Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 269359
تعداد بازدید : 206

آموزه‌های ایمانی

بلایای فراگیر از نگاه اسلام

چهارمین نشست همایش بین المللی اخلاق، الاهیات و بلایای فراگیر
دانشگاه شهید بهشتی
بلایای فراگیر از منظر اسلام
علی موحدیان عطار
اردیبهشت ۱۳۹۹
پیش گفتار
برگزاری این نشست و همایش را باید به درگاه الاهی سپاس گفت
از اینکه با هموطنان درستکار خداپرست و با ایمان یهودی و زرتشتی هم کلام شدم، احساس افتخار می کنم و این مصاحبت را برای خود مغتنم می دانم.
پیش از آغاز بحث طرح سه نکته را لازم می دانم:
یکم، قرآن اهل کتاب را مطلقا کافر نمی داند
اهل کتاب در دید قرآن به مومن و غیر مومن تقسیم می شوند (چنان که مسلمانان) و این طور نیست که مومنان فقط مسلمانان باشند و همه پیروان دیگر ادیان، کافر محسوب شوند.
از نظر عقیدتی قرآن در آیه 110 سوره آل عمران درباره اهل کتاب آمده: «مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ ...»
یا می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِینَ هَادُواْ وَ النَّصَارَى‏ وَ الصَّابِئینَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهْمْ وَ لَا هُمْ یحَزَنُون» «مسلماً کسانى که ایمان آوردند، و یهودی ‏ها و نصرانى‏ ها و صابئى‏ ها هر کدامشان [از روى حقیقت‏] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است، و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین شوند» (بقره، 62)
از نظر عملی هم  قرآن همه اهل کتاب را فاسق نمی داند و در برخی از آیات، اهل کتاب را به جهت عبادات، رفتار و خداپرستی صحیح، مورد تمجید قرار می دهد: «همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‏اى از آنها معتدل و به راه راست‏اند، در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغول اند. ایمان به خدا و روز قیامت مى‏آورند و امر به نیکویى و نهى از بدکارى مى‏کنند و در نکوکارى مى‏شتابند و آنها خود مردمى نیکوکارند. و هر کار خیرى انجام دهند از ثواب آن محروم نخواهند شد و خدا دانا به حال پرهیزکاران است.» (آل عمران 113- 115)
همچنین، قرآن به لحاظ نجات و رستگاری نیز برخی از اهل کتاب را رستگار می شمارد و در همان آیه ای که پیش تر یاد شد، می فرماید: «... فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیهْمْ وَ لَا هُمْ یحَزَنُون» «مسلماً کسانى که ایمان آوردند، و یهودی ‏ها و نصرانى‏ ها و صابئى‏ ها هر کدامشان [از روى حقیقت‏] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است، و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین شوند» (بقره، 62)
و نیز می فرماید: «بى‏تردید از اهل کتاب کسانى هستند که به خدا و آنچه به سوى شما نازل شده و آنچه به سوى خودشان فرود آمده ایمان مى‏آورند، در حالى که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آیات خدا را به بهاى اندک نمى‏فروشند. براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است یقیناً خدا حسابرسى سریع است» (آل عمران، 199)
علاوه بر این، همان طور که یاد شد، قرآن حتی مسلمانان را هم به مؤمن و غیر مؤمن تقسیم کرده است و هر مسلمانی را مؤمن به معنای حقیقی و معنای خاص آن، که عبارت از معرفت قلبی و اقرار زبانی و عمل به جوارح است، نمی داند و می فرماید به اعراب بگو شما ایمان دارید و بلکه فقط می توانید بگویید مسلمانید: «قٰالَتِ اَلْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ اَلْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ...» بادیه نشینان گفتند: ما [از عمق قلب] ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید: اسلام آورده ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است... ﴿الحجرات‏، 14﴾
چنان که آشکار است، از این نگاه، مومنان کسانی اند که حقایق بزرگ هستی، مانند خدا، توحید، معاد و قیامت و جزا و پاداش اعمال و عدل الاهی و هدایت آسمانی در شکل ارسال پیامبران و هادیان الاهی را باور کرده و عملا تسلیم این حقایق شده باشند.

بنابراین، اگر در این بحث جایی از رحمتی برای مومنان و یا بلایی برای کافران سخن می گوییم، نباید دچار مغالطه عوام گرایانه در این خصوص شویم، که همه پیروان دیگر ادیان را کافر می شمارند.
به عبارت دیگر، ما در این بحث از ادبیات فقهی و حتی کلامی استفاده نمی کنیم و بلکه خود قرآن را درنظر می گیریم؛ و البته آن یکی از دو اصطلاح قرآن در باره «مومن» را که به اهل کتاب هم اطلاق می کند، نه آن کاربرد که در برابر آنها به مسلمانان مومن می گوید.
دوم، مراد من از اسلام در این بحث، دیدگاه قرآن و روایات اسلامی است
نه دیدگاه متکلمان یا فلاسفه مسلمان و یا حتی دیدگاه عمومی مسلمانان؛ زیرا دیدگاه فلاسفه و متکلامان مسلمان الزاما دیدگاه برگرفته از قرآن نیست. چنان که شاید دیدگاه الاهیدانان یهودی و زرتشتی و مسیحی نیز الزاما منطبق با کتاب مقدس این ادیان نباشد و بلکه از مکاتب فلسفی و عرفانی مختلفی متأثر باشد.
همچنین، عامه مردم مسلمانان نیز ـ مانند پیروان دیگر ادیان ـ ممکن است با فکر خود و یا با استفاده از مکاتب دیگر و یا مباحث تجربی و علمی و شبه علمی به دست آورده باشند و مطرح کنند.
علاوه بر اینکه، نوع مباحث کلامی و فلسفی، خشک و بی روح و بیش از حد منطقی است؛ در حالی که خود متون مقدس و اصلی و از جمله قرآن و روایات، منطقی ساده تر و سازگارتر با فطرت و عواطف انسانی دارد.
سوم، مسئله ما در مورد بلایای فراگیر
در هنگام بروز بلایای فراگیر، مانند آنچه این روزها با عنوان کروناویروس با آن مواجهیم، مسایل و پرسش ها و اشکالاتی به اذهان هجوم می آورد. به طور طبیعی، پیروان ادیان الاهی می خواهند که موضع دین خود و به طور کلی ادیان خداباور را در باره این پدیده ها بدانند.
از جمله مسایل و اشکالات اینهاست:
1.    چرا خداوند جلوی این بلاها را نمی گیرد تا ضررها و خسارت های بزرگی مانند این، فراگیر نشود؟ آیا این با علم و قدرت و رحمت خداوند در تضاد نیست؟
2.    آیا این پدیده های خسارتبار و هولناک، بلا و عذاب الاهیند؟ و اگر چنینند، چرا دامن بی گناهان و مومنان را هم می گیرند؟
3.    آیا دعا و توسل و تضرع به درگاه خدا و اولیای او برای رفع این بلاها بی اثر است؟ اگر آری، پس این ایمان و دعا و توسلات به چه کار می آید؟ و اگر نه، پس چرا مؤمنان با وجود ایمان و دعا و توسل و پناه بردن به اماکن مقدس، هنوز دچار این بلاها می شوند و از آن نجات نمی یابند؟
4.    آیا از نظر دین، علم و تجربه بشری ارزش و اعتباری دارد، یا در چنین مواردی باید به خدا توکل کرد و  معتقد بود که هرچه خدا بخواهد همان می شود و پیشگیری ها و مراعات های ما تأثیری در نتیجه کار ندارد؟ (چنان که برخی متدینان اظهار می کنند)
البته همه این پرسش ها در یک جلسه قابل بررسی و پاسخ گویی نیست. اما شاید بشود مطالبی را عنوان کرد که زمینه را برای حل بیشتر این مسایل و پاسخ به بیشتر این پرسش ها فراهم آورد.
اصل بحث در باره دیدگاه اسلام در باره بلایای فراگیر
همان گونه که گفته شد، همه این پرسش ها و اشکالات را نمی شود در یک جلسه کوتاه بررسی کرد و پاسخ داد. اما، برخی نکات هست که برای روشن شدن این بحث مفید است و اگر آنها را در ابتدا مطرح کنیم، شاید نیازی به مباحث پیچیده و مفصل نداشته باشیم.
لذا بنده از باب مقدمه برخی مطالب را، که در حکم مبانی نظری موضع اسلام در این موضوع است، ذکر می کنم:
هیچ رخدادی بیرون از اراده و مشیت خدا نیست
یقینا حوادث و بلایای فراگیر داخل در اراده تکوینی خداوندند و چنین نیست که از قدرت یا علم او بیرون باشند. خداوند در بخشی از آیه 59 سوره انعام می‏ فرماید: «ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ» یعنی جز با اذن و اراده خداوند حتی برگی از درخت نمی‏ افتد. هیچ دانه اى در تاریکی هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در علم خداوندی ثبت و تحت اراده او ایجاد شده و متحول می شود؛ یعنی فاعل همه اینها خداست.»
بسیاری از بلاها را خدا دفع می کند
از جمله حقایقی که ما انسان ها به آن بی توجهیم و بلکه آن را بعکس می پنداریم، این حقیقت است که زندگی و حیات ما انسان ها و دیگر موجودات جاندار جهان در یک ناپایداری و در میان یک بلوای عظیم شکل گرفته است. زندگی ما و دیگر جانداران روی کره زمین، به هیچ وجه پایدار نیست و برخلاف آنچه که ظاهرا ما می بینیم، خطرات و تهدیدهای بی شماری از هر طرف آن را احاطه کرده است. اگر در یک تمثیل بخواهیم این حقیقت را تصویر کنیم، پیدایش و ادامه حیات در این جهان را باید به شکل گرفتن یک زندگی گسترده و پیچیده در زیر یک سندان که مدام چکشی بزرگ و سنگین بر روی آن کوبیده می شود، مانند کرد.
پس، در حقیقت، اینکه در این بلوای عظیم حیات پدیدار شده است، امری غیر عادی است و نیاز به تفسیر و توجیه دارد، نه اینکه یکی از تهدیدهای بالقوه به فعلیت درآید و عملی شود و زندگی و حیات را نابود کند.
در حقیقت، حیات خود یک معجزه و نشانه وجود یک قدرت حاکم و قاهر بر هستی است. در نظر بگیرید کره زمین را که در میان میلیون ها کره در کیهان، شرایط ایجاد حیات در آن پدید آمده است و همین طور شرایط بقای حیات در آن تا کنون حفظ شده است؛ اگر درست بیندیشیم این عادی نیست. بعد در نظر بگیرید، خود ما انسان ها و دیگر جانداران را روی این کره، در میان هزاران و میلیون ها خطر و تهدیدی که از درون و بیرون بدن ما ما را احاطه کرده است، به وجود آمده ایم و داریم زندگی می کنیم. این نیز نمی تواند عادی و امری بسیار محتمل تلقی شود؛ زیرا این مستلزم یک حفاظت کننده بسیار قوی است که علاوه بر آنکه در این بلوا شرایط پدید آمدن ما را فراهم کرده، ما را هر لحظه حفظ کند.
خداوند متعال در قرآن به این حقایق توجه داده است. مثلا در آیه مشهور به آیه الکرسی می فرماید: اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ لَهُ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي اَلْأَرْضِ مَنْ ذَا اَلَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّٰ بِمٰا شٰاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ لاٰ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ»  ﴿البقرة، 255﴾ خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات است، هیچ گاه خواب، چه سبک و چه سنگین، او را فرا نمی گیرد. آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است و آنچه را پشت سر آنان است می داند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت] ش آسمان ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آن بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.
یا می فرماید: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ سَخَّرَ لَكُمْ مٰا فِي اَلْأَرْضِ وَ اَلْفُلْكَ تَجْرِي فِي اَلْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ اَلسَّمٰاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ إِنَّ اَللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ  ﴿الحج‏، 65﴾ آیا ندانسته ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخّر کرده است؟ و آسمان را نگه می دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقیناً خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.
و نیز می گوید: إِنَّ اَللّٰهَ يُمْسِكُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَكَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً  ﴿فاطر، 41﴾ یقیناً خدا آسمان ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می دارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمی تواند نگاهشان دارد؛ مسلماً خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.
به این گونه، حقیقت مغفول این است که بلاها و حوادث از چپ و راست و بالا و پایین و پشت و جلو، انسان را احاطه کرده ‏اند، اما خداوند به واسطه کارگزاران خود مانع از اصابت آنها به انسان می ‏شود و جایی که صلاح بداند و اراده بفرماید لحظه ‏ای این محافظت را برمی دارد و انسان با به آنچه باید به او می رسید، مبتلا می شود.
بنابراین، بلاهای بسیار زیادی هست که خدا دفع می کند و فقط برخی از آنها به مردم می رسد. پس اصل در دچار شدن به بلا و خطر است، مگر آنکه خدا دفع می کند.
بلاها بر دو نوعند: خاص و عام یا فراگیر
بلاهای خاص
مراد از بلاهای خاص، آن چیزی است که در عرف دین به آن «عذاب » می گوییم، یعنی آن بلاهایی که برای اهل کفر و نفاق و فسق در شرایط خاص و پس از انذار و هشدارهای مکرر و عفو گذشت زیاد اتفاق می افتد. مانند آنچه بر قوم لوط و قوم نوح و قوم عاد و قوم ثمود نازل شد. در آیات ۱۶ و ۱۷ سوره سبا درباره قوم سبا آمده است، که این قوم به دلیل روی گرداندن از خدا و کفران نعمت در محل سکونتشان به سیل گرفتار شدند.  «پس روی گردانیدند، و بر آن سیل [سدّ] عَرِم را روانه کردیم، و دو باغستان آن ها را به دو باغ که میوه های تلخ و شوره گز و نوعی از کُنار تُنک داشت تبدیل کردیم. این [عقوبت] را به [سزای] آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم؛ و آیا جز ناسپاس را به مجازات می رسانیم؟»
چند نکته مهم در باره بلایای خاص
چند مطلب و نکته مهم در باره بلایای خاص مطرح است که عدم توجه به آن موجب اشتباهاتی در مباحث مربوط به بلا شده است.
مطلب اول، بلاهای الاهی (خاص) فقط گریبانگیر ظالمان و فاسقان و کافران می شود
نکته بسیار مهم که غالبا مورد غفلت قرار می گیرد این است که در این نوع بلاها، مومنان و انسان ها نیک و بویژه کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کرده اند، مصون می مانند. در همه موارد این بلایا، انسان های نیکوکار و مومن به گونه ای از ورطه بلا حفظ شده اند.
به عبارت دیگر، خداوند برخود لازم می داند که در هنگام فرستادن عذاب، از قبل جداسازی کند؛ مانند آنچه بر سر قوم لوط آمد، یا آنچه بر سر فرعونیان آمد و یا آنچه بر سر قوم عاد و قوم ثمود و قوم نوح آمد. خداوند در باره بلایی که بر قوم لوط نازل شد می فرماید: ... فَأَخْرَجْنٰا مَنْ كٰانَ فِيهٰا مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَمٰا وَجَدْنٰا فِيهٰا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ  ﴿الذاريات‏، 36-35﴾ پس هرکه را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم؛ در آنجا جز یک خانه از مسلمانان [که اهلش مطیع خدا بودند، نیافتیم.]
بنابراین، خدای متعال عذاب یا بلاهای خاص را به گونه ای نازل نمی کند که مردم صالح از آن متضرر شوند؛ چنان که در آیه ۱۱۷ سوره هود می فرماید: وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ اَلْقُرىٰ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهٰا مُصْلِحُونَ  «و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرهایی را در حالی که مردمش درست کارند، ظالمانه هلاک کند.» ﴿هود، 117﴾
مطلب دوم اینکه، پیش از این نوع بلاها، اتمام حجت می شود
حقیقت این است که بر طبق قرآن، نزول بلاهای خاص، بعد از اتمام حجت و تبیین حق و روشنگری انجام می شود؛ چنان که می فرماید: «ذٰلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ اَلْقُرىٰ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهٰا غٰافِلُونَ» این [فرستادن پیامبران] برای این است که پروردگارت مردم شهرها و آبادی ها را در حالی که اهلشان [پیش از آمدن پیامبران] بی خبر [از توحید و معاد و حقایق] باشند، از روی ستم هلاک نمی  کند. ﴿الأنعام‏، 131﴾
و نیز می فرماید و فقط در صورتی شهریا قریه ای را نابود می کنیم که اهل آن ظالم باشند و آن هم بعد از آنکه در مرکز آن منطقه رسولی را بر ایشان بفرستیم : «وَ مٰا كٰانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ اَلْقُرىٰ حَتّٰى يَبْعَثَ فِي أُمِّهٰا رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِنٰا وَ مٰا كُنّٰا مُهْلِكِي اَلْقُرىٰ إِلاّٰ وَ أَهْلُهٰا ظٰالِمُونَ» و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبوده ایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بوده اند. ﴿القصص‏، 59﴾
مطلب سوم اینکه، خداوند به سبب برخی عوامل، بلاهای خاص را دفع می کند
مطابق با برخی شواهد قرآنی، برای رفع عذاب ها یا بلاهای خاص، اعم از طبیعی و غیر طبیعی، حتی از کافران و اهل فسق و فجور هم اسبابی هست، از جمله آنها وجود مومنان و نیز بی گناهان، مانند بچه ها خردسال، در میان آنهایند. (در سوره فتح می فرماید: ... لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذٰاباً أَلِيماً (الفتح‏، 25) اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقیناً کافران [از اهل مکه] را به عذابی دردناک عذاب می کردیم.
نکته چهارم اینکه، حتی بلاهای خاص هم برای هدایت است
بلاء و مصیبت و حتی عذاب بی جهت و یا صرفا برای انتقام نیست، بلکه برای مجازات و تأدیب ظالمین نیز هست تا شاید از این راه متنبّه شده به راه راست بازگردند. چنان که قرآن کریم می فرماید: «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‏ دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به آنان از عذاب نزدیک(عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ(عذاب آخرت) مى‏چشانیم، باشد که بازگردند.» (سجده: آیه۲۱) همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون؛ ظاهر شد فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده‏اند؛ تا [خداوند جزاى‏] برخى از آنچه کرده‏اند را به آنها بچشاند، باشد که باز گردند.»(روم: آیه۴۱)
مطلب پنجم اینکه، مؤمنان و نیکان نیز ممکن است در شرایطی به بلای کافران و بدکرداران بسوزند
اگرچه گفتیم که بلاهای خاص فقط گریبان کافران و فاسقان را می گیرد، اما اگر مومنان و انسان های نیک هم به وظیفه خود که امر به معروف و نهی از منکر است، عمل نکنند، ممکن است با کافران و فاسقان به بلا گرفتار شوند؛ چنان که در روایاتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم: «إِذَا أُمَّتِی تَوَاکلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ فَلْتَأْذَنْ بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی»؛ «زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند، (یعنی هر کس سکوت کند به انتظار اینکه گروهی خاص و یا دیگران امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ کس قیام نکند) باید آماده پذیرش عذاب و هلاکت خداوند باشند». (تهذيب الأحكام(تحقيق خرسان)، ج 6، ص 177.) و امام سجاد (علیه السلام) در این باره فرموده اند: «وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ تَرْک إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَ تَرْک مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ وَتَضْییعُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکر» ؛ «گناهی که سبب فرود آمدن بلا (و معصیت) بر مردم می شود عبارت است از: به فریاد ستمدیده و دلسوخته نرسیدن و به یاری مظلوم نشتافتن و پایمال ساختن امر به معروف و نهی از منکر». (على احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول( صلى الله عليه و آله و سلم)، ايران؛ قم، دار الحديث، 1419 ق، اول، ج 3، ص 574؛ بحارالأنوار(ط- بيروت)، ج 97، ص 94؛ معانى الاخبار، ص 271، منبع اوليه.)
و نیز پیامبر خدا فرمودند: «لَتَأمُرنّ بالمعروف و لَتَنهُنّ عن المنکر، أو لَیسَلِّطَنّ اللَّه شرارَکم علی خیارِکم»؛ «امر به معروف و نهی از منکر کنید، وگرنه خدا بدان شما را بر نیکانتان چیره می کند، و چون چنین شود، هر چه نیکان دعا کنند خدا مستجاب نخواهد کرد.» (الحياة، ترجمه احمد آرام، ج 1، ص 413.)
مطلب ششم اینکه، بلاهای خاص، در شرایط خاص نازل می شود
ما معمولا در موضوع بلاها دچار اشتباهیم و فکر می کنیم ـ و البته گاهی هم ابراز می شود ـ که خدا در کمین است تا انسان ها کاری بکنند و آنها را به بلایی دچار کند؛ درحالی که چنین نیست؛ حقیقت این است که ما به سبب کارهایی که می کنیم، مستحق آنیم که هر لحظه جهان بر سر ما خراب شود، اما خداوند بسیاری از این بلاها را دفع می کند و فقط در جایی که رحمت و حکمتش اقتضا کند، انسان را به عقوبتی دچار می سازد؛ چنان که می فرماید:
وَ مٰا أَصٰابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ  ﴿الشورى‏، 30﴾ و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده اید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمی  گذرد.
و می فرماید: أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمٰا كَسَبُوا وَ يَعْفُ عَنْ كَثِيرٍ  ﴿الشورى‏، 34﴾ یا اگر بخواهد کشتی ها را [با سرنشینانش] به سبب گناهانی که مرتکب شده اند، نابود می  کند و از بسیاری [از همان گناهان] می گذرد.
این البته این تنها در مورد بلاهای خاص نیست، بلکه در شرور و بلایای طبیعی، اعم از طبیعی محض و یا اخلاقی و انسانی، نیز چنین است، یعنی در بلایایی که به چه بهظ طور طبیعی و چه سبب عمکرد انسان ها به آنها می رسد نیز در بسیار موارد خدا عفو کرده و مردم را حفظ می کند.
بلایای عام یا فراگیر
بلایای عام یا فراگیر بر دو دسته اند: بلایای انسانی و یا اخلاقی؛ و بلایای طبیعی
نخست، بلاهای غیر طبیعی یا انسانی و یا اخلاقی
بلاهای غیر طبیعی همان بلایایی اند که از ناحیه عملکرد انسان ها به آنها وارد می شود. این همان چیزی است که به آن «شر اخلاقی» می گویند. البته این بلاها اگچه منشأ انسانی دارند، اما ممکن است بر طبیعت تأثیر گذارند و به طور غیر مستقیم موجب شوند تا عملکرد طبیعت به صورت بلایی برای انسان ها تبدیل شود؛ برای مثال بلایای ناشی از افزایش آلودگی هوا و یا گرم شدن زمین و همچنین سیل ناشی از تخریب جنگل ها به دست انسان از این جمله اند. روشن است که این بلاها اگرچه ممکن است در طبیعت ظهور می کنند، اما نتیجه عملکرد انسان هایند و از این بابت حکم بلاهای غیر طبیعی را دارند.
اما، برخی از بلاهای انسانی ممکن است به طور مستقیم بر جوامع انسانی اثر گذارند؛ مانند جنگ های بزرگ، که دامنگیر بخش وسیعی از جوامع انسانی می شود و تا مدت ها اثار و عوراض خود را به مردم تحمیل می کند. این بلاها را هم باید جزو بلایای غیر طبیعی و یا شرور اخلاقی انگاشت.
قرآن بلاهای انسانی را از بلاهای الاهی متمایز می داند؛ چنان که می فرماید: «وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اَللّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ اَلنّاسِ كَعَذابِ اَللّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنّا كُنّٰا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اَللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِمٰا فِي صُدُورِ اَلْعٰالَمِينَ  ﴿العنكبوت‏، 10﴾ و از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا ایمان آوردیم. پس هنگامی که در راه خدا آزار شوند، فتنه مردم را مانند عذاب خدا شمارند [و از بیم ادامه یافتنش از ایمان دست برمی دارند]، و اگر از سوی پروردگارت یاری و نصرتی [چون پیروزی و غنیمت] بیاید، [به مؤمنان] قاطعانه می گویند: ما هم با شما بودیم. آیا [حال آنان از دید خدا پنهان است] و خدا به آنچه در سینه های جهانیان است [از همه] آگاه تر نیست؟
دوم، بلاهای طبیعی
بلاهای طبیعی آنهایی اند که به مقتضای قانون کلی طبیعت که خداوند در جهان هستی برقرار کرده و از جمله تقدیرات الاهی است، رخ می دهد. این شامل بلاهایی مانند زلزله، سیل، طوفان، گردباد، سونامی، تگرگ، بهمن، رعد و برق، تغییرات شدید درجه حرارت، خشکسالی و آتشفشان می شود.
در این بلاها درحقییقت جهان در مسیر طبیعی خود سیر می کند. به عبارت دیگر، بلایا حوادث طبیعی اند که باید اتفاق بیفتند، اما از آن جهت که ما و دارایی ما خسارت می زند، بلا محسوب می شود. در ۲۷ سال گذشته ۶/۳ میلیون نفر بر اثر بلایای طبیعی جان باخته اند و بیش از سه میلیارد نفر به واسطه ی این بلایا آسیب دیده اند و بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار خسارت مالی وارد شده است و از سوی دیگر وقوع این حوادث رو به افزایش است.
 این نوع ابتلائات معمولا غیر قابل کنترلند و بسیاری از مردم را دستخوش رنج و عذاب می کنند. در عین حال، انسان ها با عقل و هوش خدادادی می توانند جلوی برخی از بلاهای طبیعی را بگیرند و یا آنها را به فرصت هایی برای زندگی بهتر تبدیل کنند و این منافاتی با قدرت خدا ندارد.
در مورد بلاهای طبیعی نیز باید به چند نکته توجه کرد:
نکته اول اینکه، بلاهای طبیعی برای مومن و کافر اثر مختلف دارد
طبیعی است که مومنان و انسان ها نیک هم به این بلایا دچار می شوند و از آن خسارت می بنینند، اما برای انسان های مومن و کافر نتایج متفاوتی خواهند داشت. بلاهای طبیعی عام برای مومنان در هر حال خیر است، حتی اگر به ظاهر متضرر شوند. مؤمنان از هیچ امری که خدای متعال برای آنها مقدر کرده باشد، حقیقتا ضرر نخواهند کرد، در حالی که نعمت ها و عافیت ها برای کافران، شر است، حتی اگر ظاهرا به نفع آنها تمام شود. از آیاتی که وقتی به مفهوم عام و کلی آن نظر کنیم بر این حقیقت دلالت دارد، این آیه است: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اِتَّبَعُوا رِضْوٰانَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ» پس با نعمت و بخششی از سوی خدا [از میدان جنگ] بازگشتند، در حالی که هیچ گزند و آسیبی به آنان نرسیده بود، و از خشنودی خدا پیروی کردند؛ و خدا دارای فضلی بزرگ است. (آل‏عمران‏، ۱۷۴)
و در روایت است که امام علی(ع)  فرمودند:
 «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَة؛ بلا برای ظالم ادب نمودن و تنبیه کردن است، برای مؤمن امتحان است، برای انبیاء درجه است و برای اولیاء کرامت.» (بحارالأنوار، ج‏۶۴، ص۲۳۵)
نکته دوم اینکه، بلاهای طبیعی آثار تربیتی و معنوی و معرفتی دارند
برخی خواص و آثار تربیتی و معرفتی بلایا
بلاها در عین خسارت و درد و رنجی که به بار می آورند، آثار و خواص معرفتی و تربیتی بسیار مهم و ارزنده ای به همراه دارند. از جمله:
شایستگی رحمت الاهی
صبر بر بلا انسان را به رحمت خدا نزدیک می کند؛ آیه ای مشهور داریم که روی اعلامیه های ترحیم می نویسیم، اما معمولاً به معرفت آن نمی پردازیم. خداوند در سوره بقره آیات 155 و 156 می‏ فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ‏ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین‏» و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و به صبرکنندگان بشارت بده.
از این منظر است که امام صادق} در روایتی می فرماید: «اگر مومن پاداشی را که برای مصیبت ها خداوند برایش در نظر گرفته بداند، هر آینه آرزو می کند که او را با قیچی تکه تکه کنند.» (اصول کافی، ج3، ص354)
توجه دادن به خدا
خدای مهربانی که خیرخواه بنده خویش است، برایش صحنه ابتلاء را رقم می ‏زند.  انسان مؤمنی که در کوره این حوادث قرار گرفته و ناتوانی خود را دیده و متوجه ضعف شدید خود و نیاز به خداوند شده است، پس از ابتلا، احساس نیاز به خدا می کند و این احساس او منجر به اتصال و اتکا به خداوند خواهد شد.
در تفسیر البرهان ذیل آیه53 سوره نحل حدیثی از امام صادق}  نقل شده که خلاصه اش این است: «شخصی از امام صادق} دلیل وجود خدا را پرسید و امام در پاسخ به او فرمود ای بنده خدا، آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ گفت بله. فرمود: هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای نجات تو نبوده و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته است؟ گفت بله. فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می تواند تو را از آن مهلکه نجات دهد؟ گفت بله. امام صادق} فرمود: او خداوندی است که قادر بر نجات است در آنجا که هیچ نجات دهنده و فریادرسی نیست.»
یک نوع دیگر این احساس را خداوند در آیه 65 سوره عنکبوت می‏ فرماید: «فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ»؛  یعنی و هنگامى که بر کشتى سوار مى شوند، خدا را خالصانه مى خوانند؛
چرا چون از همه چیز قطع امید کرده و به قادر مطلق احساس نیاز می ‏کنند. پس نزدیک ترین حالت به خدا زمانی است که از همه قطع امید کردیم و فقط و فقط به خدا نظر داریم.
نشان دادن قدرت خدا و رفع ناباوری انسان ها
برخی از بلایا ما را از ناباوری نسبت به قدرت خدا و نیز حقایقی مانند مرگ و عجز و ضعف خود برای جلوگیری از آن و یا حتی برای حفاظت از خود، به در می آورند. از قضا، حقیقتی که از قضا در این ایام کرونایی تا حدی ملموس تر شده است این است که ما انسان ها درک بهتری از برخی حقایق مانند نزدیکی و واقعی و قریب الوقوع بودن مرگ به دست آورده ایم؛ و یا باور بیشتری نسبت به تهدیدهایی که انسان ها را احاطه کرده و حفظ خدا نسبت به خود، پیدا کرده ایم. همچنین، درک کرده ایم که تا چه حد قدرت های ما، ناچیز و پیشرفت های ما در برابر آنچه نمی دانیم و نمی توانیم، اندک است.
باورپذیرتر کردن قیامت و اوضاع آخرالزمان
از منظری دیگر، برخی حوادث طبیعی آیه و نشانه ای از امر بزرگ تر در آینده است و خداوند توجه ما را به آن آیات عظیم توجه می دهند. مثل زلزله هایی که در آخرالزمان و یا هول و هراس هایی که در قیامت رخ می دهد. مثلاً خشکسالی، بیماری، حریق، سیل از این دست بلایا هستند. در کتب متعددی هم تحت عنوان «ملاحم و فِتَن» به آن پرداخته شده است.
در آن صحنه ها همگان شاهد حضور صد در صدی خداوند در امورات عالم و آدم می شوند. خداوند در آیه اول سوره زلزله می فرماید: «إِذا زُلْزِلَتِ‏ الْأَرْضُ زِلْزالَها؛ آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود». در این آیه بر اساس روایات خبر از زلزله هایی سهمگین در مقطعی از زمان می دهد. در آیات بعد می فرماید: «آن روز، مردم [به حال‏] پراکنده برآیند تا [نتیجه‏] کارهایشان به آنان نشان داده شود.»
بنابراین این زلزله ها باید آیه و نشانی برای مردم باشد تا دچار غفلت نشوند و مؤمنین برای آمادگی و رویایی با این صحنه ها باید عبد بودن را تمرین کنند؛ عبد بودن هم یعنی خود را همراستا با برنامه های خداوند کنیم؛
درک نیاز به خدا و بیرون آمدن از غرور خودبسندگی
خدای مهربانی که خیرخواه بنده خویش است، برای بنده خود صحنه ابتلاء را رقم می ‏زند.  انسان مؤمنی که در کوره این حوادث قرار گرفته و ناتوانی خود را دیده و متوجه ضعف شدید خود و نیاز به خداوند شده است، پس از ابتلا، احساس نیاز به خدا می کند و این احساس او منجر به اتصال و اتکا به خداوند خواهد شد.
اسلام برای اینکه انسان ها هرچه بهتر و بیشتر به این درک برسند، در حوادثی مانند زلزله، بادهای شدید، کسوف و خسوف و ... دستور به نماز آیات و تکریم و تمجید و تسبیح خدای متعال داده است.
درک این حقیقت که خدا حافظ و نگهبان ماست
ما به طور عادی گمانمان بر این است که با مراعات بهداشت و دقت هایی که در زندگی روزمره می کنیم، خودمان و عزیزانمان را از بیماری ها و خطرات حفاظت کرده ایم؛ در حالی که همان طور که گفتیم بیماری ها و خطرات بسیار بیشتر و نزدیک تر از آنند که ما بتوانیم حتی یک ساعت خود را حفظ کنیم. حالا مثلا در این وضعیت کرونایی ما که ناچار شده ایم حفظ خود را برعهده بگیریم، می بینیم که تا چه حد از این کار عاجزیم و هرطرفش را که می گیریم از جای دیگری کار عیب می کند. اینجاست که متوجه می شویم تا بحال کس دیگری ما را حفظ می کرده است؛ چرا که ویروس ها و باکتری ها و خطرات دیگر همیشه بوده اند و ما بدون توجه به آنها زندگی عادی خود را می کرده ایم.
نتیجه بحث
اول اینکه، این نوع حوادث و بلاهای فراگیر را جزو اقتضائات عالم مادی بدانیم و پیش از آنکه بپرسیم چرا رخ داد و یا چرا برای ما رخ داد، به این فکر کنیم که چرا همیشه رخ نمی دهد و چه کسی از حیات در برابر این روند طبیعی حوادث محافظت می کرده و می کند.
دوم اینکه، همه حوادث و بلایا را عذاب الاهی و یا بلای خاص و برای مجازات کافران و فاسقان و نتیجه عمل برخی مردم ندانیم، تا با این اشتباه خدا را ظالم و دین را با چالش مواجه کنیم.
سوم اینکه، بلاهای طبیعی را مطلقا شر نپنداریم، بلکه آن را برای مؤمنان و نیکان خیر بدانیم.
چهارم اینکه، از این نوع ابتلائات در جهت افزایش توجه به خدا، تفکر در ضعف و ناتوانی خود، توجه به حفظ مدام خداوند، توجه به آخرت و قیامت و ... بهره ببریم.
و بلأخره اینکه، با دانش تجربی که خدا به ما داده است، تا جای ممکن در جهت دفع و رفع و بهره برداری از بلاهای فراگیر استفاده کنیم.


ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :