Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 182993
تعداد بازدید : 3384

عجله در کارها: خوب یا بد؟

اگر عجله بد است ...

در باره عجله در کارها دو سخن مطرح می شود: گاهی می گویند عجله کار شیطان است و گاهی می شنویم که در کار خیر باید عجله کرد. حال این پرسش پیش می آید که آیا اگر عجله بد است، در کار خیر چه چیزی هست که عجله در آن را مطلوب می سازد؟ این یادداشت پاسخی است که در یک تامل کوتاه در آیات و روایات برای این پرسش به دست می آید.

اگر عجله بد است، پس عجله در کار خیر چرا باید کرد؟

علی موحدیان عطار

در باره عجله کردن در کارها، دو دسته تعلیم وجود دارد: از طرفی روایات زیادی هست که عجله را از شیطان و از آتش دانسته و به تثبت (تحقیق) و تانّی (پابه پا کردن) در امور توصیه کرده اند: ازجمله اینکه به طرق مختلف از رسول خدا (ص) نقل کرده اند که فرمود: تانّی و صبر از خداست و عجله از شیطان.[1] و نیز نقل است که امير المؤمنين علی (عليه السلام) در اوصاف مومن فرموده اند: «... و در كارهاى مشكوك عجله ندارد ...»[2]

اما، از سوی دیگر از آیات متعدد در قرآن استفاده می شود که عجله در کار خیر و حتی سبقت گرفتن در آن، نزد خداوند محبوب است و این از صفات پیامبران و اولیای خدا و مومنین بوده است. در سوره بقره، آیه 148 می فرماید: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ» در انجام كارهاى خير بر يكديگر پيشى بگيريد. و در سوره آل عمران، آیه 114 می فرماید: «وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ» در انجام كارهاى خير سرعت و عجله دارند و آنان از زمره صالحان و بندگان شايسته اند. و نیز در همان سوره، آیه 133 می خوانیم: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» بشتابيد بسوى بخشش و مغفرت الهى. و در سوره مائده، آیه 48 فرموده است: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» در انجام كارهاى نيك پيشى بگيريد بازگشت همه شما بسوى خدا است و شما را در باره آنچه كه اختلاف داشتيد آگاه مى‏سازد. و در سوره طه، آیه 84  از قول موسی (علیه السلام) می فرماید: «وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى» خدايا با عجله و شتاب بسوى تو آمدم كه رضا و خشنودى تو را بخود جلب نمايم. چنان که می بینیم در این آیه از «لفظ عجله» نیز استفاده شده است. و نیز در سوره انبياء، آیه 90 در اوصاف پيامبران می گوید: «إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ» آنها در انجام كارهاى خوب شتاب داشتند. و در سوره مؤمنون، آیه 61 می فرماید: «أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ» آنان در كارهاى خير سرعت و شتاب مي نمايند و آنان براى انجام امور خير بر ديگران پيشى داشتند.

در روایات نیز در موارد متعدد به عجله در کار خیر توصیه و از تانّی و کندی در آن منع کرده اند. از جمله از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نقل است که فرمود: «خداوند متعال آن عمل خيرى كه در انجام آن عجله و شتاب شود دوست دارد.»[3] همچنین از امام علی (علیه السلام) نقل است که فرمود: «التَّثَبُّتُ خَيْرٌ مِنَ الْعَجَلَةِ إِلَّا فِي فُرَصِ الْبِرِّ»[4] تامل بهتر از عجله است، مگر در فرصت هایی که برای کارهای نیک پیش می آید.  (در برخی روایات آمده است: ... الّا فی فُرَصِ الخَیر، یعنی مگر در فرصت های کار خیر.) و همان حضرت فرمودند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ» فرصت مانند ابر می گذرد؛ پس فرصت های خیر را غنیمت شمرده و در عمل به آن شتاب کنید.[5] و کلینی در كافى شریف نقل کرده است که ابى الجارود گفت شنيدم از حضرت باقر (عليه السّلام) كه مي فرمود: كسى كه عمل خيرى را تصميم گرفت، بايد در انجام آن عجله کند؛ زیرا كه هر عملى كه تاخير داشته باشد شيطان برای آن نقشه‏ اى می کشد.[6] حتی به نظر می رسد نه فقط نماز اول وقت بر نماز با تاخیر فضیلت زیادی دارد، بلکه هر کاری که وقتش رسیده، اگر در اول وقت انجام گیرد مطلقا بر تاخیر در آن فضیلت دارد. شاید از همین بابت باشد که از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ الْوَقْتِ أَبَداً أَفْضَلُ فَعَجِّلْ بِالْخَيْرِ مَا اسْتَطَعْتَ‏» بدان که اول وقت در هر صورت بهتر است؛ پس در خیر تا می توانی عجله کن.[7]

علاوه بر اینها، در برخی روایات، فلسفه دیگری نیز برای عجله در خیر ذکر کرده اند و آن اینکه ممکن است خدا با همان کار، انسان را بیامرزد و کارش به همان ختم به خیر گردد؛ در این باره فرموده اند: «هر كه آهنگ خيرى كند، بايد عجله كند و تأخير نيندازد، زيرا بنده گاهى عملى انجام مي دهد كه خداى تبارك و تعالى مي فرمايد: تو را آمرزيدم و ديگر چيزى عليه تو نمي نويسم ...»[8]

به این گونه، این پرسش مطرح می شود که اگر عجله بد است، پس چرا توصیه به عجله در خیر کرده اند و اگر خوب است، چرا آن را از شیطان دانسته اند؟ ممکن است به سادگی بگویند که عجله فقط رد کار خیر خوب است و در حقیقت، خیر بودن یک کار موجب می شود که همان عجله ای که در کارهای دیگر ناپسند و مورد نهی بود، در این کار، پسندیده و مطلوب گردد. اما این توجیه نمی تواند مسئله را حل کند؛ چرا که اولا، هر کاری که انسان درستی آن را تشخیص دهد و برای دنیا و یا آخرت خودش و یا دیگری لازم یا مفید باشد، به نوعی خیر است. پس در همه کارهایی که مفید تشخیص می دهیم باید عجله خوب باشد و  در این صورت، توصیه به عجله نکردن در کارها جایی نخواهد داشت و این توصیه شامل هیچ کاری نمی شود؟ ثانیا، اگر عجله بد است، صرفِ خیر بودن یک کار نمی تواند آفت ها و پیامدهای ناگواری را که ممکن است یک کار عجولانه در پی داشته باشد، بپوشاند و یا جبران کند. برای مثال، به صرف اینکه ازدواج کار خیری است، نمی توان پذیرفت که عجله در آن رواست. پس در حقیقت، «خیر بودن» ارتباط منطقی روشنی با عجله کردن یا نکردن در کار ندارد.    

حل این مسئله با تامل بیشتر در مفهوم عجله و در خود تعالیم معصومین (علیهم السلام) ممکن خواهد شد. در کاربرد عرفی، عجله دو مفهوم دارد: یکی «شتابزدگی» در کار و دیگری «سرعت» در کار. از تامل در بیانات حضرات (ع) نیز معلوم می شود که آنچه مورد نهی است، عجله به مفهوم نخست است، نه سرعت. قرآن و سنت اگرچه به ما تعلیم داده اند که عجله در امور ناپسند و مضر است، و دست دست کردن در کارها خوب و مفید، اما این در باره کارها و اموری است که یا هنوز درستی و به جایی آن معلوم نشده باشد و یا زمان و امکانش فراهم نگشته باشد. در مقابل، در باره کارهای خیر و هر امر دیگری که درستی و به جاییِ آن روشن شده و زمانش رسیده و امکانش فراهم باشد، نه تنها منع نکرده بلکه آن پسندیده دانسته و به آن توصیه کرده و از تاخیر و کندی در آن منع کرده اند. به این گونه، پاسخ این پرسش که عجله بد است یا خوب این خواهد بود که عجله وقتی بد و مضر است که به مفهوم اقدام زودتر از وقت و یا بدون تامل باشد.[9]

جالب اینکه در تعالیم معصومان (علیهم السلام) به مواردی برمی خوریم که این برداشت را به وضوح تایید می کند. در این باره از رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل است که فرمود: «... و إياك و العجلة بالأمور قبل أوانها، و التواني فيها حين زمانها و إمكانها» برحذر باش از عجله کردن در کارها پیش از آنکه وقتش برسد و همان طور، بپرهیز از سستی در کارها وقتی زمانش در رسیده و امکانش فراهم شده باشد.[10] و امام علی (علیه السلام) در سفارشات خود به مالک اشتر فرموده اند: برحذر باش از عجله در کارها قبل از اینکه وقتش برسد و نیز از عدم اقدام به آنها هنگامی که زمانش در رسد و همچنین از پافشاری بر کاری وقتی روی نشان نمی دهد و سستی در آن هنگامی که آشکار شده باشد؛ پس هر کاری را در جای خود قرار ده و هر عملی را در زمان خودش صورت ده.[11]     

از این تعالیم آشکار می شود که عجله از آن رو بد است که چیزی را که هنوز درستی آن معلوم نیست، یا زمانش نرسیده طلب می کنیم و می خواهیم آنچه را که هنوز به بار ننشسته برگیریم. اما اگر میوه ای به ثمر نشسته و خیری میسر گشته است، تاخیر و تانّی آفت آن خواهد شد و اتفاقا باید در آن عجله یا سرعت کرد.

بنابراین، مراد از اینکه می گویند در کار خیر عجله باید کرد، از آن روست که فرض گرفته اند کار خیر کاری است که درستی اش معلوم و زمانش رسیده باشد. بدیهی است که چینین کاری نیازی به تثبت و پابه پا کردن نداشته و وقتش رسیده است و عجله در آن از این رو نامعقول نخواهد بود.


[1] . عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ.» (برقی، المحاسن، 215، 8).

[2] . مجلسی، مواعظ امامان عليهم السلام، ترجمه جلد 75 بحار الأنوار، مترجم: موسوی، 26.

[3] . مجلسی، بحار الأنوار، ترجمه جلد 67 و 68 ، موسوى همدانى، ‏2، 233.

[4] . اليثي، عيون الحكم و المواعظ، 58.

[5] . نهج البلاغه، تنظیم صبحی صالح، ۴۷۱.

[6] . مجلسی، بحار الأنوار، ترجمه جلد 67 و 68، ترجمه موسوى همدانى، ‏2، 235؛ عبارت اخیر این روایت چنین است: «فان للشيطان فيه نظره».

[7] . کلینی، كافي، اسلامي، ‏3، 274.

[8] . کلینی، أصول كافي، ترجمه مصطفوى، ‏3، 212.

[9] . راغب اصفهانی در باره مفهوم عجله می گوید: عجله عبارت است از طلب چیزی قبل از وقتش. و این به سبب شهوت است و از همین رو نیز در قرآن به طور کلی ناپسند شمرده شده و گفته اند: عجله از شیطان است و خدای متعال فرموده است «و در [طلب وحی] قرآن عجله نکن» ... و «چه چیزی سبب شد عجله کنی و قومت را پشت سر گذاری ای موسی!». عین عبارت راغب چنین است: «العَجَلَةُ طَلَبُ الشي‏ءِ و تَحَرِّيه قَبْلَ أَوَانِه، و هي من مُقْتَضَى الشَّهْوةِ فلذلكَ كانَتْ مَذْمومَةً في عامَّةِ القرْآنِ حتى قِيلَ: العَجَلَةُ من الشَّيْطانِ، قالَ تعالَى وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ‏، ... وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى‏.»

[10] . احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول صلى الله عليه و آله و سلم، ‏2، 241، 240.

[11] . «إِيَّاكَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا وَ التَّسَاقُطَ فِيهَا عِنْدَ زَمَانِهَا وَ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَكَّرَتْ وَ الْوَهْنَ فِيهَا إِذَا أَوْضَحَتْ فَضَعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ وَ أَوْقِعْ كُلَّ عَمَلٍ مَوقِعَهُ» (حرانی، تحف العقول، 147)

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :