سه شنبه 26 تير 1397 - 5 ذيقعده 1439 - 2018 ژولاي 17
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 238895
تعداد مشاهدات : 188

توحید و شرک

در باب انتساب عطا و انعام به اولیا

کوتاه نوشته ای که در زیر می خوانید، برداشتی از قرآن است در پاسخ این پرسش که آیا می توان عطا و انعامی را به غیر خدا، به طور مشخص، به پیامبر و اهل بیت او، نسبت داد و مثلا گفت: امام رضا (علیه السلام) فلانی را شفا دادند؟

در باب نسبت دادن عطا و انعام به اولیا

علی موحدیان عطار

۱۳۹۷/۲/۲۵


در واقع با این عنوان بنا دارم به این پرسش بپردازم که آیا این ادبیات که ما شیعیان در باره اولیا، اعم از انبیا و اهل بیت و امام زادگان (علیهم صلوات الله) و غیرهم به کار می بریم و از آنان چیزی می طلبیم و یا اعطای چیزی را به آنان نسبت می دهیم، با توحید سازگار است یا نه؟ البته از اینکه می گویم «آیا این ادبیات که ما به کار می بریم، درست است یا نه» دقیقا مرادم «ادبیات» است؛ وگرنه کاملا آشکار و واضح است که اثر قائل شدن برای غیر خدا به نحو مستقل، با توحید سازگار نیست و هیچ مسلمانی غیر خدا را به نحو مستقل از خدا نمی خواند و چیزی را به او نسبت نمی دهد؛ پس مسئله این نیست که آیا درخواست از غیر خدا و یا نسبت دادن عطایی به غیر خدا به نحو استقلالی درست است یا نه؛ بلکه مسئله دقیقا این است که آیا ما با وجود آن اعتقاد توحیدی که غیر خدا را مستقلا مؤثر نمی دانیم، درست است که ادبیاتی را به کار بریم که انگار از اولیای خدا مستقلا چیزی می خواهیم و یا به نحو استقلالی چیزی به ایشان نسبت می دهیم؟ و آیا لازم است که همواره درخواست از ایشان، مقید به قید «شفاعت» کرده و یا عطا و انعام ایشان را همراه با قید «وساطت» ذکر کنیم؟ یا که نه؛ حتی می توانیم در سخن خود فقط همان ولی را مورد درخواست قرار داده و یا عطای صورت گرفته را به او نسبت دهیم؟

در پاسخ به این پرسش، شاید در نظر آید که اگر ما بخواهیم مراعات توحید را کرده باشیم، هیچ گاه نباید و جایز نیست که مثلا بگوییم: از امام رضا (علیه السلام) فلان چیز را خواستم؛ و یا بگوییم، آن حضرت بهمان چیز را به من عطا فرمود. اما به استناد به قرآن و نحوه سخن خود خداوند متعال، اینچنین نیست؛ بلکه می توان بی هیچ قیدی از حضرات اولیای الاهی چیزی طلب کرد و یا عطایی را به ایشان نسبت داد.

شاهدم بر این مدعا آن آیه شریفه است که می فرماید: «وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِى أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ الله ...» و آن گاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى، مى‏ گفتى: «همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار ...» (احزاب، ۳۷) چنان که آشکار است، خدا در این آیه، انعام (یعنی نعمت دادنِ) را به پیامبر نیز نسبت داده و بدون هیچ قیدی، آن را در کنار انعام خود به آن شخص ذکر کرده است؛ در حالی که می توانست فقط به انعام خود به آن شخص بسنده کند و یا که انعام پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن شخص را مقید به قید وساطت کرده و بفرماید «و تو نیز از جانب ما به او نعمت بخشیدی».

پس اینکه خدا چنین قیدی را لازم ندیده است، دلیل و حجتی است بر آنکه در مقام سخن، نسبت دادن عطا و بخشش به اولیای خدا، اشکالی نداشته و با توحید ناسازگار نیست؛ بل آنچه با توحید ضدیت دارد این است که کسی در چنین موقعیتی نداند یا باور نداشته باشد که هر انعامی از جانب خداست و هیچ کسی، حتی پیامبر، از خود چیزی ندارد و معطیِ چیزی نیست.

بنابراین، کسی حق ندارد هیچ مسلمان و موحدی را به سبب آنکه از پیامبر ـ و نیز کسانی که مانند پیامبر، حجت و خلیفه خدایند ـ درخواست می کند و یا عطایی را به ایشان نسبت می دهد، از به کار بستن این ادبیات نهی کند، تا چه رسد به اینکه ایشان را متهم به شرک سازد. همچنین، ما مسلمانان و شیعیان، اگر در توسلات خود به اولیای الاهی مستقیم و بدون قید شفاعت و وساطت از ایشان چیزی طلب کنیم و یا عطایی را به ایشان نسبت دهیم، اگر آگاه و معتقدیم که ایشان وسایل و وسایط فیض خدایند و به خلافت از او عطا می کنند، نباید نگران این باشیم که نکند این نقیض توحید و مصداق شرک به خدا باشد.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :