شنبه 27 مرداد 1397 - 7 ذيحجه 1439 - 2018 آگوست 18
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 198356
تعداد مشاهدات : 1703

ابتلائات ایمانی

رضا به داده و ساختن با فقر در راه ایمان

این حقیقت مهم را در قرآن و در تعالیم اولیای دین (علیهم السلام) به ما تعلیم کرده اند که پیمودن راه ایمان بدون ابتلا و آزمون و فراز و فرود، نخواهد بود. همچنین، به راه های مختلف بیان کرده اند که فقر و تنگدستی از ابتلائات و آزمون های رایج و معمول در این راه است که عموم راهیان راه ایمان، لااقل در برهه ای از زندگی، به آن مبتلا خواهند شد. در همین باره، پاسخ امام رضا (علیه السلام) به یکی از اصحاب که از تنگی معیشت شکایت کرد، بسیار تامل برانگیز است:


رضا به داده و تحمل فقر در راه ایمان

علی موحدیان عطار

چنین نقل کرده اند که: احمد بن عمر و حسین بن یزید (دو تن از اصحاب امام رضا و پدر بزرگوارش، امام موسی کاظم، علیهماالسلام) به امام (ع) عرض کردند که ما پیش تر در وسعت رزق و رونق معیشت بودیم اما حال و اوضاع تغییراتی کرده؛ اکنون شما به درگاه خدا داعا کنید تا آن وضعیت برای ما بازگردد. امام (ع) فرمود: چه در نظر دارید؟ آیا می خواهید پادشاه باشید؟ آیا خوش دارید مانند طاهر و هرثمه (دو تن از سرداران مامون که از شهرت و اعتبار و ثروت زیادی برخوردار شده بودند) گردید اما بر غیر اینی باشید که اکنون برآنید [یعنی به ولایت ایمان نداشته باشید]؟ من گفتم: نه. به خدا اگر دنیا با همه طلا و نقره هایش مال من باشد و من بر غیر این باشم که اکنون هستم، خُرسند نخواهم بود. امام (ع) فرمود: خدا می فرماید: «اى خاندان داوود، شكرگزار باشيد؛ و از بندگان من اندكى سپاسگزارند.»[1] گمان خود را به خدا نیک گردان؛ چرا که هرکس گمانش به خدا نیک شود، خدا نزد گمان او خواهد بود [مطابق گمانش با وی رفتار خواهد کرد] و کسی که به رزقِ کم راضی باشد، اندک عملی از او پذیرفته خواهد بود و کسی که به حلالِ کم راضی باشد، زحمتش کمتر خواهد بود و اهل و عیالش از نعمت ها بهره مند خواهد شد و خدا درد دنیا و دوای آن را به او نشان خواهد داد و او را به سلامت از دنیا به سرای سلامت خواهد برد.[2] (تحف العقول، 449)

این روایت نکات مهم و قابل تامل متعددی دارد:

نخست اینکه، ولایت و ایمان در مراحلی با فقر و تنگدستی قرین است و گویا از لوازم و مقتضیات سیر در این راه است؛ چنان که روایات دیگر نیز بر این حقیقت دلالت می کند. در اینجا این دو صحابی که از قضا باسابقه هم بوده و از یاران امام کاظم (علیه السلام) و خود امام رضا (علیه السلام) محسوب می شدند، نیز ظاهرا به همین مراحل از سیر خود رسیده و تنگی معیشت را تجربه می کرده اند.

دوم اینکه، نعمت ولایت و ایمان، نعمت بسیار بزرگی است که اگر بنا شود همه دنیا را در عوض آن به ما بدهند، نمی ارزد؛ و این آن چیزی بود که این دو صحابی اول به آن توجه نداشتند، اما با سخن امام (ع) متوجه شدند که محرومیتی که دارند تحمل می کنند، از لوازم این راه است و می ارزد که آن را به جان بخرند و نخواهند که آن را از دست بدهند.

سوم اینکه، خداوند با این بیان به کسانی که از نعمت ایمان بهره مند گشته اند خطاب می کند که قدردان و شاکر این نعمت باشند که کمند کسانی که قدر آن را بدانند. [۳]

چهارم اینکه، گله مندی از خدا و سوء ظن به او، از آفات این راه است. مومن در چنین ابتلائاتی ممکن است به سبب ناآگاهی از ارزش نعمتی که خدا به او ارزانی داشته و عدم بصیرت به بی ارزشی آنچه که از او دریغ می دارد، دچار بدگمانی به خدای خود شود.

پنجم اینکه، حسن ظن به خدا در مقابل، مایه خوشبختی و رمز کامیابی مومن خواهد شد؛ زیرا مطابق این حدیث و روایات و شواهد دیگر، خدا با انسانی که حسن ظن به خدا داشته باشد، همان گونه رفتار می کند که به او گمان دارد.

ششم اینکه، کمی روزی و محدودیت در بهره مندی از مواهب دنیا، اگر با رضایت از خدا همراه باشد، خود نعمتی گرانقدر است؛ چرا که حساب انسان را سبک می کند و رسیدن به رضای خدا را آسان؛ و دیگر اینکه خدا نیز از او با عمل کم راضی می شود.

هفتم اینکه، اگرچه ممکن است مومن در این راه به فقر و تنگدستی و تنگی روزی دچار گردد، اما آنچه به دست می آورد حلال است و پاکیزه و حلال اندکی که انسان به آن راضی باشد، بسیار ارزشمندتر از آن مال های مشکوک یا غیر پاکیزه ای است که در زندگی بسیاری از مردم جریان دارد.

هشتم اینکه، اگر کسی به رزق حلال اندک از خدای خود راضی و خشنود باشد، خاصیت ها و آثار بسیار گرانقدری برای او خواهد داشت؛ ازجمله اینکه، مؤونه و زحمتش برای به دست آوردن معیشت کم می شود؛ با همان حلال اندکی که به او می رسد، اهل و عیالش در خوشی و نعمت به سر خواهند برد، در حالی که کسانی که اموال بسیار دارند چه بسا چنان خوشی هایی را کمتر تجربه کنند؛ خدا به او در باره دنیا بینایی و بصیرت می بخشد، به طوری که می فهمد مشکل و درد دنیا در چه و چاره و دوای آن در چیست؛ و سرانجام اینکه، خدا او را از وادی پربلای دنیا به سلامت عبور خواهد داد و به سرای سلامت خواهد رساند.

توبندگی چو گدایان به شرط مزد مکن      که خواجه خود روش بنده پروری داند

(دیوان حافظ)



[1] . «... اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» سبأ، ۱۳

[2] . متن روایت چنین است: «قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ يَزِيدَ دَخَلْنَا عَلَى الرِّضَا ع فَقُلْنَا إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ الْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ الْحَالُ بَعْضَ التَّغَيُّرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا فَقَالَ ع أَيَّ شَيْ‏ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكاً أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلَافِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ؟ فَقُلْتُ لَا وَ اللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ الدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلَافِ مَا أَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ ع إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ  أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ كَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَلِيلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْيَسِيرُ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللَّهُ دَاءَ الدُّنْيَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ.»

[۳] گویا شاهد بر اینکه این خطاب به مومنان به ولایت است، این باشد که خدای متعال آل داوود را خطاب قرار داده است اما آنها را به شکر برای نعمت مخصوصی امر نکرده بلکه به شکر برای نعمتی که همگان در معرض آنند، امر فرموده است؛ وگرنه نمی گفت «کمی از بندگان من شکرگزارند.» اگر قدری تامل کنیم، تصدیق خواهیم کرد که این برداشت از قرآن حقیقتا شگفت انگیز است.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :