Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 255955
تعداد بازدید : 145

عوامل و موانع کمال

کمال و جنسیت

اگرچه در نظام معرفتی اسلام تفاوتی میان زن و مرد از حیث امکانات معنوی و دستیابی به کمال نیست، اما برخی روایات هست که ممکن است برای زنان از این بابت محدودیت هایی را القا کند. پادداشتی که در پی می خوانید به بررسی روایتی از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) می پردازد که ممکن است از آن چنین برداشتی کنند.

کمال و جنسیت

در روایتی منسوب به پیابر اسلام (ص)

علی موحدیان عطار

۱۹/۲/۱۳۹۷

 ممکن است بر پایه برخی شواهد روایی گمان برود که شاید یکی از موانع کمال، جنسیت باشد. از قضا، در برخی جوامع و فرهنگ‌ها و شاید در برخی خرده‌فرهنگ‌های درون جامعه اسلامی، زنان را ذاتا ناقص تلقی می‌کنند و صِرف زن بودن را مساوی با دور بودن از کمال می‌دانند. البته، چنان که از آیات و روایات متعدد و مکرر قابل استفاده است، این دیدگاه با اصول انسان‌شناسی اسلامی و تعالیم قرآن و روایات ناسازگار است. با وجود این، مطالبی در روایات هست که ممکن است چنین فکرتی را بدان مستند کنند. از جمله، روایتی از پيامبر خدا (صلى‌الله‌عليه‌و‌آله) نقل شده است که در آن شمار زنان کامل را بسیار کمتر از مردان دانسته و بلکه زنان به کمال رسیده را منحصر در تعداد خاصی کرده‌اند.

مطابق این نقل، آن حضرت در خصوص نسبت مردان و زنان كامل چنین فرموده است: «كَمُلَ مِن الرِّجالِ كثيرٌ و لم يَكمُلْ مِن النِّساءِ إلاّ أربَعٌ: آسِيَةُ بِنتُ مُزاحِمٍ امرأةُ فِرعَونَ و مَريمُ بِنتُ عِمرانَ و خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلِدٍ و فاطِمَةُ بِنتُ مُحمّدٍ (صلى‌الله‌عليه‌و‌آله).» از مردها شمار زيادى به كمال رسيده‌اند، اما از زنان تنها چهار تن به كمال رسيدند: آسيه دختر مزاحم و همسر فرعون، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمّد (صلى‌الله‌عليه‌و‌آله). (فیض کاشانی، تفسير الصافي، ‏5، 198)

اما این روایت چندان معتبر و قابل اتکا نیست؛ زیرا اولا، مضمونی خاص دارد و برای قبول چنین مضمونی نیاز به تکرار متن حدیث یا محتوای آن از طرق مختلف و به‌قدر کفایت است، در حالی که این محتوا جز در این روایت و این روایت جز در برخی تفاسیر و منابع متاخر و غیر روایی، نیامده است. (علاوه بر تفسير صافي، رک:  عروسى حويزى، تفسير نور الثقلين، ‏5، 377؛ و قمي مشهدي‏، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ‏13، 345؛ و بحرانى اصفهانى‏، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)، ‏11، 118؛ و مظفر نجفى‏، دلائل الصدق لنهج الحق، ‏4، 231) این حقیقت، ارزش اسنادی این روایت را به‌شدت پایین می‌آورد.

ثانیا، ادبیات این روایت بیشتر به ادبیات صوفیانه قرن‌های میانی تمدن اسلامی می‌ماند تا به ادبیات روایی صدر اسلام. این حقیقت تردید ما را در باره صدور این روایت از نبی مکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیشتر می‌کند.

ثالثا، این گزاره که «زنان کامل منحصر در این چهار بزرگوارند،» با حقیقت تاریخی قابل لمسی که ما آن را درک می‌کنیم، سازگاری ندارد؛ چرا که در طول تاریخ و حتی در عصر حاضر، زنانی را می‌توان یاد کرد که همه یا بیشتر این خصایص و ویژگی‌های کمال را در خود داشته و دارند.

البته، این در صورتی است که مراد از «کمال» در این روایت، کمال عام و نسبی باشد؛ زیرا اگر مراد از کمال «کمال نسبی» و یا حداقلی باشد و اگر پذیرفته‌باشیم که نشانه‌ها و مشخصات انسان کمال‌یافته همین ویژگی‌ها و خصایصی است که در دیگر روایات نبوی و علوی (علیهما‌الصلاه‌و‌السلام) منعکس است، باید اذعان کنیم که با این معیار شمار زیادی از زنان در طول تاریخ به خیل کمال‌یافتگان پیوسته‌اند. اما، اگر مراد از «کمال» در این روایت، «کمال مطلق» و «کمال خاص» باشد، که به موجب برخورداری از موهبت الاهی نصیب برخی اشخاص می‌شود، می‌توان محملی برای سخن این روایت یافت.

بنابراین، اگر نخواهیم روایت بالا را به این دلایل کنار نهیم، تنها راه این است که بپذیریم که این روایت به مفهوم «کمال مطلق» نظر دارد و مراد از مردان و زنان «کامل» در این کلام، کسانی‌اند که به کمال خاص و یا کمال علی الاطلاق دست یافته‌اند. در این صورت نتیجه این روایت این خواهد بود که از میان زنان تاریخ، تنها همین چهار شخصیت بزرگ به «کمال مطلق» رسیده‌اند. در این صورت، شاید بتوان ملتزم شد که از نظر اسلام، جنسیت نقش و دخالتی در رسیدن به مراتبی از کمال خواهد داشت؛ و البته این هیچ استبعادی ندارد که جنسیت در برخی مراتب خاص از کمال دخالت داشته باشد. 

 


ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :