به فعالیت علمی مشغول است. از این رهگذر، ترجمة یک کتاب, در معرفی آیین هندو، و نیز چندین مقاله، که عمدتاً در مجله تخصصی هفت آسمان, به چاپ رسیده، فراهم آورد. علاوه بر این، چند سالی است، در موضوع موعودباوری در ادیان، پژوهش هایی را تدارک دیده که برخی از آنها به صورت گروهی انجام می شود. این مصاحبه منعکس کننده بخشی از دیدگاه های این پژهشگر حوزه ادیان و اسلام در خصوص مطالعات موعودی است.

پژوهه: به نظر شما, آیا می توان در تحقیقات ادیان و مذاهب، به ویژه بحث موعودباوری ادیان، روش مطالعاتی خاصی را اتخاذ کرد؟

دکتر موحدیان: این سؤال به دو صورت قابل فهم و قابل طرح است، و اتفاقاً در هر دو صورت هم مورد بحث و تأمل بوده است. اگر مراد شما این باشد که آیا در مطالعات و پژوهش های ادیان, از جمله, موعودباوری در ادیان، می توان فقط بر یک روش خاص بسنده و تأکید کرد، باید گفت: اگر چه در تاریخ ادیان پژوهی, اشخاص و شاید مکتب هایی بوده اند که صرفاً یک روش یا رویکرد را به کار گرفته یا توصیه کرده اند، اما اکنون این دیدگاه کمتر طرفدار دارد. شاید تا یکی دو دهة پیش, فراوان بودند, کسانی که مطالعات ادیان را فقط در قالب تاریخ ادیان می شناختند و توصیه می کردند، یعنی به جز نگاه و رویکرد تاریخی به ادیان رویکرد دیگری را سراغ نداشتند. و یا کسانی دیگر بودند که هرگاه می خواستند, سخن از مطالعات و تحقیقات ادیان برانند, عنوان دین تطبیقی (Comparative Religion) را به کار می بردند و فقط روش تطبیقی را در این عرصه باور داشتند.

پژوهه: یعنی اکنون دیگر چنین نگرشی وجود ندارد؟

دکتر موحدیان: چرا، اتفاقاً اکنون هم هستند, کسانی که همین دو اصطلاح را دربارة مطالعات ادیان به کار می برند و حتی رشتة ادیان پژوهی را نیز مثلاً با نام «تاریخ ادیان» می شناسند. اما این دیدگاه, اکنون در دنیای ادیان پژوهی مقبولیتِ عام ندارد. بلکه در قبال این, نظریة غالبی، که در عمل هم دنبال می شود، این است که دانش ادیان به سبب ماهیت مرکب و چندبعدیِ دین، مستلزم در اختیار گرفتن و اعمال روش ها و رویکردهای مختلف است. اما نه به این معنا که مثلاً بنده بیایم آیین هندو را با روش تاریخی بکاوم، و شما با روش تطبیقی، و نفر سوم با روش توصیفی، و آنگاه از مجموع اینها مخرج مشترک بگیریم. بلکه به این معنا, برای هر یک از اجزا و ابعاد دین, روش و رویکرد متناسب با آن را اتخاذ کنیم. یعنی ابعاد تاریخی دین را با روش تاریخی ـ توصیفی, یا تاریخی ـ تحلیلی مطالعه کنیم، و در این کار هم کاملاً عالمانه و عامدانه, همة شرایط علمی این روش را اعمال کرده و به آن وفادار باشیم، و ابعاد اعتقادی, و فلسفی و عرفانی دین را با رویکرد کلامی، فلسفی و عرفانی مطالعه کنیم، و مثلاً ابعاد اجتماعی، مردمی و عرفی دین را با رویکرد جامعه شناختی و مردم شناختی بررسی کنیم. به این ترتیب است که این نگاهِ چندجانبه, می تواند, ما را به شناخت همه جانبه و واقعی تر دین نزدیک سازد. این دیدگاه به برکت دستاوردهای دیگر رشته های علوم انسانی، مانند جامعه شناسی، روان شناسی، باستان شناسی، هرمنوتیک، و غیره پدید آمد و تقویت شد. مطالعات دانشمندان این رشته ها دربارة ادیان, که از منظر و رویکرد خاص این رشته ها صورت می گرفت, حقایق حائز اهمیتی را در باب دین در کل, و ادیان به طور اخص, فراهم آورد, که بیشتر مورد توجه ادیان پژوهانِ دو سه دهة اخیر قرار گرفت.

پژوهه: به این ترتیب شما معتقدید, روش واحد و جامعی که بتوان در مطالعات ادیان بر آن تأکید کرد, وجود ندارد؟

دکتر موحدیان: این را می توان اذعان کرد که جزم و جمود بر روشِ «واحد» نشدنی است؛ یا ما را به شناخت همه جانبه از ادیان نزدیک نمی کند. اما این که روش جامعی را نیز نتوان توصیه یا تأکید کرد سخن دیگری است. به نظر می رسد, مدعای پدیدارشناسانِ دین این باشد که پدیدارشناسیِ دین روش یا رویکردی است که می کوشد با بهره گیری از حاصل همة روش ها و رویکردهای مطالعات ادیان و در عین حال توجه به همة پدیدارها و نمودهای مختلف دین، از همة این نتایج و داده ها عبور کرده و برآیند کار را در جوهره شناسی و شناخت ماهیت اصلی و اصیل یک دین بجوید. البته این ادعایی است که باید در عمل ثابت شود.

پژوهه: گویا وجه دیگری را نیز در پرسش نخست مدنظر داشتید؟

دکتر موحدیان: بله، اگر مراد شما از پرسش نخست این باشد که آیا اصولاً مطالعات و تحقیقات ادیان را می توان روشمند کرد؟ و اصولاً تا چه حد باید در این عرصه بر روش تأکید کرد؟ در این صورت باید بگویم، لااقل از دید بنده اتخاذ روش

(method) در اینگونه موارد در حکم اتخاذ وسیله است، و نیز اتخاذ و تعیین رویکرد (approach) یا نحوة تقرب به یک دین، در حکم تعیین راه و هدف (مرادم هدف خاص و جزئی است، مثل این که بخواهیم تعالیم آیین بودا را به لحاظ روان شناختی ارزیابی کنیم), و اتخاذ یا تعیین رهیافت (attitude) یا طرز تلقی، در حکم اتخاذ نظریه است، البته مشروط به شرایطی، از جمله این که رهیافت را فقط در جای نظریة علمی بنشانیم, نه و ذهنیت, قبلی, که با آن بخواهیم حقایق را بنگریم و قضاوت کنیم. بنابراین، لااقل از اتخاذ روش و رویکرد در مطالعات و تحقیقات ادیان , گریزی نیست، و در مورد رهیافت یا نظریه نیز به نظر می رسد, ولو به طور ناخودآگاه هر محقق ادیان پژوه, کم یا زیاد, ذهنیت خاصی از دین مورد مطالعه اش دارد. پس بهتر است, این ذهنیت، هر چه بیشتر, در معرض آگاهی ما در آید، و چه بهتر آنکه با آن به مثابة یک نظریة علمی برخورد کنیم, تا دچار خطای روش شناختی نشویم، بلکه اگر مجموعة قرائن و شواهد نظریة ما را تأیید نکرد از آن دست بکشیم, و اگر تأیید کرد, بر آن عالمانه اصرار بورزیم.

پژوهه: در خصوص مطالعات موعودی چطور؟

دکتر موحدیان: موعودباوری در هر دین اگر چه مؤلفة بخصوصی از آن دین یا مذهب است، اما به نوعی دارای بیشترِ ابعاد یک دین یا مذهب نیز هست. مثلاً شما موعودباوری شیعی را در نظر بگیرید، این یک آموزة مذهبی خاص است؛ اما در عین حال, دارای ابعاد تاریخی، فلسفی، عرفانی، کلامی، مردم شناختی و جامعه شناختی نیز هست. حتی به نوعی با دیدگاه کیهان شناختیِ مذهب تشیع نیز مرتبط می شود. این وضعیت, کم یا بیش, در موعودباوری سایر ادیان و مذاهب نیز حاکم است. بنابراین، اگر در مورد مطالعات ادیان قائل به لزوم اتخاذ و تعیین روش و رویکرد و رهیافت شدیم, در این مورد نیز باید باشیم. و از قضا اگر مطالعات موعودی را, به ویژه در این سالهای اخیر, در کشور آسیب شناسی کنیم، ملاحظه خواهیم کرد که یکی از مشکلات و اشکالات کار همین عدم روشمندی علمی بوده است.

پژوهه: با توجه به آنچه گفته شد, در مطالعات موعودی, به ویژه موعودباوری در ادیان، بیشتر چه روشها و رویکردهایی کاربرد دارد؟

دکتر موحدیان: به نظر می رسد, دست کم چهار روش و چهار رویکرد در این زمینه مطرح باشد، که به تناسبِ مقصدی که در این مطالعات و تحقیقات دنبال می کنیم, باید یکی از اینها را اتخاذ کنیم. چهار روش عبارت اند از: 1. روش تاریخی, که روند شکل گیری و تطور موعودباوری در یک دین را با آن بررسی می کنند، و خود به دو قسم تقسیم می پذیرد: روش تاریخی ـ توصیفی، و روش تاریخی ـ تحلیلی یا انتقادی، 2. روش توصیفی (این غیر از تاریخی توصیفی است), این روش را زمانی به کار می بریم که بخواهیم با ارائه توصیفی از موعودباوریِ یک دین یا مذهب در یک برش تاریخی، گزارشی صرف از ابعاد مختلف آن ارائه دهیم. 3. روش تطبیقی که به مقایسة موعودباوری در ادیان، وجوه اشتراک و امتیاز هر کدام با دیگری را معلوم می کند. 4. روش گونه شناختی که در این روش به وسیلة تعیینِ نوعِ پاسخ موعودباوریِ هر دین دربارة ماهیت موعود، کارکرد و رسالت موعود، نحوة نگرش تاریخی و کیهان شناختیِ آن دیدگاه موعودی، آرمانِ آن موعودباوری و مانند این امور، نوعِ یک اندیشة موعودی، مثل موعودباوری بودایی را در میان سایر انواع و اصناف موعودباوری معلوم می کند.

اما رویکردهای چهارگانه در مطالعات موعودی را نیز می توان شامل این موارد دانست: 1. رویکرد کلامی، که درصدد ارزش داوری دربارة اندیشة موعودی خاصی است، 2. رویکرد پدیدارشناختی که وقتی به کار می رود که بخواهند از ورای مظاهر و ظواهر یک اندیشة موعودی به جوهرة اصلی و اصیلِ آن راه برند، 3. رویکرد سیاسی ـ اجتماعی، که معمولاً در مطالعة اندیشه های موعودی عمدتاً سیاسی یا اجتماعی، مثل نظریة هانتینگتون و پیش بینی های امثال نوستر داموس، اعمال می شود، 4. رویکرد فلسفة تاریخی که با آن ابعاد و آموزه های دارای جنبة نگرش فلسفة تاریخی را در موعودباوری های جهانی پی می گیرند. (مثل آموزة عصر طلایی در آیین کنفوسیوس، آموزة ادوار چهارگانة عالم در آیین هندو، و آموزه ادوار سه گانة عالم در آیین زرتشت, که همگی با موعودباوری این ادیان پیوند دارد.)

در مباحث موعودباوری رهیافت ها یا نظریه پردازی های مختلفی نیز هست که مجال بیشتری برای بررسی می طلبد.

پژوهه: می دانیم که در آموزه های بسیاری از ادیان، اعتقاد به منجی عالم بشریت وجود دارد، لطفاً توضیحاتی دربارة نقاط اشتراک و اختلاف ادیان در این زمینه, برای خوانندگان پژوهه بیان فرمایید:

دکتر موحدیان: بر اساس یک مطالعة گونه شناسانه، موعودهای ادیان به لحاظ ماهیت به دو دسته تقسیم می پذیرند: موعودهای متشخص یا فردگونه، و موعودهای نامتشخص یا غیر فردی. مراد از موعود متشخص (Individuated), آن موعودهایی است که به لحاظ ماهوی یک شخص از اشخاص بشری یا غیر بشری (مثلاً موجودی اساطیری) باشد. اما موعود غیر متشخص یا غیر فردی (Unindividuated) را با مثال می توان چنین معرفی کرد که اگر موعود یک دین, صرفاً وضعیتی کیهانی یا اجتماعی یا نظام حکومتی مخصوصی باشد، بی آن که بر شخص خاصی تأکید کنند، این موعود غیر متشخص است، که البته کمتر می توان, برای آن نمونه ای ذکر کرد. اما اگر, موعودهای متشخص بشری (Personal) باشند، که در بیشتر ادیان چنین است، یا آن شخص بشری متعین است، یعنی به عنوان یک شخص بخصوص وعده داده شده است، یا غیر متعین است، یعنی هرکس که شرایطِ چنین موعودی را احراز کرد, می تواند همان موعود باشد. و باز یک موعود متشخص بشری ممکن است, به یکی از سه صورت مطرح شود: در آینده متولد گردد، پس از رحلت, رجعت کند، یا این که پس از غیبت, ظهور کند. و دوباره که می نگریم موعودهای متشخص بشری, می توانند چهار صورت دیگر داشته باشند: یا تنزل خدا, در زمین تلقی شوند، مثل کلْکیِ هندوهای ویشنویی که یک اوتاره ( avatatara) یا تنزل از تنزلات ده گانة خدا در این مذهب است؛ یا جنبه ای از خدا باشد، مثل مسیح در موعودباوری مسیحی؛ یا مظهر یا حجت خدا باشد, مثل حضرت مهدی(عج) در موعودباوریِ شیعی دوازده امامی؛ یا این که صرفاً بشری معمولی باشد، مثل مهدی موعود در اندیشه موعودی اهل سنت، به ویژه اصحاب حدیث از اهل سنت. علاوه بر این ها، موعودهای ادیان، اعم از متشخص و غیر متشخص، بشری و غیر بشری، به لحاظ کارکرد یا رسالت به سه گونه اند، یا صرفاً کارکرد و رسالت اجتماعی دارند، مثل موعود برخی ادیان سرخ پوستی و آفریقایی؛ یا صرفاً کارکرد نجات بخشی معنوی دارند، مثل موعود بوداییان مهایانه ای؛ یا کارکرد اجتماعی و معنوی را با هم دارند, مثل موعود اسلامی، زرتشتی، مسیحی و غیره. تقسیمات دیگری نیز در گونه شناسی موعودباوری ها و موعودهای ادیان هست که مجال بیشتری برای توضیح می طلبد. حال با این دسته بندی می توان, جایگاه و نوع موعود و موعودباوری هر یک از ادیان را معلوم کرد، که به تبع, بخشی از شباهت ها و تفاوت های ماهوی و نوعیِ آنها نیز واضح خواهد شد. اما در اینجا به همین باید اکتفا کرد که بگوییم, بیشتر این انوع و گونه ها را می توانیم در موعود اندیشی ادیان مختلف بیابیم و نشان دهیم.

پژوهه: وضعیت موعود پژوهی را در گذشته و حال چگونه ارزیابی می کنید؟

دکتر موحدیان: این پرسش را می توان در دو سطح مطرح کرد: یکی در جهان و دیگری در داخل کشور. اما در این فرصت بهتر است, ارزیابی خودم را از این رشته مطالعات و تحقیقات در داخل کشور ایران عرض کنم. به نظر می رسد, به لحاظ کمّی این مطالعات, رشد بسیار قابل ملاحظه ای را نسبت به پیش از انقلاب داشته است. این حقیقت را به ویژه در دهة اخیر می توان از تعداد کتاب ها و مقالاتی که در موضوعات مختلف موعودی نگارش می شود، و نیز از حجم و تعداد نشریات موعودی، و همچنین از مؤسسات و مراکزی که به این موضوع می پردازند، آشکارا حس کرد؛ علاوه بر این هر ساله تعداد زیادی پایان نامه در مقاطع مختلف دانشگاهی و حوزوی به موضوعات موعوداندیشی اختصاص می یابد. این وضعیت هرگز در گذشته حاکم نبوده است.

اما به لحاظ کیفی, شاید نتوان ارزیابی چندان مثبتی از این وضع داشت. به نظر می رسد, این فعالیت ها دچار آسیب های قابل ملاحظه ای اند. اگر نخواهیم کلی گویی کرده باشیم، این آسیب ها و اشکالات را در سه محور باید مدنظر قرار داد: در محور مؤسسات و مراکز موعودپژوهی، از جمله نشریات موعودی، در محور کتاب ها و مقالات موعودی، و بالاخره در محور پایان نامه ها و تحقیقات دانشجویی.

مراکز، مؤسسات و نشریات موعودپژوهی, عمدتاً از سه اشکال رنج می برند: 1. عدم برنامه مندی و برنامه محوری (دقت کنیم که برخی ممکن است برنامه مند باشند, یعنی برنامة جامع و درازمدتی نیز داشته باشند, اما برنامه محور نباشند، یعنی مطابق برنامه عمل نکنند و دچار روزمرگی و باری به هر جهتی شده باشند) 2. عدم روشمندی, به ویژه نداشتن رویکردِ خاص و عالمانه یا مراعات نکردن چنین رویکردی، مثل این که مؤسسه یا مرکزی که رویکرد ترویجی دارد, با همان رویکرد وارد عرصة پژوهش و تحقیق تخصصی در موعودباوری هم می شود، و نتیجه هم از پیش معلوم است. یا موسسه ای ممکن است رویکرد علمی و آکادمیک را شعار خود قرار داده باشد، اما به شیوه ترویجی و تبلیغی که آن هم در جای خود ارزش دارد، عمل می کند. 3. همکاری های غیر برنامه ریزی شدة موازی با دیگر مراکز، مؤسسات و نشریات مشابه، بی آن که اهداف، رویکردها و عرصه های خود را تفکیک و متمایز سازند.

اما کتاب ها و مقالات منتشره در موضوع موعودباوری، به ویژه در عرصة موعودباوری ادیان، به نظرم دچار شش آسیب عمده اند:

1. توجه صرف, به شباهت های ظاهری و عدم توجه به تفاوت ها و ویژگی های فرهنگی و دینی خاص هر موعودباوری؛

2. تکیه بر منابع غیر معتبر، سطحی و احیاناً فاقد هویت؛

3. عدم توجه به برداشت و تفسیر پیروان هر دین از متون مقدس و اصلی خودشان؛

4. توجه صرف, به برداشت و تفسیر پیروان از متون مقدس خودشان, و بی توجهی به این حقیقت که این برداشت ها و تفسیرها ممکن است متأثر از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاصی باشد؛

5. عدم توجه به دیدگاه های مختلف در هر دین، و استناد و تکیه بر دیدگاه های خاص در هر دین، که ممکن است نسبت به اندیشة موعودِ منجی، پراعتنا، کم اعتنا، موافق یا مخالف باشند؛

6. عدم روشمندی علمی.

و اما پایان نامه ها و تحقیقات دانشجویی نیز هم در حوزه و هم در دانشگاه دچار سه مشکل عمده است:

1. بی توجه به سطح معلومات و امکانات علمیِ دانشجو انتخاب می شود؛

2. موارد و موضوعات تکراری، به ویژه در این سال های اخیر و بالاخص در زمینة موعودباوری در ادیان، در آن زیاد به چشم می خورد؛

3. گاهی, استادان راهنما و مشاورِ پایان نامه ها را, با عنایت به تخصص و حوزة دانش شان انتخاب و تعیین نمی کنند؛ گویی باور ندارند که موعودپژوهی، و به ویژه موضوع موعود در ادیان، یک تخصص آکادمیک است و شاید می پندارند, هر کس که در یکی از رشته های علوم انسانی ورودی داشته باشد, می تواند چنین تحقیقاتی را راهبری کند، حال آن که حقیقتاً چنین نیست، و این بی توجهی, بیشتر دامنگیر دانشجویان می شود.

پژوهه: با توجه به این که رسالت سنگین طلاب حوزة علمیه، به ویژه مرکز جهانی علوم اسلامی، اشاعة فرهنگ غنی آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) است، چه راهکارهایی را برای حضور بهتر آنها در عرصه های علمی پیشنهاد می کنید؟

دکتر موحدیان: اگر نخواهم به تفصیل سخن بگویم، می توانم, فهرست وار, عرض کنم که طلاب و دانشجویان لازم است, به موارد زیر اعتنا و اهتمام جدی داشته باشند, تا بتوانند, رسالت علمی خویش را به جای آورند. نخست, به تحکیم بنیان های علمیِ خود اقدام کنند؛ دوم, از پراکنده کاری پرهیز کنند, و در اولین فرصت هدف و رسالت زندگیِ علمی خود را معلوم کرده, همة فعالیت های علمیِ خود را در آن جهت سوق دهند؛ سوم, استقلال فکر داشته و از تقلید و اندیشه های کلیشه ای پرهیز کنند؛ چهارم, اعتنای جدی و عالمانه به میراث خودی، به ویژه قرآن و بالاخص روایات معصومین علیهم السلام داشته باشند؛ به نظر بنده, روایات را اگر درستی فهم کنیم، حکیمانه ترین و دقیق ترین پاسخ ها به نیازهای معنوی بشر را در آن می یابیم، و این چیزی است که شاید بسیاری از ما حوزویان و دانشگاهیان تجربه و باور نکرده ایم. پنجم، به مجموعة دانش بشری اعتنا کرده و هرگز احساس خودبسندگیِ غیر عالمانه نکنند؛ و به این حقیقت که اندیشمندان شرقی و غربی در طول تاریخ و به ویژه در قرون اخیر عرصه های وسیع و عمیقی از دانش و معرفت را پیموده اند, یا لااقل مباحث و پرسش های عمیقی را در انداخته اند توجه نمایند؛ ششم، به حقیقت و حق طلبیِ علمی وفادار باشند, که بنا بر اعتقاد ما, حق و حقیقت هر کجا انکار شود, یا زیر پا نهاده شود، به همان اندازه به حضرت حق کفر ورزیده شده است.

* استادیار و عضو هیئت علمی مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

ثبت شده توسط : checkdomain checkdomain

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :