سه شنبه 26 تير 1397 - 5 ذيقعده 1439 - 2018 ژولاي 17
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 216650
تعداد مشاهدات : 1290

خوشبنی و بدبینی

آنچه در زیر می خوانید، متن سخنرانی مدیر این پایگاه در باره خوش گمانی و بدگمانی یا همان حسن ظن و سوء ظن است. این سخنرانی در ۱۱/۵/۱۳۹۶ در اصفهان ایراد شده است.

خوش گمانی و بدگمانی

(یا خوشبینی و بدبینی یا حسن ظن و سوء ظن)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از گمان فراوان بپرهيزيد که پاره‏اى از گمان ها گناه است.

(حجرات، 12)

مقدمه

بعضي از آدم ها مثل چشمه زلال مي مانند؛ آن قدر زلالند که مي تواني بدي هايت را در چشمه هاي نگاه شان بشويي. روشنند مثل ماه. وقتي با اين جور آدم ها هم کلام مي شوي، فکر وحال بدي به سراغت نمي آيد. همه کس، خوب است و همه چيز خوبي. پیش اینها هر کسی درستکار و صادق است، مگر خلافش ثابت بشه.

اما بعضي از آدم ها تیره و تار فکر می کنند و همه کس و همه چیز را سیاه و آلوده و پر از ابهام و رمز و راز می بینند. اینها طوری زندگی و فکر می کنند که انگار کارآگاه جنایی یا مامور اطلاعات و امنیتند. هرجا هستند چشم هاشون مواظب همه چیز و همه کس هست. این دسته در مورد هر چيزي که نظر مي دهند يک علامت منفي یا علامت سوال جلوش مي گذارند. پیش اینها هرکسی شیاد و دغلکار و حرامخور است، مگر خلافش ثابت بشه، که نمی شه.

به هر حال، این یک واقعیت است که بعضي ها عادت کرده اند که نگاه شان منفي باشد. شايد هم دل شان نخواهد اين طوري باشند! نگاه کردن با عينک منفي دردسرهاي زيادي براي آدم درست مي کند. رنج آور است و باعث ايجاد فاصله بين آدم ها مي شود. آدم منفي حتي با خودش هم درگير مي شود و گاهي هم از خودش منزجر و سرخورده می شود.

در این مجال می خواهیم ببینیم این حالت و این صفت چیست و منشا آن کجاست و چه ویژگی هایی دارد و چه آثاری به بار می آورد و بالاخره راه پیش گیری و یا خلاصی از آن چیست؟

مفهوم خوش بینی و بدبینی

خوش بینی یا خوش گمانی، در برابر بدبینی و بدگمانی قرار دارد و عبارت از نگرش یا قضاوت یا تفسیر خوب یا بدی است که در در ذهن ما در باره کسی یا چیزی صورت می بندد.

خوشبینی و بدبینی ممکن است در همان مرحله ذهن بماند و منشا کاری در بیرون نشود و ممکن است موجب کنشی بیرونی در ما گردد. بنابراین، خوش بینی و بدبینی اگرچه مربوط به نگرش های ماست، اما به کنش های ما نیز سرایت می کنداین کنش می تواند در زبان و به صورت سخنی باشد، یا در دیگر جوارح و به صورت اقداماتی از جمله انجام دادن یا ندادن کار شود. به همین دلیل است که ما سخن خوشبینانه یا بدبینانه یا کردار ناشی از خوشبینی یا بدبینی را هم باید در مفهوم این صفت لحاظ کنیم.

مصداق خوش بینی و بدبینی

حسن ظن و سوء ظن به اعتبار متعلقش (اینکه به چه چیزی تعلق گیرد) دارای چهار مصداق است:

۱. در باره دیگران

۲. در باره جهان پیرامون

۳. در باره خدا

۴. در باره خود

هر کدام از این موارد، نوع خاصی از خوشبینی و بدبینی را شکل می دهد که ممکن است با دیگری از نظر اسباب و آثار و روش برخورد تفاوت کند. به همین سبب، هرکدام از این موارد بحث مفصل و جداگانه ای را طلب می کند.

ما در اینجا عمدتا در باره «حسن ظن و سوء ظن به دیگران» سخن می گوییم و علل و عوامل و آثار و راه برخورد با آن را بررسی می کنیم.

فضیلت خوش گمانی

نشانه خردمندی است: امام على عليه السلام فرموده اند: «الظَّنُّ الصَّوابُ مِن شِيَمِ اُولِي الألبابِ» خوش گمانی، از ويژگي هاى خردمندان است. (ميزان الحكمه: ج6، ص566)

این البته کلی است و در باره خوش گمانی به خدا، خلق، خود و جهان پیرامون صدق می کند.

خوشبینی از سلامت نفس و ایمان است:

نقل است که امام صادق(ع) فرمود: «حسن الظن اصله من حسن ایمان المرء و سلامه صدره.» حسن ظن و گمان نیک از ایمان خوب و قلب سالم ناشی می شود. (مصباح الشریعه ص 515) آدم سلیم النفس به هر چیزی می نگرد جز خوبی و خیر نمی بیند. زیرا خداوند در ذات و فطرت بشر ویژگی ها و صفاتی مانند «حیا، امانت، عدالت، صداقت» نهاده است که مقتضای آنها حسن ظن داشتن و خوش گمانی به همه عالم از جمله رفتار و اعمال انسان هاست.

آثار خوش گمانی و بدگمانی

امنیت فكری: یكی از عوامل اضطراب و ناآرامی، بدبینی است، اما با خوشبینی و اعتمادورزی، ترس درونی زایل می گردد و آرامش جایگزین آن می شود. امام علی (ع) می فرماید:«حسن الظن راحه القلب و سلامه الدین؛ خوشبینی، مایه آرامش قلب و سلامت دین است.

 

غم زدایی: یكی از آثار سازنده خوشبینی و مثبت اندیشی، زدودن غبار غم و اندوه از صفحه دل است. امام علی(ع) می فرماید: «حسن الظن یخفف الهم؛ خوشبینی، اندوه را سبك می كند. متقابلا، سوء ظن یا بدبینی و بدگمانی به دیگران موجب هم و غم اندوه می شود.

 

ایجاد محبت: مثبت نگری، در ایجاد محبت نقش اساسی دارد. امام علی (ع) می فرماید:من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبه؛ كسی كه به مردم خوش گمان باشد، محبت آنها را به سوی خود جلب خواهد كرد.

به عکس این، سوء ظن دوستی را از بین می برد؛ چنان که فرموده اند: «... لَا يَغْلِبَنَّ عَلَيْكَ سُوءُ الظَّنِّ فَإِنَّهُ لَا يَدَعُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ خَلِيلٍ صُلْحاً ...» مبادا بدگمانی بر تو غلبه کند؛ چرا که این صفت صلحی میان تو و دوستی باقی نمی گذارد. (تحف العقول، ۷۹)

پیشگیری از گناه: بدبینی، هم خود گناه است و هم عامل بعضی از گناهان، مانند: غیبت، تهمت، تجسس، ظلم و... می باشد؛ اما خوشبینی مصونیت از گناه ایجاد می كند. امام علی(ع) می فرماید: حسن الظن ینجی من تقلد الاثم؛ خوش گمانی، انسان را از اسارت و بردگی گناه نجات می دهد (یا پیرو گناه را نجات می بخشد).

داستان تبر گم شده

هيزم شکنی هر عصر که از کار برمی گشت، تبرش را در دهلیز خانه اش آویزان می کرد. یک روز صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده ... شک کرد که همسايه اش آن را دزديده باشد براي همين تمام روز او را زير نظر گرفت. متوجه شد همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يک دزد راه مي رود مثل دزدي که مي خواهد چيزي را پنهان کند پچ پچ ميکند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصميم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضي برود. اما همين که وارد خانه شد تبرش را پيدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه را زير نظر گرفت: و دريافت که او مثل يک آدم شريف راه مي رود حرف مي زند و رفتار مي کند.»

سلامت روان: اگر افراد در برخوردهای خود خوشبین باشند، گفتار و رفتار دیگران را خوب تفسیر می كنند و كمتر دچار سوء تفاهم هایی می گردند كه زمینه را برای بروز درگیری و تنش فراهم می نمایند.

صفای باطن: پیامبر(ص) فرمود: نسبت به برادران مومن خود خوش گمان باشید. زیرا خوش گمانی موجب صفای دل و پاکی شما خواهد شد. برعکس سوءظن کدورت دل و تیرگی باطن را درپی دارد.

شادی و نشاط: اگر بپذیریم آنچه مایه خوشبختی و شادی انسان می شود درون اوست، نه عوامل بیرونی، ارتباط بین نگرش خوشبینانه و شادكامی، روشن می شود.

سوء ظن نقطه مقابل خوشبینی

نشانه های بدبینی

نشانه آدم بدبین این است که رفتارها و گفتارهای دیگران را به گونه ای غیر از آنکه عموما می فهمند، تفسیر می کند؛ مثلا:

Ø      احترام گذاشتن به دیگران را به چاپلوسی و تملق،

Ø      سكوت و کم حرفی را به تکبر و غرور،

Ø      رازنگهداری را به آب زیرکاهی و مخفی كاری و خیانت،

Ø      حرف زدن ملایم را به بی اعتنایی و سردی،

Ø      یواش حرف زدن را به غیبت و مسخره کردن خود،

Ø      صراحت لحجه را به پررویی و وقاحت،

Ø      صداقت را به ساده لوحی،

Ø      صمیمیت را به خود شیرینی،

Ø      اشتباه و خطا یا فراموشی را به دروغگویی،

Ø      دیر جواب دادن یا رد تماس را به بی احترامی و توهین و تحقیر،

Ø      نفر سوم را به خیانت در رفاقت و قال گذاشتن،

Ø      ........

مراحل و درجات بدبینی

بدبینی مراتب و مراحلی دارد. هرکدام از ما ممکن است به مراتبی از بدبینی دچار باشیم، که البته غالبا چندان شدید نیست و یا اگر هم باشد، پایدار و دائمی نیست. اما بدبینی وقتی گسترده و مزمن و پایدار شد، به یکی از بدترین بیماری های روانی بدل می شود.

مراحل و درجات بدبینی را می توان این گونه تبیین کرد:

مرحله یا درجه اول: موردی، بدون تداوم، فقط در ذهن، بدون اینکه به مرحله عمل برسد یا اگر رسید، همراه با پشیمانی. در این حد از بدبینی برای همه ممکن است رخ دهد.

مرحله یا درجه دوم: در برخی اوقات یا در باره برخی اشخاص، با تکرار و معمولا با کنش. این مرحله هنوز بیماری تلقی نمی شود، اما خطرناک است و مشکلات زیادی را به وجود می آورد.

مرحله یا درجه سوم: در باره بیشتر اشخاص و مکرر و مداوم. این مرحله ورود به وضعیت بیمارگونه بدبینی است و اگر علاج نشود می تواند از این هم بدتر شود و سلامت روانی و اخلاقی انسان را از به خطر بیندازد.

مرحله یا درجه چهارم: در باره همه کس و همه چیز و همیشه. این مرحله حاد بدبینی و بدون شک یک بیماری روانی و روحی است. روان شناسان و روانکاوان به این حالت «پارانوئید» می گویند، که نوعی اختلال شخصیت است.

مشخصه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمان ( پارانوئید به انگلیسی:(Paranoid personality disorder (PPD

Ø      شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد است.

Ø      مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه به عهده خود آنها، که بر دوش دیگران است.

Ø      این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگینند.

Ø      افراد متعصب و جزم اندیشند،

Ø      کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع می کنند،

Ø      افرادی که به همسر یا عروس یا داماد یا پدر ومادر خود یا پدر و مادر همسر خود سوءظن دارند،

Ø      اشخاص بدعنقی که اهل دعوا و مرافعه اند،

این افراد اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند.

ملاک و شاخصی که روان شناسان برای این مرحله ذکر می کنند، داشتن حداقل چهار نشانه از نشانه های زیر است:

Ø    بدون دلیل کافی، شک داشته باشد که دیگران دارند آن را استثمار می کنند، به وی ضرر می رسانند، یا سرش کلاه می گذارند.

Ø      مشغولیت دائم ذهنیش شکی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیانش باشد.

Ø    به دلیل ترسی ناموجه از اینکه اطلاعاتی را به دیگران می دهد مغرضانه بر ضد خودش بکار ببرند، از اطمینان کردن به دیگران اکراه داشته باشد.

Ø      در پس اظهار نظرهای بی غرضانه یا اتفاق های بی خطر، معانی تحقیر کننده یا تهدید کننده پنهانی بیابد.

Ø    همیشه دلخور و ناخشنود باشد، یعنی اگر کسی توهین کرده باشد، صدمه ای رسانده باشد، یا بی احترامی کرده باشد هیچ وقت او را نبخشد.

Ø    با کوچکترین چیزی احساس کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده است، حال آنکه دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به طور آشکار نیابند؛ فوراً واکنشی خشمگینانه نشان دهد یا به مقابله بپردازد.

Ø      مکرراً و بدون هیچ دلیل به وفاداری همسرش شک کند.

عوامل بدبینی

تصور نادرست از زیرکی و زرنگی

برخی خیال می کنند اگه به همه کس و همه چیز با چاشنی بدبینی و شک و تردید نگاه نکنند، ضرر می کنند و کلاه سرشون میره و اگه با بدبینی و تردید و شک نگاه کنند، زیرکند. اینها به کسانی که خوش باور و ساده دلند طعنه می زنند.

بدکرداری و بدصفتی

انسانی که خودش بدجنس و بدکردارد و بدصفت باشد، به دیگران هم بدبین می شود؛ کافر همه را به کیش خود پندارد.

محیط ناسالم

یکی از عوامل ایجاد صفت بدبینی در افراد، جامعه و محیط ناسالم است. این البته طبیعی است و تا حدی هم مقبول. اما اگر این بدبینی سریان پیدا کند و به همه و تحت هر شرایطی بینش و کنش فرد را تحت تاثیر قرار دهد، خود نشان از عدم سلامت فرد دارد.

جایی که بدبینی جایز است و شرط آن

همان طور که گفتیم در یک محیط ناسالم و جامعه فاسد، حدودی از بدبینی با شرایطی و در مواردی، خوب و بجاست. دو شرط اساسی برای مطلوبیت این نوع بدبینی وجود دارد:

۱. اینکه مورد به خود او مربوط باشد. در محیط های خاص یا جامعه ای که فساد و بدی شیوع و راج بیشتری دارد، خوب است انسان در اموری که به نوعی به خودش مربوط می شود و می تواند نتیجه ای برای او داشته باشد، به اشخاص ناشناس اعتماد نکند و حتی بدبین باشد، اما در امور مربوط به خودشان که به نفع و ضررش به او نمی رسد بایدقول و عمل و حال مردم مردم را حمل به صحت کند.

۲. این بدبینی را به اشخاصی که آنها را به صداقت و درستی می شناسد، سرایت ندهد. انسان هر قدر هم در جامعه فساد و بی تقوایی و بی صداقتی ببیند، حق ندارد و عاقلانه نیست به دلیل اینکه روزگار بدی شده و همه نااهلند، به کسانی که آنها را به صداقت می شناسد و یا بدی و فسادی از آنها ندیده، بدبین باشد و آنها را هم به همان حکم قضاوت کند. بلکه تا خلافش اثبات نشده، باید به آنها خوشبین بوده و به خود اجازه ندهد در باره آنها تردید و یا قضاوت بدی بکند.

القای بدبینی از سوی دیگران

هم نشینی و معاشرت با بدبین آدم را بدبین می کند و برعکس. این شخص ممکن است یک دوست، همسر، استاد و یا حتی پدر و یا مادر انسان باشد.

در باره دوستان و کسانی که می توان از آنها کناره گرفت، ضروری است که از آنها جدا شود و یا رابطه را به حداقل ممکن محدود کند؛ زیرا خطر جدی وجود دارد که این صفت زیانبار را به انسان منتقل کنند.

اما اگر آن شخص از نزدیکان بود، باید سعی کنیم حتی الامکان خود را از آثار سخن و القائات او مصون کنیم. برای این کار باید به خود یادآور شویم که او بدبین است تا تحت تاثیر سخن و القائات او خنثی شود.

جراحت های روانی ناشی از گذشته

برخی بدبینی های مزمن و عمیق، ناشی از آسیب های روحی و روانی است که انسان در گذشته دور یا نزدیک دیده است. در چنین مواردی، باید به خود یادآور شویم که گذشته گذشته و نباید خاطرات و آثار بد آن را با خود حمل کرد. اما اگر نتوانستیم خودمان را از رنج و الم آن نجات دهیم، در این مورد باید به روانکاو و یا روانپزشک مراجعه کنیم.

چند راهکار ساده برای علاج بدبینی

براي دوري از بدبيني و جلوگیری از تبديل شدن آن به مرحله حاد و بیمار ی گونه، چند راه حل پيشنهاد مي شود.

اول، گناه دانستن بدبینی؛ بدانیم و به خود تذکر دهیم که بدبینی، بخصوص اگر به مرحله کنش هم برسد، گناه است و مرتکب آن دچار کدورت گناه در این دنیا و عقوبت گناه در آن دنیا، می شود.

دوم، پرهیز از فضولی و فکر کردن به کار دیگران؛ در اموری که مربوط به ما نیست، به جای پرسش هاي نامربوط و بي جا، به خود بگوییم به من چه و خود را از آن فکر رها کنیم.

سوم، بی اعتنایی؛ حتي اگر فکر بدي به ذهت خطور کرد، بي اعتنا و بي توجه از کنارش رد شو. بگذار اين بدگماني با اين بي توجهي ات محو شود. بدبینی مثل ويروس است. وقتي به آن توجه کني، توي ذهن گسترش پيدا مي کند.

چهارم،پيش داوري نکردن؛ هرگز پیش از اثبات بدی، در باره کسی حکم و قضاوت نکنیم. این کار کمک می کند که کمتر به دام بدبینی بیفتیم. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «لَا تَدَعِ الْيَقِينَ بِالشَّكِّ وَ الْمَكْشُوفَ بِالْخَفِيِّ وَ لَا تَحْكُمْ مَا لَمْ تَرَهُ بِمَا تُرَوَّى عَنْهُ قَدْ عَظَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْرَ الْغِيبَةِ وَ سُوءِ الظَّنِّ بِإِخْوَانِكَ مِنَ الْمُؤْمِنِين ...» یقین را با شک و آشکار را با نهان کنار نزن و به چیزی که ندیده ای با آنچه از دیگران نقل می کنی، حکم نکن؛ چرا که خدای عزّ و جلّ موضوع غیبت و بدگمانی به برادران مومنت را بزرگ داشته است ... (مصباح الشریعه، ۶۷)

پنجم، حمل به صحت؛ حتی اگر چیزی هم دیدی، به هر صورتی که شده وجه صحیحی برای آن پیدا کن.

نقل است که رسول خدا(ص) فرمود: برای گفتار و کردار برادرت عذر پیدا کن و اگر نیافتی، عذر بتراش.

و از امیرالمومنین(ع) است که فرمود: رفتار برادرت را به بهترین شکل توجیه و تعبیر کن. (میزان الحکمه ج 2 ص 636-637)

نقل می کنند که امام علي(عليه السلام) به مالک اشتر فرمود: اي مالک! اگر شب هنگام کسي را در حال گناه ديدي، فردا به آن چشم نگاهش مکن شايد سحر توبه کرده باشد و تو نداني.

ششم، مقابله به ضد؛ اگر دیدی از پس ذهن خود برنمی آیی و نمی توانی از فکرهای بد در باره دیگران خود را خلاص کنی، هر وقت این حالت برایت پیش آمد، از آنها تعریف و تمجید کن. این روش برای کسانی که به مرحله حاد و بیماری روانی بدبینی (پارانوئید) وارد نشده باشند، این موثرترین راه رهایی از بدبینی است.

اما اگر از این گذشت و وارد بیماری شد، دیگر نیاز به روان درمانی و حتی دارودرمانی خواهد بود.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :