Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 266179
تعداد بازدید : 430

در باب انتساب افعال به خدا

آنچه می خوانید مطلبی است در پاسخ به این پرسش که چرا باید افعال خوب را به خدا و افعال بد را به خود نسبت داد؟ و اینکه حکمت و فلسفه این دستور چیست؟ پاسخ به این پرسش ها را به طرز زیبا و روشنی در سخن یکی از عالمان کمتر شناخته شده در معارف قرآنی و روایی، یعنی آقا جمال الدین خونساری می یابیم. در اینجا، این مطلب را با اندکی ویرایش، از مقاله سرنوشت و سرشت از دیدگاه آقا جمال خونساری، اثر ابوالقاسم یعقوبی نقل کرده ام.

در باب انتساب افعال به خدا

از کتاب جبر و اختیار، اثر آقا جمال خونساری[1]

خداوند در قرآن مجید می فرماید: «... و ما اصابک من حسنة فمن الله وما اصابک من سیّئة فمن نفسک» آنچه از نیکی به تو می رسد از سوی خداست و آنچه از بدی به تو می رسد, از سوی خودت است. (نساء، ۷۹)

و از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود: «خداوند می فرماید: فرزند آدم! با خواست و اراده و توانایی من به ساماندهی امور می پردازی و کارهایی را که برعهده داری و باید انجام دهی، انجام می دهی، سرپیچی می کنی و دامن به گناه می آلایی. من تو را شنوا، بینا و توانا قرار دادم. آنچه نیکی از تو سرمی زند، از سوی من است و آنچه گناه از تو سر می زند، از توست؛ زیرا من به نیکی های تو، از تو سزاوارترم، و تو به گناهان از من سزاوارتری؛ و همه بدین خاطر است که من مورد سؤال از آنچه انجام می دهم نیستم، اما انسان ها همه در برابر آنچه می کنند، باید پاسخگو باشند.» (مجلسی، بحارالأنوار، 56، 5)

این موضوع که خوبی های ما منتسب به خدا و بدی هامان منتسب به خود ماست، علاوه بر آیه کریمه و این روایت شریفه در جاهای دیگر از منابع اسلامی نیز مطرح شده است. پرسشی که ممکن است در برخورد با این موضوع در ذهن ما نقش ببندد این است که چگونه است با وجود اینکه هر دو فعل خوب و بد از ما و با اختیار ما سر می زند، یکی منتسب به خدا و دیگری منتسب به خود ما باشد؟ یا حتی ممکن است این طور بپرسیم که مگر نه اینکه همه افعال به خواست و اراده و ایجاد خداوند محقق می شود، پس چگونه است که خوبی ها را به خدا و بدی ها را به انسان ها باید منتسب کرد؟

مرحوم آقا جمال خونساری پاسخ این پرسش را به مثالی توضیح می دهد که شاید از هر جوابی گویاتر باشد. وی می گوید:

هنگامی که آفتاب بر دیواری بتابد، یک سوی دیوار نور دارد و یک سوی آن سایه. با آنکه این هر دو پدیده از خورشید پدید آمده و هر دو به دیوار بستگی دارند، لکن خورشید، دهنده نور است، نه سایه. اگر هم سایه را به خورشید نسبت دهند، در حقیقت، نسبت دادن سایه به خورشید بالعرض است. از این روی، خورشید می تواند به دیوار بگوید: روشنی تو از من است و من بدان سزاوارترم، لکن سایه از توست و تو نسبت به آن از من سزاوارتری. حاصل سخن اینکه، منتسب بودن را باید از اثرگذاری و پدید آوری جدا کرد.

(با اندکی ویرایش، به نقل از یعقوبی، ابوالقاسم، سرنوشت و سرشت از دیدگاه آقا جمال خوانساری، مجله حوزه، آذر و دی و بهمن و اسفند 1377، شماره 89 و 90)


[1] . جمال الدّین محمد بن حسین بن محمد معروف به آقا جمال خوانساری درگذشت ۱۱۲۲ قمری یا به روایتی ۱۱۲۵ قمری[۲] می باشد. وی فرزند آقا حسین خوانساری و از شاگردان او و مجلسی اول و از علمای شیعه در سده دوازدهم قمری است.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :