Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211919
تعداد بازدید : 2027

ارتباط میان شناخت درست با رستگاری

سر مستتر در دعای جوشن کبیر

آنچه در زیر می خوانید در باره ارتباط رازگونه ای است که به نظر می رسد در دعای جوشن کبیر میان اذعان و اقرار به صفات و اسمای الاهی با نجات از آتش و رهایی و رستاگاری انسان برقرار شده است. در این کوتاه نوشته به راز این ارتباط و حقیقتی که این دعا بر آن بنا شد است، می پردازم.

سرّ مستتر در دعای جوشن کبیر

علی موحدیان عطار

 

چنان که می دانیم، از اعمال ماه رمضان،  خواندن دعای جوشن کبیر است که از امام جعفر صادق به نقل از پدرانشان از حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت شده است. (رک: بحار الانوار، ۹۱، ۳۸۴؛ مصباح كفعمي، 248) دعای جوشن کبیر مشتمل بر هزار اسم و صفت الاهی است که ده تا ده تا در صد فصل یاد می شود. در آخر هر فصل از این دعا، یعنی بعد از آنکه ده اسم یا صفت از اسماء وصفات الاهی خدا را یاد کردیم، می گوییم: خدایا تو منزهی و خدایی جز تو نیست؛ کمک! کمک! مرا از آتش نجات بده. «سُبْحَانَكَ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّار». روشن است که باید ربطی میان این صفات و اسماء با توحید و میان این دو با خلاصی از آتش وجود داشته باشد.

اما آن ربط چیست؟ در این کوتاه نوشته پاسخی را که در جواب این پرسش به نظر رسیده ارائه می کنم. اما برای روشن شدن مطلب، لازم است مقدمه ای کوتاه در باره مفهوم «نار» که در این دعا خلاصی از آن را از خدا می طلبیم، از نظر بگذرانیم:

«نار» با «نور» هم ریشه است. اینکه در ادبیات قرآنی و روایی این ماده را برای اشاره به فضایی عذاب آور که اهل کفر و نفاق و معصیت را در آن جای می دهند، به کار گرفته اند، برای آن است تا اشاره به ماهیت و ویژگی های کفر و نفاق و معصیت باشد که در ظاهر جلوه گری دارد اما در باطن و در عمل موجب رنج و عذاب و درد می شود. می دانیم که آتش ظاهرش درخشش و جلوه دارد، اما باطنش عذاب آور و دردناک است. به نظر می رسد، واژه «نار» را از آن جهت برای بیان این حقیقت استعاره گرفته اند که خیالات و افکار و اندیشه های باطل هم دقیقا همین ویژگی را دارند، یعنی در ظاهر جلوه می کنند اما در باطن و در حقیقت سرابی وحشتناکند که اگر در دل لانه کنند انسان را به رنج و عذاب گرفتار می کنند. بنابراین، در این ادبیات «نار» اشاره به گرفتاری در اندیشه ها و افکار و خیالات باطلی است که با درخشش ظاهری شان قلب انسان ها را تسخیر می کنند و پس از آنکه سوزش و درد و تاریکی به بار می آورند. شاهد بر این معنا این است که در این ادبیات در مقابل «نار،» «جنت» قرار دارد. جنت به معنای «پوشیده» است و ظاهری که انسان را بفریبد ندارد اما وقتی برای انسان آشکار شد و در دل انسان جای گرفت، مایه رحمت و آرامش و نجات و رهایی است. گفتنی است که همین حق و باطل نیز هست که در آخرت به صورت جنت و بهشت و یا جحیم و جهنم متجلی می شود.

با نظر به این حقیقت، می توانیم برگردیم به ربط میان یاد کردن اسماء و صفات الهی در این دعا، با استدعای خلاصی از نار. اسماء و صفات هزارگانه ای که در این دعا ذکر شده است، دقیقا همه همان حق هایی است که انکار یا جهل به آنها و یا غفلت از آنها موجب گرفتاری و عذاب در این دنیا و در آخرت خواهد شد. بسیاری از گرفتاری ها و ابتلائات این دنیا ناشی از همین انکار و جهل و غفلت به این حقایق خداشناختی است. به همین سبب هم در این دعا، اولا با برشمردن این حقایق خداشناختی آنها را به خویش یادآوری می کنیم تا اگر نسبت به آن دچار غفلت شده باشیم، متذکر گردیم؛ و در وهله بعد و پس از برشماری هر دسته از این صفات و اسمای الاهی، از خدا می خواهیم که ما را از نار نجات دهد. این درخواست بدان معناست که خدایا ما به این حقایق در باره تو اذعان داریم پس تو ما را به کلی از انکار یا جهل و یا غفلت به این حقایق در باره خودت، نجات بده و حقیقت این اسماء و صفات را در قلب و جان ما راسخ فرما تا در اثر این معرفت و باور راسخ، از همه باورها و اندیشه های باطلی که موجب گرفتاری و رنج و عذاب و درد و الم می شود، رهایی یابیم.

اگر بخواهیم مصداقی تر سخن بگوییم، وقتی ما بدانیم و قلبا باور داشته باشیم که خدا بازدارنده، دور كننده، بردارنده، سازنده، سودبخش، شنوا، گرد آوردنده، ياريگر، مهرگستر و وسعت بخش است، دیگر به سود و ضرر ظاهری شاد و غمگین نخواهیم شد و درد و رنجی از این بابت نخواهیم کشید. و یا اگر کسی حقیقتا و قلبا خدا را دستمایه خود در سختى، اميد خود در ناگوارى، همدم خویش در وحشت، همراه خود در غربت، صاحب خویش در نعمت، فريادرس خود در گرفتارى، رهنماي خویش در سرگردانى، مایه توانگرى خود در تنگدستی، پناه خویش در درماندگى و یاور خود در پريشانى بداند، دیگر دلیلی برای وحشت و ترس و لرز و اضطراب نخواهد داشت. و یا اگر انسان خدا را با عمق وجود خویش رهنماى رهجويان، مددرس مددجويان، فريادرس فريادكنان، پناه پناهندگان، ايمنى بخش هراسندگان، ياور مؤمنان، مهرورز برخاك نشستگان، پناه عصيانگران، آمرزنده گنهگاران و اجابت كننده دعای بيچارگان بداند، هیچ گاه روی تاریکی و سرگشتگی و ناامیدی را نخواهد دید.

اما نکته لطیف این دعا این است که این اسماء و صفات الاهی را در دسته های ده تایی تنظیم کرده و بعد از یاد هر ده اسم و صفت از خدا برای خلاصی از نار استمداد کرده است. این می تواند از آن رو باشد که با هر درصد از این حقایق که ما درک کنیم و بدان معرفت و باور راسخ یابیم، به همان درصد از نار رهایی خواهیم یافت. پس بعد از هر دسته ده تایی، انگار که به خدا عرض می کنیم خدایا ما اگر تا به حال نمی دانستیم تو چنینی، اکنون این مقدار را فهمیدیم و اذعان کردیم که تو از آنچه ما می اندیشیدم یا اهل باطل می گویند، منزهی و اصلا این صفات در کسی جز تو نیست تا او نیز از خدایی تو بهره ای داشته باشد. اما ما می دانیم که این فهمیدن و اقرار کردن کافی نیست و باید این معرفت در ما محقق گردد و این نیز فقط کار توست؛ پس کمکمان کن و ما را از همه باطلی که ممکن است هنوز در ذهن و دل ما ریشه هایش برجای باشد، خلاصمان کن تا از گرفتاری ها و دردها و رنج ها رهایی یابیم؛ «سُبْحَانَكَ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّار.»

نکته آخر اینکه، می گویند اسم اعظم الاهی در این دعا مستتر است و با دانستن و خواندن خدا به آن اسم اعظم الاهی است که انسان بهشتی شده و هر حاجتی با دعای او روا و هر مشکلی حل می شود. اما با توجه به آنچه در بالا یاد شد، اگر کسی به این اسماء و صفات معرفت  باور داشته باشد، به طوری که در قلبش راسخ گشته باشد، دیگر هیچ مشکل و گرفتاری و درد و رنجی برای او نخواهد ماند و همین اکنون از نار رهایی یافته و به جنت وارد شده است. بنابراین، این دعا خودش ماده خلاصی از نار و دخول به جنت را در خودش دارد. البته این منافاتی با آن ندارد که خدای متعال یک اسم اعظم نیز داشته باشد که در این دعا هست، اما آن اسم هرچه هست، بدون تردید بایستی متضمن معرفت و باور صددرصد به همه این صد بند و هزار اسم باشد تا وقتی محقق شد، دیگر غم و غصه ای باقی نماند تا انسان رنجی بکشد و کمبودی حس کند. بنابراین، حتی اگر هم نگوییم آن اسم اعظم کل این دعاست، اما آن اسم باید مفهوم و محتوای همه این اسماء و صفات را در خودش داشته و همه اسماء و صفات الاهی و اسماء و صفات مندرج در این دعا در آن یک اسم و صفت جمع شده باشد. 

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :