Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 242382
تعداد بازدید : 251

تقوا؛ بستر سیر و سلوک قرآنی

مراحل سیر و سلوک در آیه ۹۳ سوره مائده

نوشته ای که در پی می خوانید بر آن است تا اآشکار کند که تقوا محور تمام تحولات سلوکی و بستر سیر معنوی و عرفانی در قرآن است. این البته برخلاف نظر مشهور است که ایمان را محور و بستر سیر معنوی و عرفانی در قرآن می داند.

مراحل سیر و سلوک در آیه ۹۳ سوره مائده

علی موحدیان عطار
۱۳۹۷/۵/۱۳
در آیه ای از سوره مائده ضمن بیان یک حکم شرعی، به حقیقتی نجات شناسانه پرداخته است که شاید دیدگاه ما در باره مراحل سیر و سلوک و نیز ماده و بستر سیر معنوی را تغییر دهد یا تدقیق کند. در این آیه می خوانیم:

«لَيْسَ عَلىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ أَحْسَنُواْ  وَ اللَّهُ يحُِبُّ المُْحْسِنِينَ» بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، گناهى در آنچه [قبلًا] خورده‏اند نيست، در صورتى كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته كنند سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند آن گاه تقوا پيشه كنند و احسان نمايند، و خدا نيكوكاران را دوست مى‏ دارد. (مائده، 93)

چنان که می دانید، نظریه و برنامه نجات در هر مکتبی از اهمیت زیادی برخوردار است. هر مکتب نجاتبخش معنوی، مراحل و مقاماتی را برای سیر و سلوک معنوی برمی شمرد و مسیری را ترسیم می کند. اما پرسشی که به ذهن می آید این است که مراحل سیر و سلوک معنوی در قرآن کدام است و مسیری که قرآن برای این سیر برشناخته از کدام پست ها و منزلگاه ها می گذرد و یا بهتر بگوییم، جنس و سنخ این مسیر چیست و سالک این مسیر در هر مرحله از آن چه تجربه ای را از سر می گذراند؟

آیه یاد شده اگرچه در باره حکم غذاهایی است که ممکن است کسی پیش از آنکه به اسلام ایمان آورده باشد یا احکام اسلام را بشناسد، مصرف کرده است، اما لحن آیه سپس از یک پاسخ شرعی صرف فراتر رفته و گویی بدل به تبیینی از مراحل رو به تکامل و متدرج سیر معنوی و ایمانی می گردد. بنابراین، می توان ادعا کرد که این آیه در مقام بیان مراحل سیر معنوی نیز هست. به عبارت دیگر، این آیه از جهت دیگر، پاسخی است به یک پرسش مهم نجات شناسانه در باره نظریه و برنامه نجات و مراحل سیر و سلوک معنوی از منظر قرآن.

مطابق این آیه، سیر و سلوک معنوی قرآنی، بر محور «تقوا» قرار دارد و مشتمل بر سه مرحله کلی است: نخست تقوای همراه با ایمان و عمل صالح (که با توجه به دیگر آیات و مطابق روایات تفسیری در این باب، مراد از این ایمان، «اسلام» است)؛ دوم، تقوای همراه با ایمان؛ و سوم، تقوای همراه با احسان. به این گونه ما می توانیم بگوییم مراحل سیر سلوک معنوی قرآنی، بر محور و در بستر «تقوا» صورت می گیرد و اگرچه در دو مرحله اول موضوع ایمان هم مطرح است، اما محور ثابت و بستر سیر معنوی قرآنی که در هر سه مرحله حضور دارد، تقواست و نه ایمان؛ زیرا مفهوم ایمان در مرحله اول و دوم کاملا متفاوت است؛ در مرحله نخست، مراد از ایمان همان اسلام، به معنای پذیرش عقلی دین است و در مرحله دوم، به مفهوم پذیرش قلبی دین یا همان عقیده همراه با التزام است.[1]

نکته قابل تاکید این است که اگرچه مراحل معنوی یاد شده در حقیقت مراحل تقواست، اما هر مرحله با ماهیتی متفاوت از دین ورزی و معنویت به تحقق می پیوندد: در مرحله اول، اسلام؛ در مرحله دوم، ایمان؛ و در نهایت به صورت احسان، که مقصد و مطلوب غایی سیر معنوی است. چنان که آشکار است، مطابق این آیه، مرحله و مرتبه غایی سیر معنوی انسان «احسان» است. در این آیه احسان در پی سه مرحله سیر معنوی می آید.

بنابراین، اگر بپذیریم که مراحل سیر معنوی انسان «تقواست» و ماهیت اسلام، ایمان و احسان، هرچه باشد، اینها نتایج و آثار آن کمالی در نفسند که قرآن از آن به «تقوا» یاد کرده است، این را هم پذیرفته ایم که مطابق همین آیه، ماده و بستر و ملاک سیر تعالی بخش و معنوی انسان و نیز ملاک کمال او، تقواست و با تکامل و تحول و تقویت تقواست که انسان کامل می گردد. به این گونه، آنچه که در مسیر کمال معنوی در انسان تغییر می کند، در اصل میزان و کیفیت و چگونگی تقوای اوست.

این تغییر و تعالی تقوا در یک مرحله موجب تسلیم و اقرار زبانی و رفتاری در برابر حق و انجام اعمال صالح می شود، یعنی همان چیزی که از آن به «اسلام» یاد می کنند؛ در مرحله دیگر، تقوا از صرف پروای رفتاری فراتر رفته و به پروای درونی و همسو ساختن فعل و انفعالات نفسانی با حق می انجامد. در این مرحله، ایمان حقیقی، که عقیده همراه با التزام عملی است، از انسان ظاهر می گردد. در این مرحله از سیر، اگرچه تقوا ورزیدن انسان شاهدانه و موقنانه نیست، اما بسی عمیق تر و درونی تر از اسلام تنهاست. در مرحله بعد، باز هم کیفیت و میزان تقوا تغییر کرده و سر از تقوای فکری و منطبق سازی باورهای قلبی با حق برمی آورد. در این مرحله شهود حقیقت رخ می دهد و عمل انسان از سر شهود حق و محبت به آن خواهد بود؛ زیرا پس از آن ذکر مرحله سوم، محسنین را ستوده و آنان را موضوع محبت خدا دانسته است.[2]

بنابراین، همان طور که آشکار است، بیان قرآن در باره این مراحل، در عین سادگی، از نوعی ظرافت برخوردار است که همین درک آن را نیازمند دقت بیشتری می سازد؛ زیرا در عین حال که کاملا معلوم است که این مراحل مراحل تقواست ـ به این دلیل که در هر سه مرحله، مولفه های دیگر را در کنار تقوا یاد کرده است ـ اما چنین به نظر می آید که این مراحل، مراحل ایمان نیز هست؛ چرا که لااقل در دو مرحله از این مراحل سه گانه، ایمان نیز نقش ایفا می کند.

همین سبب شده است که بیشتر اندیشمندان اسلامی، مراحل ذکر شده در این آیه را در باره مرحل ایمان دانسته و محور و بستر سیر و سلوک قرآنی را، ایمان بدانند. در حالی که آیه شریفه در اصل دارد به مراحل تقوا اشاره می کند و این بدان معناست که ماده و متغیر سیر معنوی و استکمالی انسان، تقواست و اگر ایمان نیز در این سیر به کمال می رسد، به نحو تلازم و متفرع بر استکمال تقواست. این حیقت البته مقتضای تکیه بر ظاهر آیه شریفه است؛ ظاهری که دلیلی برای عدول از آن نداریم.

از کسانی که با استناد به همین آیه، ماده و متغیر سیر را در اصل، ایمان تلقی می کنند، مرحوم ملا محمد باقر مجلسی (صاحب بحار الانوار) است؛ چنان که در بیان مرحوم مجلسی به نقل از دیگران می یابیم، در حالی که ایشان به روشنی همین آیه را اشاره به مراحل و درجات معنوی و سلوکی دانسته و این حقیقت را با شواهد و دلایل قرآنی و روایی تایید می کند، اما وی این مراحل را مراحل و درجات ایمان تلقی کرده است. وی می گوید: «و قال بعض المحققين للإيمان درجات و منازل كما دلت عليه الأخبار الكثيرة و أوائل درجات الإيمان تصديقات مشوبة بالشكوك و الشبه على اختلاف مراتبها و يمكن معها الشرك «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ» (يوسف، 106) و عنها يعبر بالإسلام في الأكثر قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ (حجرات، 14) و أواسطها تصديقات لا يشوبها شك و لا شبهة «الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا» (الحجرات: 15) و أكثر إطلاق الإيمان عليها خاصة «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (أنفال، 2) و أواخرها تصديقات كذلك مع كشف و شهود و ذوق و عيان و محبة كاملة لله سبحانه و شوق تام إلى حضرته المقدسة «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ‏ يَشاءُ» (مائده، ۵۴) و عنها العبارة تارة بالإحسان «الإحسان أن تعبد الله كأنك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك»؛ و أخرى بالإيقان «وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ». (لقمان، ۴) و إلى المراتب الثلاثة الإشارة بقوله عز و جل: «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (مائده، ۹۳)؛ و إلى مقابلاته التي هي مراتب الكفر الإشارة بقوله جل و عز: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا» (نساء، ۱۳۷) أقول و سيأتي تحقيق ذلك في كتاب الإيمان و الكفر.» (مجلسی، بحار الأنوار (ط - بيروت)، ‏62، ۱۱۵- 116)

اندیشمند دیگری که این آیه را گواه بر مراحل سیر ایمان گرفته است، مرحوم فیض کاشانی است. مرحوم فیض در تفسیر صافی ضمن استفاده از همین بیان منقول از مجلسی، اضافه کرده است که تقوای مقدم بر مرحله اول، تقوای عام، تقوای مقدم بر مرحله دوم، تقوای خاص و تقوای مقدم بر مرحله سوم، تقوای خاص الخاص است. همچنین، توضیح داده است که چگونه ممکن است با وجود آنکه تقوا محصول و نتیجه ایمان است، مقدمه و موجب تقویت ایمان باشد. وی درجه متقدم از هر مرحله را غیر از درجه متاخر از آن دانسته این رابطه را به رابطه مشی در تاریکی و نور فانوس تشبیه کرده که نور فانوس موجب امکانپذیر شدن مشی و مشی سبب تابش نور فانوس به بخش های بعدی مسیر می شود.[3]

چنان که آشکار است، در این هر دو بیان، هم مجلسی و هم فیض (رحمهماالله) ماده و بستر و متغیر سیر را ایمان گرفته و تقوا را مقدمه و لازمه سیر دانسته اند. به این گونه، مراحل یادشده در آیه شریفه، از نظر ایشان در اصل مراحل ایمان است اما به تبع آن و بالملازمه به مراحل تقوا نیز اشاره کرده است.

اما، چنان که روشن شد، مطابق آیه شریفه، اینها در اصل مراحل تقواست؛ زیرا از لحن و ظاهر آیه چنین برداشت می شود که ایمان اول و ایمان دوم و احسان، هرسه فرع و تابع تقوا هستند و اگر این سه را سه مرحله ایمان هم تلقی کنیم، در اصل آنها را باید درجاتی بدانیم که در اثر ارتقای مرتبه تقوا، عارض ایمان شده و مراحلی را در ایمان پدید می آورد. البته اینکه ما در این آیه مراحل سیر ایمان را نیز درمی یابیم، مطلب غلطی نیست، اما سخن این است که آنچه در این سیر و حرکت سلوکی محل و موضوع تغییر و تحول است، چیست؛ که مطابق دلایل و شواهدی که ذکر شد، آن عبارت از «تقوا» است و اسلام و ایمان و احسان، کیفیت های و صورت های مختلفی اند که عارض تقوا می شوند.


[1] . می دانیم که این دو مفهوم از ایمان در قرآن به روشنی از هم تفکیک شده است؛ زیرا از سویی به طور مکرر مسلمانان را در برابر مشرکان و کافران با عنوان «الذین آمنوا» خطاب کرده است؛ و از سوی دیگر، ایمان را مرتبه ای پس از این اسلام می شمرد؛ آنجا که می فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ ...» [برخى از] باديه‏نشينان گفتند: «ايمان آورديم.» بگو: «ايمان نياورده‏ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم.» و هنوز در دل هاى شما ايمان داخل نشده است. (حجرات، ۱۴).

[2] . مطابق روایتی از نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) که به معنای احسان پرداخته است، این اصطلاح به مفهوم طاعت و بندگی شاهدانه است؛ چنان که فرموده اند: «احسان آن است که خدا را چنان بندگی کنی که گویی او را می بینی.» این خبر در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید چنین ذکر شده است که: «جاء في الخبر عن النبي ص أن سائلا سأله عن الإحسان فقال أن تعبد الله كأنك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك‏.» پس از آن در کتب تفسیری از آن بهره برده اند؛ از جمله در تفسیر نور الثقلین، صافی، کنز الدقائق و نیز در کتب لغت بر اساس همین روایت احسان را معنا کرده اند. اما به نظر می رسد این روایت به احسان در بندگی اشاره کرده است و نه معنای لغوی و اصلی احسان؛ چرا که احسان به معنای «نیک عمل کردن» یا همان نیکوکاری است و ممکمن است در اضافه به هر موضوعی معنای ثانوی دیگری پیدا کند؛ چنان که مطابق برخی روایات، احسان به والدین که در قرآن به آن دستور داد شده است را به معنای حسن مصاحبت با آنها و عدم برخورد تکلف آمیز با آنان دانسته اند. (از جمله رک: عیاشی، تفسیر عیاشی، ۲، ۲۸۵)

[3] . فیض می گوید: إنّ أوائل درجات الإِيمان تصديقات مشوبة بالشّبه و الشكوك على اختلاف مراتبها و يمكن معها الشرك كما قال سبحانه وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ و يعبّر عنها بالإِسلام كما قال اللَّه عزّ و جلّ قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ و التّقوى‏ المتقدمة عليها هي تقوى‏ العامّ و أوسطها تصديقات لا يشوبها شكّ و لا شبهة كما قال عزّ و جلّ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا و أكثر اطلاق الإِيمان عليها خاصة كما قال إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ و التّقوى‏ المتقدمة عليها هي تقوى‏ الخاص و أواخرها تصديقات كذلك مع شهود و عيان و محبة كاملة للَّهِ عزّ و جلّ كما قال يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ و يعبر عنها تارة بالإِحسان كما ورد في الحديث النبوي صلّى اللَّه عليه و آله و سلم الإِحسان أن تعبد اللَّه كأنّك تراه و أخرى‏ بالإيقان كما قال وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ و التقوى‏ المتقدمة عليها هي تقوى‏ خاصّ الخاصّ و انما قدّمت التقوى‏ على الإِيمان لأنّ الإِيمان إنّما يتحصّل و يتقوّى‏ بالتقوى‏ لأنّها كلما ازدادت ازداد الإِيمان بحسب ازديادها و هذا لا ينافي تقدم أصل الإِيمان على التّقوى‏ بل ازديادها بحسب ازدياده أيضاً لأنّ الدرجة المتقدّمة لكل منها غير الدرجة المتأخّرة و مَثَل ذلك مثل من يمشي بسراج في ظلمة فكلما أضاء له من الطريق قطعة مشى فيها فيصير ذلك المّشي سبباً لإِضاءة قطعة أخرى‏ منه و هكذا.» (فیض کاشانی، تفسير الصافي، ‏2، ۸۵- 86)

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :