Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 262349
تعداد بازدید : 809

مفاهیم قرآنی و روایی

کمال و سعادت: مقایسه ای مفهوم شناسانه

کمال و سعادت: مقایسه ای مفهوم شناسانه

علی موحدیان عطار

۲۰/۷/۱۳۹۸

پرسشی که در این نوشتار می خواهم به آن رسیدگی کنیم این است که کمال چه نسبتی با سعادت دارد؟ آیا کمال و سعادت مصداقا یک چیزند یا این دو مفهوم از دو حقیقت مختلف حکایت می کنند؟[1] و اگر از دو حقیقت حکایت می کنند، آیا آن دو حقیقت با هم ملازمند یا هیچ ارتباطی میان حقیقت کمال یافتگی و سعادتمندی نیست؟

در دنیای اندیشه، در خصوص تلازم یا عدم تلازم کمال و سعادت، دو دیدگاه عمده وجود دارد: یکی دیدگاه کسانی که سعادت یا خوشبختی را از کمال جدا دانسته و کمال را ملازم با سعادت نمی دانند. این گروه عموما ملاک های حسی یا عینی را برای سعادت در نظر می گیرند که در نتیجه، سعادت را از کمال ـ که اعم از خوشحالی مادی و ظاهری است ـ جدا می کند؛ و دیگری، دیدگاه کسانی که کمال و سعادت را همراه و ملازم یکدیگر می انگارند؛ اینان عموما از سعادت معنایی همه جانبه در نظر دارند و صرفا آن را در سعادت و خوشبختی حسی و عینی خلاصه نمی کنند.

در همین چارچوب است که عده اى همچون کانت، معتقد به جدایى کمال و سعادت شده اند. اینان از سویی کمال و خوبى را به اراده نیک، به معناى مطیع بودن در مقابل فرمان هاى وجدان می دانند، خواه به دنبال آن خوشى باشد یا نباشد؛ و از سوی دیگر، سعادت را لذت و خوشى عاری از درد و رنج می شمرند. به همین سبب است که در نظر این گروه، اخلاق با کمال سروکار دارد، نه با سعادت. ( مطهرى، فلسفه اخلاق، 70 - 71) اما، در مقابل، اندیشمندان، فلاسفه و اخلاقیون اسلامى برآنند که سعادت حقیقی و همه جانبه در کمال تحقق می یابد. برای مثال، علامه طباطبایى(ره) سعادت هر چیزى را عبارت از «رسیدنش به خیر وجود خودش» می داند و معتقد است که سعادت انسان، که موجودى است مرکّب از روح و بدن، عبارت است از رسیدن به خیرات جسمانى و روحانی و متنعم شدن به آن. (طباطبایى، المیزان، 11، 28)

از برخی آیات قرآن به نظر می رسد که سعادت ثمره کمال و نتیجه مطلوب از ویژگی هایی است که انسان در وضعیت کمال به دست می آورد. در قرآن وقتی از سعادت سخن گفته است، مفهوم خاصی برای سعادت در نظر است، که می توان آن را سعادت نهایی و یا غایی نامید و با ملاک های قرآن، این سعادت ناشی از کمالی است که انسان در سیر معنوی خویش به دست آورده و در واقع عنوانی است که بر کمال یافتگی انسان دلالت می کند. قرآن سعادت را در سکونت جاودانه در بهشت دانسته و مقابل آن، یعنی شقاوت را نیز به این می داندکه در نهایت انسان به آتش جهنم درآید. قرآن در این باره می فرماید: «يَوْمَ يَأْتِ لَا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَ سَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِى النَّارِ لهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ  إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِى الجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ  عَطَاءً غَيرَ مجْذُوذٍ» روزى [است‏] كه چون فرا رسد هيچ كس جز به اذن وى سخن نگويد. آن گاه بعضى از آنان تيره‏بخت خواهند بود و [برخى‏] نيكبخت. و اما كسانى كه تيره‏بخت شده‏اند، در آتش، فرياد و ناله‏اى دارند. تا آسمان ها و زمين برجاست، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زيرا پروردگار تو همان كند كه خواهد. و اما كسانى كه نيكبخت شده‏اند، تا آسمان ها و زمين برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [كه اين‏] بخششى است كه بريدنى نيست. (هود، ۱۰۵- 108) روشن است که این آیات فقط سعادت نهایی را در نظر دارد و این سعادت ثمره کمالی است که انسانی را شایسته خلود در بهشت می کند.

اما در روایات، سعادت را به معنایی اعم از دنیوی و اخروی و یا مادی و معنوی انگاشته و حتی برخی اوضاع و شرایط مادی را نیز از اسباب سعادت دانسته اند. به عنوان شاهد می توان روایاتی را درنظر آورد که درباره آنچه که از اسباب سعادت انسان شمرده می شود، پرداخته است. ازجمله در روایتی می خوانیم که رسول مکرم اسلام, فرمود: «إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ وَ الْمَرْأَةَ الْجَمْلَاءَ ذَاتَ دِينٍ وَ الْمَرْكَبَ الْهَنِي‏ءَ وَ الْمَسْكَنَ الْوَاسِعَ.» از سعادت انسان مسلمان این است که فرزندش شبیه او بوده و زنی زیبا و دیندار و مرکبی راهوار و مسکنی وسیع داشته باشد. (حمیری، قرب الاسناد، 77) و یا در روایت دیگر از همان حضرت آورده اند: «مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَتَّسِعَ مَنْزِلُهُ» از سعادت انسان اینکه منزلش وسیع باشد. (برقی، محاسن، ۲، ۲۶۰) در روایات دیگر، علاوه بر این دو، فراوانی خادمان (همان، ۶۱۱) و اینکه کسب او در همان شهر خودش باشد (کلینی، کافی، ۵، ۲۵۷) و امور دیگری مانند اینها را به عنوان اسباب و ملاک های سعادت انسان، ذکر کرده اند که همگی بیرون از خود انسانند. آشکار است که وسعت منزل، همسر زیبا و دیندار، مرکب راهوار و مانند آن، دخلی در کمال انسان ندارد.

بنابراین، می توان در جمع میان این روایات و آیه پیش گفته چنین گفت که اگرچه در طراز اندیشه قرآنی ـ روایی، سعادت حقیقی و نهایی، که همان فلاح اخروی و ورود به رضوان الاهی است، مساوق کمال است، اما سعادت مفهومی موسع تر و عام تر از کمال دارد؛ به عبارت دیگر، خاستگاه کمال در درون و در وجود انسان است، در حالی که سعادت علاوه بر ابعاد فردی، دارای ابعاد بیرون از فرد نیز می شود و عوامل بیرون از شخص نیز در آن دخیلند؛ و به عبارت باز هم دیگر، اگرچه ممکن است کمال از مؤلفه های سعادت باشد، اما سعادت مؤلفه های دیگری ـ مانند مسکن و همسر خوب ـ نیز دارد که بر خلاف کمال، در بیرون از فرد تحقق می یابند و چه بسا اصلا به کمال فردی انسان ربط نداشته باشند. بنابراین، می توان گفت مفهوم سعادت اعم از کمال است.

 



[1] . البته روشن است که مفهوم کمال با سعادت متفاوت است؛ زیرا اگر معنای کمال را ناقص نبودن بدانیم و معنای سعادت را خوشبختی، در این صورت، کمال ناظر به اوضاع واحوال درونی و فردی اوست ، در حالی که سعادت علاوه بر این، می تواند ناظر به اوضاع بیرونی وی، مانند وضعیت مادی و شغلی، مسکن و مانند آن نیز باشد. بنابراین، به لحاظ مفهومی، کمال اخص از سعادت و سعادت مفهومی وسیع تر و عام تر از کمال است. اما به لحاظ مصداقی نسبت کمال و سعادت در نظر اشخاص و مکاتب مختلف، متفاوت ارزیابی می شود و کاملا بستگی به آن دارد که از نظر ارزشی و فلسفی چه نگاهی به سعادت و نیز به کمال داشته باشند. رویکرد یک شخص یا مکتب به مفهوم سعادت و همچنین کمال، می تواند کاملا مادی انگارانه باشد و یا کاملا معنویت گرایانه و یا اینکه کمال را به مفهومی معنوی در نظر گیرند و سعادت را اعم از مادی و معنوی بدانند. در صورت اول و دوم، کمال و سعادت یک حقیقتند، با این تفاوت در که در صورت اول، سعادت عنوانی است برای وضعیت دستیابی به منتهای لذت و خوشی و بهره مندی و چون کمال را هم در همین بهره مندی می دانند، انسان کامل کسی است که از این بهره برخوردار باشد؛ اما در صورت دوم، هم سعادت و هم کمال، عناوینیند برای وضعیتی در عالم آخرت یا عالم معنا که انسان در اثر کمالاتی که کسب کرده، بدان منسوب می گردد و بنابراین، کمال و سعادت باز هم یک حقیقت خواهند بود. اما تنها در فرض سوم است که کمال و سعادت از هم جدا می شوند و الزاما یک حقیقت نخواهند بود؛ زیرا سعادت مثلا می تواند معنایی کاملا مادی یا اعم از مادی و معنوی داشته باشد و در این صورت، غیر از کمال خواهد بود.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :