Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 234041
تعداد بازدید : 784

استخاره

از استخاره چه انتظاری داشته باشیم و کجا استخاره بکنیم؟

مقاله ای که در پی می خوانید، پاسخی است به دو پرسش رایج در باره استخاره: اینکه مقصود و مراد ما از استخاره چه باید باشد؛ و دوم اینکه کجا و در چه مواردی می توان استخاره کرد.

از استخاره چه انتظاری داشته باشیم و کجا استخاره بکنیم؟

علی موحدیان عطار

۱۳۹۶/۱۱/۳۰

پیش تر در باره استخاره در سنت نبوی (صلی الله علیه وآله) مطلبی را پیش نظر شما نهاده بودم. در آن مقاله ضمن اثبات شرعی بودن استخاره، به دو نوع استخاره در سنت نبوی (ص) و امامان اهل بیت (علیهم السلام) اشاره کردم: نخست استخاره دعایی، که همان طلب خیر در هنگام اقدام به کارهاست؛ و دوم، استخاره مشورتی، که بیشتر بر طلب نمایاندن خیر در کارهایی که مخیر به انجامش هستیم دلالت می کند و عمدتا با وسایطی مانند قرآن، تسبیح، سنگ ریزه، رقعه و یا حتی با مشورت با مومنین، صورت می گیرد. (رک: استخاره در سنت نبوی، در همین پایگاه)

اما در اینجا می خواهم به این پرسش بپردازم که اصولا ما از استخاره چه انتظاری باید داشته باشیم؟ از این پرسش و پاسخی که به آن خواهیم داد، پرسش دیگری نیز برمی خیزد؛ و آن اینکه اصلا کجا باید استخاره کنیم؟ و کجا نکنیم؟

در خصوص استخاره دعایی، یعنی طلب خیر در کارها، موضوع کاملا روشن است: از استخاره دعایی همان را در هنگام اقدام به کارها باید انتظار داشته باشیم که در دعای استخاره می گوییم و آن این است که خداوند متعال یکی از این دو عمل را در باره ما و کار ما صورت دهد: اگر آن کاری که به انجام آن قصد کرده ایم خیر است، آن را برای ما آسان و قابل دست یابی کرده و درصورتی که سختی و مشکلی در راه انجام آن کار هست، برطرف فرماید؛ و اگر آن کار برای ما خیر نیست، ما را به چیزی که خیر است هدایت فرماید. در استخاره دعایی، در خصوص پرسش دوم، یعنی اینکه کجا باید استخاره بکنیم، نیز ابهامی وجود ندارد؛ زیرا تکلیف روشن است: ما در هر کاری که قصد انجام آن را داریم، حتی کارهای روزمره، باید استخاره دعایی بکنیم و حتی اگر هم به زبان نمی آوریم و آداب خاص آن را انجام نمی دهیم، شرط مومن و موحّد بودن آن است که در هر اقدامی خدا را مالک و مسبب خیر بدانیم و به مقتضای این باور، پیش از انجام هر کاری ـ دست کم ـ در دل از خدا خیر طلب کنیم.

بنابراین، اگر ابهامی در باره مقصود و مطلوب از استخاره و مورد آن باشد، در خصوص استخاره مشورتی (استخاره با قرآن یا با تسبیح و مانند آن) است؛ زیرا در این باره است که بسیاری از ما نمی دانیم دقیقا از است، چه انتظاری باید داشته باشیم و کجا باید دست به این نوع استخاره بزنیم.

البته ممکن است بگویید کاملا روشن است که انتظار و مطلوب ما از استخاره مشورتی این است که خیر و یا شر بودن کار را بر ما آشکار کند؟ اما کدام خیر؟ خیری که در نظر ما خیر است؟ یا خیری که در واقع و در نظر خداوند خیر است؟ چه بسا که ما چیزی را خیر می دانیم، در حالی که در واقع برای ما خیر نیست؛ و چه بسا چیزی را شر می پنداریم که در حقیقت برای ما شر نیست. این حقیقت مهم در آیه ۲۱۶ از سوره بقره نیز به وجهی مورد تاکید قرار گرفته است؛ آنجا که می فرماید: «... عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» یعنی بسا چيزى را خوش نمى‏ داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى‏ داريد و آن براى شما بد است؛ و خدا مى‏ داند و شما نمى‏ دانيد.

بنابراین، اگر مطلوب ما از استخاره  این باشد که به ما نشان دهند که آیا کاری که قصد انجام آن را داریم به نتیجه ای که ما مد نظر داریم منتهی می شود یا نه، این بدان معناست که از استخاره کردن می خواهیم به غیب راه یابیم و از غیب مطلع شویم. در این صورت ما از استخاره اصولا مقصدی ناممکن و حتی نامطلوب را در نظر گرفته ایم؛ زیرا مطابق تعالیم قرآن، خداوند هیچ کسی را از غیب مطلع نمی کند: « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً» او داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمى‏ كند. (جن، ۲۶)  و حتی به پیامبر گرامی اش می فرماید به مردم بگو: من جز آنچه خدا بخواهد، براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم، و اگر غيب مى‏ دانستم قطعاً خير (مال) بيشترى مى‏ اندوختم و هرگز به من آسيبى نمى‏ رسيد. من جز بيم‏دهنده و بشارتگری براى گروهى كه ايمان مى‏ آورند، نيستم. «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (اعراف، 188)

بنابراین، اگر کسی از استخاره با قرآن و تسبیح و مانند آن این را درنظر داشته باشد که به این وسیله بفهمد که خیری که مد نظر اوست، در این کار هست یا نه، این استخاره نمی تواند صحیح باشد و اصولا با حکمت الاهی نیز در تضاد است؛ زیرا خدا از پوشاندن غیب از مردم، درنظر دارد تا آنها را در مقام بندگی بیازماید، که آیا اهل ایمان و توکل و صبر و رضا هستند، یا نه. در حالی که، اگر انسان ها بتوانند با وسیله ای مانند تسبیح سود و زیان کاری را که می خواهند انجام دهند ـ آن هم سود و زیانی که در نظر خودشان دارند را ـ بفهمند، دیگر جایی برای ایمان و توکل و ابتلا و صبر و رضا و مانند این امور باقی نمی ماند.

اشکال دیگری که در این نوع نگاه به استخاره مشورتی هست این است که اگر در مواردی استخاره ای کرده باشیم که خوب آمده باشد، اما در عمل نتیجه آن کار به زیان ما تمام شده یا آنچه در نظر داریم محقق نشده باشد ـ که از قضا چنین مواردی هم پیش می آید و شاید هرکدام از ما بارها آن را تجربه کرده باشیم ـ طبیعی است که ما دچار تردید و اشکال و تحیر شویم که پس آن روایات و دلایل و یا سنتی که این نوع استخاره را تایید می کند، نادرست بوده است و ما در گمراهی بوده ایم. در حالی که استخاره بنا نیست خیر و شری را که ما در نظر داریم را آشکار کند، بلکه خیر و شر واقعی را نشان می دهد، که البته در برخی موارد درک آن برای ما به عنوان یک انسان با وسعت دید بسیار محدود، سخت و بلکه ناممکن است.

بنابراین، این نوع نگاه به استخاره مشورتی و این نوع قصد کردن از آن، از نظر اعتقادی نادرست بوده و از نظر معنوی نیز خطرناک است؛ زیرا لازمه این نگاه این است که به وسیله استخاره از غیب مطلع شویم و هرگز ضرر نکنیم و با شکست مواجه نشویم؛ در حالی که مطابق آیاتی که یاد شد، حکمت خدا بر این قرار نگرفته است که چنین وسیله ای را در اختیار انسان قرار دهد.

یک لازمه نادرست دیگر برای این نوع نگاه به استخاره این است که ما را به این باور غلط می کشاند که اگر استخاره کردیم و خوب آمد، دیگر همان طور که مد نظر داریم باید محقق شود. در حالی که این تصور خلاف توحید و باور به قدرت مطلقه الاهی است؛ چرا که گویی با چنین استخاره ای انتظار خواهیم داشت که چیزی جز آنچه ما در نظر داریم رخ ندهد و این متضمن این معنای غلط است که ـ نعوذ بالله ـ دست خدا هم از تغییر آن بسته است. حال آنکه بنا بر تعالیم قرآنی، خدا هیچ گاه به چیزی محدود نمی شود و اراده او هر چیزی، حتی تقدیر مستحکم و قضای مبرم را نیز می تواند تغییر دهد؛ چنان که فرمود: «... وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ» لکن خدا آنچه را اراده کن انجام می دهد. (بقره، 253) و فرمود: يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مى‏ كند؛ و اصل كتاب نزد اوست. (رعد، 39) پس حتی اگر فرض کنیم که استخاره مشورتی خیر و شر را همان طور که ما در نظر داریم نشان می دهد، باز هم نمی توان مطمئن بود که همان طور هم محقق شود و ما به آنچه در نظر داشته ایم برسیم؛ چرا که این استخاره و هیچ عامل دیگری، دست خدا را نمی بندد و اراده او را به چیزی محدود نمی کند. از طرفی، ما می دانیم که حتی اگر استخاره همان چیزی را که ما از خیر در نظر داریم نشان دهد، باز هم نمی توان مطمئن بود که ما موفق خواهیم شد آن کار را انجام دهیم و چه بسا اتفاق افتاده که مومنین استخاره ای کرده اند و در عمل ناچار شده اند خلاف آن را انجام دهند.

به این گونه، آن پرسش دوباره خودنمایی می کند که پس مقصود و مطلوب ما از استخاره مشورتی، یعنی استخاره با قرآن و تسبیح و مانند این وسایط، چه باید باشد و برای چه و در چه مواردی باید استخاره مشورتی کنیم؟

به نظر می رسد پاسخ درست  این است که استخاره مشورتی تنها برای آن است که ما را در مواقع تحیر و تردید در کارها، از بن بست درآورد و تصمیم گرفتن و اقدام به یکی از دو طرف را برای ما آسان کند. اولیای دین این نوع استخاره را در اصل برای این به ما پیشنهاد و تعلیم کرده اند تا در هنگامه تردید و تحیر و مواقعی که بر سر دوراهی قرار گرفته ایم و تصمیم گیری برای ما ناممکن یا دشوار است، کمکی باشد تا راحت تر به تصمیم برسیم.

لازم به توجه است که با این تعلیم ـ البته اگر درست فهمیده و درست عمل شود ـ مومن دست کم به یک یا دو تا از این سه نتیجه می رسد: یکم اینکه، از تحیر و تردید بیرون می آید و با توکل به خدا اقدام می کند. دوم اینکه، اینکه با این استخاره، درحقیقت به استخاره دعایی نیز عمل کرده و از مواهب و نتایج آن برخوردار می شود و به این ترتیب، مومن با انجام استخاره مشورتی، به یک سنت نبوی و یک آموزه ایمانی عمل کرده است ـ و همان طور که یاد شد، اصل استخاره نیز همین استخاره دعایی است. و سوم اینکه، اگر آنچه که استخاره نشان داده، محقق شد و مطابق با خیری درآمد که در نظر اوست ـ که غالبا هم چنین است ـ علاوه بر آنکه از تحیر و تردید بدرآمده، به خیر مورد نظر خود نیز می رسد.

با این توضیح و با توجه به این اصل، پاسخ به پرسش از اینکه در چه مواردی می توان استخاره مشورتی کرد، نیز به خوبی معلوم می شود: استخاره مشورتی در جایی جایز است که تحیر و تردید درکار باشد. البته دلیل ما بر این اصل، همان استدلال بالاست؛ اما، علاوه بر این، شواهدی نیز در روایات مربوط به استخاره با قرآن وجود دارد که از اختصاص آن به مورد تحیر و تردید حکایت می کند. برای نمونه روایت کرده اند كه یَسع بن عبدِالله قمی به امام صادق (علیه السلام) عرض كرد: گاهی می خواهم كاری انجام دهم ولی متحیر هستم كه آیا انجام دهم یا نه؟ امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: هنگام نماز، كه شیطان از هر وقت دیگر از انسان دورتر است، قرآن را بگشا؛ اولین آیه ای كه در آغاز صفحه دست راست می بینی، عمل كن . (مجلسی، محمد باقر، مفاتیح الغیب، ص 42 و 43 )

گفتنی است مراد از تردید و تحیر مواردی است که هیچ ترجیح عقلی یا علمی یا شرعی برای یکی از دو طرف کاری که می خواهیم انجام دهیم، وجود نداشته باشد. پس اگر در باره انجام کاری ترجیح روشنی وجود داشته باشد، یعنی با حساب عقل و یا با ملاک علم و تجربه و یا با دلایل شرعی برای ما معلوم باشد که یکی از دو طرف انجام یا عدم انجام آن کار ترجیح دارد، آن مورد، مورد استخاره نیست و باید به خدا توکل از او طلب خیر کرده و به طرف ترجیح اقدام کرد.

البته این یک قاعده کلی است و مانند هر قاعده ای، در اینجا نیز استثنائاتی وجود دارد. در موارد پراهمیت و پرابهام، مانند ازدواج، که موضوع به طور طبیعی کمتر قابل پیش بینی است[1] و از سویی از اهمیت بسیار بالایی هم برخوردار است، صورت مسئله فرق می کند؛ زیرا در این مورد گاهی حتی پس از تحقيقات لازم و دقيقي هم که انجام می دهیم، هنوز تحیر باقی می ماند و از بين نمی رود؛ چرا که در امر ازدواج همه چیز در کفویّت طرفین و تناسب اخلاقی و ویژگی های شخصیتی خلاصه نمی شود و اموری خارج از دید زیادی در این مورد وجود دارد. در چنین مواردی، با وجود ترجیح ظاهری، درنهایت مقداري سردرگمي و ترديد باطنی باقی می ماند؛ پس می توان گفت هنوز جاي استخاره هست.

نکته آخری که اینجا فقط باید به آن اشاره کرد این است که استخاره با تفأل فرق دارد: استخاره طلب خیر و یا طلب دلالت به کاری است که امید است به خیر بینجامد؛ اما تفأل این است که ما بخواهیم به نوعی از حقیقت و باطن کاری یا چیزی آگاه شویم. صرف نظر از دلایل درستی یا نادرستی تفأل و موارد و نحوه آن، این را می توان گفت که در استخاره، برخلاف تفأل، بنا نیست عاقبت چیزی یا باطن چیزی را کشف کنیم؛ بلکه فقط می خواهیم امر خیر را به ما نشان دهند تا از تحیر و تردید به درآییم.



[1] . البته اگر مشاوره تخصصی در این باره صورت گیرد، تا حدود زیادی می توان به درستی یا نادرستی این اقدام پی برد، اما با وجود این، در ازدواج نمی توان آینده را پیش بینی کرد و با اطمینان از خیر و شر آن آگاهی یافت.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :